سپهر
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، در دیگری باز میشود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم میدوزیم که درهای باز را نمیبینیم


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: خوشبختی
[ چهارشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٧:٥٥ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

می‌دانید چرا متخصصان تغذیه روی خوردن صبحانه تاکید می‌کنند؟

از مهم‌ترین دلایل این تاکید، مطالعاتی است که نشان می‌دهد صبحانه موجب تمرکز ذهنی بیشتر و ایجاد تفکری خلاق در فرد می‌شود.

به علاوه، از آنجا که سوخت مغز فقط از گلوکز (قند) است، برای بهبود عملکرد مغز و جلوگیری از افت قند خون، به‌ خصوص در صبح، خوردن صبحانه یک عادت کارآمد محسوب می‌شود و در نهایت این که دیده شده دانش آموزانی که هر روز صبحانه‌ می خورند، به موقع سرکلاس حاضر شده و منظم‌ترند.

اما اگر بخواهیم این عادت را برای همیشه عملی کنیم، چه مواد غذایی می‌توانند سفره ما را رنگین‌تر کنند؟

1- انواع نان

البته از نوع سبوس‌دار مثل نان سنگک و نان‌های تیره فانتزی. این ماده غذایی جزو اصلی صبحانه است که با تأمین کربوهیدرات روزانه، تا حدودی انرژی مورد نیازتان را تأمین خواهد کرد، البته نباید بیشتر از 5 برش (هر برش به اندازه یک کف دست بدون محاسبه انگشتان) شود.

2- شیر (یک لیوان)

یکی از مهم‌ترین نوشیدنی‌های مغذی (منبع کلسیم) برای صبحانه، شیر است که پیشنهاد می‌کنیم نوع کم چرب آن را میل کنید.

3- عسل

این ماده‌غذایی در گروه قندها جای می‌گیرد، اما اگر از نوع مرغوب‌اش باشد به غیر از انرژی، ارزش تغذیه‌ای دیگری نیز دارد، پس می‌توان آن را بر مربا ارجحیت داد. فقط فراموش نکنید که هر یک قاشق مرباخوری عسل به اندازه دو حبه قند کالری دارد و نباید در خوردن‌اش زیاده‌روی کرد.

4- پنیر (کم‌ چرب)

یکی از اجزای پُر پروتئین صبحانه، پنیر است که البته نوع کم‌نمک و کم‌چرب آن به شما توصیه می‌شود. شما می‌توانید قبل از مصرف، آن را با ماده غذایی دیگری مانند کنجد، گردو و حتی سبزیجات معطر طعم‌دار کنید.

5- گردو (دو عدد)

یکی از اجزای چرب صبحانه گردو است. این مغز که سرشار از اسیدهای چرب امگا-3 است، خوردن‌اش حتی برای افرادی که کلسترول بالایی دارند نیز نجات‌بخش است، پس حداقل دو عدد گردو را در صبحانه بخورید.

یادتان باشد که در پنیر ماده‌ای به نام تیرامین وجود دارد که اگر در مغز جمع شود، باعث کند ذهنی می‌شود. البته این ماده توسط یک نوع آنزیم موجود در بدن انسان می‌تواند تجزیه شود، ولی این آنزیم تا حد مشخصی فعال است. برای فعالیت بیشتر این آنزیم باید میزان مس را در بدن زیاد کرد و این کار با خوردن گردو که حاوی مقداری مس است، انجام می‌شو‌د. به همین دلیل در متون دینی، خوردن گردو به همراه پنیر توصیه شده است.
مواد غذایی صبحانه

6- مربا

مربا مملو از قند ساده است که هر قاشق مرباخوری‌اش یک واحد قند محاسبه می‌شود. در کل، بهتر است که قندهای ساده را برای صبحانه انتخاب نکنید، زیرا به دنبال افزایش قند خون، افت آن و بروز گرسنگی حتمی‌ خواهد بود.

7- کره

یکی دیگر از اجزای پر کالری صبحانه کره است که اسیدهای چرب موجود در آن از نوع اشباع‌ هستند. از آنجا که کره می‌تواند کلسترول خون را افزایش دهد، افرادی که محدودیت مصرف چربی دارند، بهتر است از این ماده غذایی صرف‌نظر کنند.

8- خامه

خامه نیز مانند کره، دارای کالری زیاد و چربی اشباع است. لذا افراد دارای چربی و کلسترول خون بالا بهتر است آن را نخورند.

9- تخم ‌مرغ (یک عدد)

یکی دیگر از مواد پروتئینی صبحانه تخم ‌مرغ است که آن را به صورت آب‌پز، عسلی، نیمرو و املت میل می‌کنند. نوع آب‌پز آن برای کسانی که محدودیت دریافت انرژی دارند، توصیه می‌شود. بهتر است از نوع عسلی آن صرف‌نظر شود، زیرا امکان آلودگی به میکروب سالمونلا در آن بالاست. نوع نیمروی آن به دلیل سرخ شدن در روغن برای افرادی که کمبود وزن دارند، بهتر است و املت نیز به دلیل مخلوط شدن با سبزیجات گزینه دیگری برای کم وزن‌ها به حساب می‌آید.

10- عدسی (کم‌ نمک)

این منبع پروتئین گیاهی یکی از غذاهای تنظیم‌کننده قند خون در صبحانه به حساب می‌آید که برخی آن را با سیب‌زمینی و کره و برخی خالی میل می‌کنند. یادتان باشد که یک کاسه عدسی جایگزین مناسبی برای پنیر و یا تخم‌مرغ است.

11- میوه و سبزی

مصرف میوه‌های تازه مثل سیب و پرتقال به دلیل داشتن فیبر و ویتامین C برای صبحانه مناسب هستند. مصرف آب پرتقال به همراه تخم‌مرغ و یا عدسی باعث افزایش‌ جذب آهن موجود در آنها می شود. گوجه‌فرنگی و چند برش هویج پخته نیز تأمین‌کننده بتاکاروتن و افزایش‌دهنده جذب املاحی مثل آهن هستند.

12- کره بادام‌ زمینی

یکی دیگر از مواد پروتئین‌دار اما چرب صبحانه، کره بادام‌ زمینی است که نمی‌توان در خوردن‌اش زیاده‌روی کرد. فراموش نکنید که یک قاشق غذاخوری آن معادل یک واحد چربی است و 45 کیلوکالری انرژی دارد.

نکته طلایی

باید یک پنجم انرژی دریافتی روزانه از طریق خوردن صبحانه تامین شود؛ مثلا اگر یک خانم بزرگسال به 1800 کیلوکالری انرژی نیازمند است، باید 350 کیلوکالری و آقایی که به 2500 کیلوکالری انرژی نیازمند است، باید 650 کیلوکالری از انرژی دریافتی‌اش، از طریق صبحانه تامین گردد.

در ضمن، بهتر است صبحانه‌تان از چند گروه غذایی مختلف تشکیل شود، نه فقط یک نوع گروه غذایی.

یادتان نرود که شیر، پنیر، تخم‌ مرغ، عدسی و حتی آجیل از منابع پروتئینی هستند و نان و غلات، میوه و سبزیجات، عسل و مربا از منابع تامین‌کننده کربوهیدرات‌های پیچیده و ساده‌اند. البته باید قندهای ساده و چربی‌‌ها (مثل مربا و کره و خامه) در حد کم مصرف شوند و از مصرف سوسیس و کالباس صرف‌نظر کرد.

ن 2 تا تو را دوست دارم ... یکی این دنیا ... یکی اون دنیا ...
♥تمام محبتت را به پای دوستت بریز اما نه تمام اعتمادت را ...
♥عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
♥رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند
♥ از شمع آموختم که :ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم
♥از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه که آرزویش را داریم
♥ زندگی 3 ایستگاه دارد!عشق...جدایی....و مرگ آقا قربونت ایستگاه اول پیاده می شم
♥اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم
♥خوشبخت ترین فرد کسی است که بیش از همه سعی کند دیگران را خوشبخت سازد
در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد
♥ عشق مثل یک ساعت شنی می ماند همزمان که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند!!
♥هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
♥ بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید
♥دیگه یار نمی خوام وقتی که می بینی عشق دوروغه
♥چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟؟؟؟ اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت بمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری
♥ اگه روزی شاد بودی، بلند نخند که غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین بودی، آرام گریه کن تا شادی ناامید نشه
♥عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید، هرگز قادر نخواهید بود که آن را دوباره جمع کنید
♥ بعد از مرگم تکه یخی به شکل صلیب بر روی سنگ قبرم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید اب شودوبه جای یار برایم گریه کند
♥اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم
♥پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بیچاره از این سوختن عشق آموخت فرق منو پروانه در اینست پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت
♥زندگی اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق یک بار است ..... جدایی دشوار است .....
یاد تو تکرار است
♥همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه
♥اگر می توانستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی
♥ اگه تو کوچه پس کوچ های دلم گم شدی.دنبال کسی نگرد که آدرس بهت بده چون غیر از تو کسی اونجا نیست
♥دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که دلت میخواد اونو از تو رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجوت بغلش کنی
♥شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
♥ موقعی که خدا پنجره ی بهشتو باز کرد منو دید ازم پرسید امروز چه آرزویی داری؟؟ گفتم خدایا همیشه مواظب اونی که الان داره این نوشته رو میخونه باش چون برام خیلی عزیزه
♥ وقتی کسی رادوست داری، گفتن آسان تراست، شنیدن آسان تراست، بازی کردن آسان تراست، کارکردن آسان تراست. و وقتی که کسی تورا دوست دارد، خندیدن آسان تراست. واگر تنهای تنها باشی، به مرگ فکرکردن ازهمه چیزآسان تراست
♥می گی گل رو دوست داری ولی میچینیش... میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش... میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش... چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟
♥یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.
♥ اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه
♥دوستی شوخی سرد آدمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه کشتن غرور من و تو دوستی توطئه ثانیه هاست
♥ندیدم بهاری محبت ز یاری دلم غرق خون شد عجب روزگاری زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت... حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی... جدایی سخت است نه به سختی تنهایی... نگاهی آشنا به یاس کردم ... تو را در برگ گل احساس کردم ... خلاصه در کلاس ناز چشمت ... دو واحد عاشقی را پاس کردم....
♥بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
♥سکوتم را به باران هدیه کردم تمام زندگی را گریه کردم نبودی در فراق شانه هایت به هر خاکی رسیدم تکیه کردم
♥اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلند ترین قله ی دنیا می نوشتم اگه معلم ادبیات بودم اسمتو تو تمام شعرام می آوردم اگه معلم شیمی بودم اسمتو در گروه حلال ترین محلول ها قرار می دادم اگر معلم زیست بودم قلبت رو از مهربون ترین قلبها می نوشتم ...
♥ به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چیست؟ گفت از من زیبا تر به شمع گفتم عشق چیست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ...
با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم نگاهتو کوک نکنی من خودمو دار میزنم چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم
♥هر کسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد
♥اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید زیر چشمه مهربونی خواب یک توطئه میدید
♥شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت؟... گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد... گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی...
♥نه!نرو!... صبرکن قرارمان این نبود باید سکه بیندازیم... اگر شیر آمد:تردید نکن که دوستت دارم... اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم ..... صبر کن سکه بیندازیم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٦:۳٩ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

شیوه های قرآنی نهادینه کردن ارزشهای دینی در کودکان و نوجوانان

 

نویسنده:حسن خلجی

چکیده

تربیت دینی فرزند یک ضرورت است کسانی که تربیت کودکان ونوجوانان خود را از وظایف خویش به حساب نمی آورند و بیشتربه امور روزمره ی خود می پردازند،باید منتظر پیامدهای این بی توجهی ها باشند.
عمق بخشیدن به آموزه های دینی درکودکان و نوجوانان، آنان را ازآسیب های اخلاقی و اجتماعی مصون می دارد؛چرا که بسیاری ازشرارت های افراد ناشی از نداشتن تربیت دینی و اخلاقی می باشد و درونی شدن ارزش های دینی باعث می شود آنان دربرابر این انحرافات مقاومت بیشتری داشته باشند. والدین و مربیان اگر بخواهند کودکان را با معارف دینی آشنا کنند و این امررا درآنان نهادینه سازند،باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند،زیرا فردا دیراست. درنظام تربیتی اسلامی آغازتعلیم و تربیت با استفاده از روش شناسی و بررسی شیوه های صحیح تربیتی جایگاه ویژه ای دارد.درخت پرثمرتربیت آنگاه به بارمی نشیند که نظریه های تربیتی در قالب شیوه های صحیح و درست به اجرا درآید.روش های الگوآفرینی،محبت؛تشویق،بصیرت بخشی و روش قصه گویی مؤثرترین روش های قرآنی هستند که والدین و مربیان را در درونی کردن آموزه های دینی درکودکان و نوجوانان یاری می دهند.
کلید واژه ها:کودک و نوجوان،نهادینه کردن، روش شناسی، تربیت.

مقدمه

پیامبراکرم (ص) وقتی به بعضی ازکودکان نظر افکند فرمود: «وای به فرزندان آخرالزمان، از روش ناپسند پدرانشان. عرض شد یا رسول الله از پدران مشرک؟ فرمود نه از پدران مسلمان که به فرزندان خود هیچ یک از فرایض دینی را نمی آموزند و به ناچیزی از امورمادی درباره ی آنان قانع هستند؛ من ازاین مردم بری و بیزارم و آنان نیزازمن بیزار. (نوری طبرسی، 1408، ج 2، ص 625)
تربیت دینی فرزند یک ضرورت است،کسانی که تربیت کودکان و نوجوانان خود را از وظایف خویش به حساب نمی آورندو بیشتربه امور روزمره ی خود می پردازند،منتظر پیامدهای این بی توجهی ها باشند.حضرت علی علیه السلام دراین باره می فرماید:
«و لاتکونوا کجفاه الجاهلیه لا فی الدین یتفقهون و لا عن الله یعقولن کقیض بیض فی اداح یکون کسرها وزرا و یخرج حضانها شرا»؛(نهج البلاغه،خطبه 166) مانند ستم پیشگان دوران جاهلیت نباشید که نه در پی آگاهی دینی بودند و نه در شناسایی خدا اندیشه می کردند،مثل تخم افعی در لانه پرندگان که شکستن آن گناه است،زیرا گمان می رود تخم پرنده باشد، اماجوجه آن شر و زیانبار است.یعنی ظاهر شما به حکم محیط اسلامی ایمان است،ولی درباطن صفات جاهلیت را دارید.
براین اساس می توان گفت یکی از دلایل مهم آسیب های فردی و اجتماعی که درآینده درافراد به وجود می آید بی توجهی و غلفت درتربیت دینی دردوره ی کودکی و نوجوانی است. با این استدلال که حضرت علی علیه السلام درباره ی تربیت پذیربودن کودک و نوجوان به امام حسن علیه السلام می فرماید:«إنّما قلب الحدث کالارض الخالیه ما ألقی فیها من شیئ قبلته»؛(نهج البلاغه، نامه 31) قلب نونهال مانند زمین خالی است که هرتخمی درآن افشانده شود می پذیرد.
امام صادق علیه السلام درباره ی ضرورت و اهمیت تربیت دینی کودکان و نوجوانان می فرماید:«بادروا أولادکم بالحدیث قبل أن یسبقکم إلیهم المرجئه»؛(کلینی، ج 6، ص 47) به این معنا که «هرچه زودتر معارف اسلامی را به فرزندان خود بیاموزید پیش ازآنکه منافقان با آموزش های انحرافی بر شما سبقت گیرند.»
بنابراین «... کودک درخطراخلاقی را باید در ردیف انحرافات جوانی قرارداد،زیرا اگرازآن جلوگیری نشود سقوط درتبهکاری او فراهم می شود».(ژان پیاژه، 1369، ص 119)
مولوی راجع به اینکه هرچه انسان بزرگ تر می شود صفات او قوی تر و ریشه دارتر می گردد مثلی می آورد آنجا که می گوید:مردی خاری درمعبرکاشت و مردم ازاین بوته خار در رنج بودند.او قول داد که سال دیگر آن را بکند و سال دیگر نیز کاررا به سال بعد موکول کرد و سال های بعد نیزبه همین ترتیب عمل کرد.ازطرفی،درخت، سال به سال ریشه دارتر می شد و خارکن ضعیف تر می گردید. یعنی میان رشد درخت و قوت او نسبت معکوس برقرار بود.حالات انسان نیز مانند خاربُن و خارکن است.روز به روز صفات درانسان ریشه های عمیق تری پیدا می کند و اراده ی انسان را ضعیف تر می کند،بنابراین قدرت یک جوان دراصلاح نفس خود،از یک پیر بیشتراست. (مرتضی مطهری،1371، ص 79-80)
سعدی نیزمی گوید:
هرکه درخوردیش ادب نکنند،در بزرگی ادب از او برخاست
چوب تر را چنان که خواهی پیچ، نشود خشک جز به آتش راست
مولوی و سعدی نیزبراین عقیده هستند که آموختن فضایل و تربیت فرزندان باید از سنین کودکی و نوجوانی آغاز شود زیرا دراین سنین آمادگی و صلاحیت های لازم برای امرتربیت در آنان به میزان کافی وجود دارد.
وقتی محورتربیت،عمق بخشی دیانت و تقوای دینی در کودکان و نوجوانان باید از سنین کودکی و نوجوانی آغاز شود زیرا دراین سنین آمادگی و صلاحیت های لازم برای امر تربیت درآنان به میزان کافی وجود دارد.
وقتی محورتربیت،عمق بخشی دیانتی و تقوی دینی درکودکان و نوجوانان باشد،مسلماً فرزندان ازهرنوع آسیب های اخلاق و اجتماعی مصون می مانند زیرا که بسیاری از شرارت های افراد ناشی از نداشتن تربیت دینی و اخلاقی می باشد و درونی شدن ارزش های دینی باعث می شود آنان دربرابر این انحرافات مقاومت بیشتری داشته باشند. والدین و مربیان اگر بخواهند کودکان را با معارف دینی آشنا کنند و این امر را در آنان درونی سازند،باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند،چرا که فردا دیراست.
اما برای شروع چه باید کرد؟ از چه روش هایی استفاده کنیم؟ مؤثرترین روش ها و عوامل کدامند؟
پاسخ به این سؤالات موضوع و محتوای این مقاله می باشد. امید است که موردتوجه والدین و مربیان محترم قرارگیرد.

ضرورت داشتن روش

روش شناسی و بررسی شیوه های تربیتی در نظام تربیتی اسلامی،جایگاه ویژه ای دارد.درواقع،درخت پرثمرتربیت، آنگاه به بارمی نشیند که نظریه های تربیتی درقالب شیوه های صحیح و درست اجرا شود.برای موفقیت درهرکاری، آگاهی به اسباب و وسایلی که بتواند به گونه ای سریع و آسان، ما را دررسیدن به هدف یاری کند،لازم است. اتخاذ روش هایی که بتواند ما را به آسانی درپیمودن جاده موفقیت یار و مددکار باشد،ازشرایط توفیق درانجام هرکاری است. درقرآن کریم آمده است:
«... ولیس البربأن تأتوا البیوت من ظهورها و لکن البرّ و أتوا البیوت من أبویها و اتّقوا الله لعلّکم تفلحون»؛ (بقره، 189) نیکوکاری بدان نیست که از پشت دیوار به خانه درآیید (چه این کارناشایسته است) نیکی آن است که پارسا باشید و درهر کاری ازراه آن وارد شوید.
درتفسیرآیه فوق فرموده اند که «وأتوا البیوت من أبوابها» یعنی باید هرکاری را از راه خودش انجام داد. (موسوی همدانی، ج 3،ص 80)
حضرت علی (ع) درباره ضرورت داشتن روش در کارها می فرماید:«ما خاصگان و یاران و گنجوران نبوت و درهای رسالت هستیم و درخانه ها جزاز درهای آن نتوان وارد شد». (1)
دراهمیت داشتن روش،امام صادق (ع) فرمود:«العامل علی غیربصیره کالسائرعلی غیر طریق فلا تزیده سرعه السیر الا بعدا» (تحف العقول،ص 379) عمل کننده ی بی بصیرت مانند ره نوردی است که به بیراهه می رود.سرعت حرکت او را به هدف نمی رساند جز آنکه دورش سازد.
حضرت علی (ع) به مردم سفارش می کند که:«ای مردم آن کس که راه آشکار را بپیماد به آب درآید و آن کس که راه بیراهه را در پیش گیرد، در بیابان بی نشان می افتد». (2) بنابراین هررشته ای ازعلوم شیوه و روش خاص خود را دارد که اگردرست به کارگرفته شود،نتایج مطلوبی به همراه خواهد داشت.تعلیم و تربیت نیزچنین است و مربیان و والدین می تواند با شناسایی بهترین شیوه ها و روش ها،در رسیدن به اهداف از آنها بهره ببرند.

ادخلوا الابیات من ابوابها
واطلبوا الاغراض فی اسبابها (3)

1.روش تشویق

یکی ازروش های بسیارمؤثر در نهادینه کردن آموزه های دینی درکودکان استفاده از روش تشویق می باشد. تشویق یک شیوه مناسب درایجاد انگیزش به سوی کارهای مثبت می باشد. تشویق در روح کودک و نوجوان ایجاد انگیزش می کند و آنان را به انجام اعمال نیک تحریض و ترغیب می کند. امیرمؤمنان علی (ع) درباره ی نقش پاداش و کیفرالهی در تربیت آدمی می فرماید:خدای سبحان پاداش را بر طاعت و کیفررا برمعصیت خود قرار داده است تا بندگانش را از عذاب خویش باز دارد و به سوی بهشت روانه سازد. (4)
مقصود از تشویق و تنبیه چیست؟
«مقصود از تشویق پاسخ مثبت در برابر رفتار مطلوب کودک (متربی) ابراز مهرورزی به او،واگذاری مسئولیت مناسب به او،وعده پاداش و ... جلوه گر می شود. نقطه مقابل تشویق تنبیه است که مقصود ازآن پاسخ منفی دربرابر رفتار نامطلوب متربی است و برای آن مصادیقی است، از جمله نگاه سرد،روی برگرداندن،بی اعتنایی،تغییر چهره، محروم ساختن،جریمه و تنبیه بدنی.با این بیان روشن می شود که تشویق،پاداش دادن به فردی است که تن به کوشش داده و سعی خود را کرده است و تنبیه مجازات نمودن [از راه های] مختلف است».(بهشتی، 1379، ج 2، ص 241)
«ابن سینا فیلسوف و اندیشمند بزرگ اسلام تشویق را به منزله ضمانت اجرای تعلیم و تربیت مورد توصیه قرار می دهد و مصادیق تشویق و تنبیه را متنوع و متعدد می داند و معتقد است واکنش مربی دربرابر رفتارناپسند متربی باید متناسب و تدریجی باشد. ابتدا روگردانی،سپس ترش رویی، پس از آن ترساندن و آنگاه توبیخ است و مربی در شرایط خاص می تواند به تنبیه بدنی روی آورد». (دفتر همکاری حوزه و دانشگاه،1377، ج 1،ص 287)
برای ترغیب کودکان ونوجوانان به اموردینی، بهتراست اصلی ترین روش، تشویق باشد؛زیرا تعلیم وتربیت اسلامی بر سهولت،محبت و ملاطفت تأکید دارد.وانگهی از طریق تشویق می توان انگیزه و میل فطری او را به مهر و محبت و قدردانی تأمین و اعتماد او را جلب کرد. البته در صورتی که تشویق مؤثر واقع نشود و خطا و تخلفی از سوی متربی صورت گیرد به منظورآگاهی دادن به او و جلوگیری ازاعمال کاری در انجام [اموردینی] می توان ابتدا به انذار و سپس به تنبیه روی آورد و منظورازتنبیه دراینجا تنبیه بدنی نیست؛بلکه در درجه اول استفاده از روش هایی است که کودک را از انجام کارهای نامطلوب (مثل نماز نخواندن) ناخشنود کند. بی توجهی،قهر،(کوتاه مدت) سرزنش،محروم سازی و امثال آن ازشیوه های تنبیهی هستند که جنبه انسانی داشته و برای تنبیه،بهتراست ازآنها استفاده شود،نه تنبیه بدنی. (احمدی، 1380، ص 143)
چگونه تشویق باعث تعمیق ارزش های دینی می شود؟
یکی ازسرمایه های فطری و ذخایرطبیعی که درباطن هر انسان به مقتضای حکیمانه الهی مستقرشده است انگیزه ی حب ذات است. هرانسانی قبل ازهرچیز و هرکس،به خود علاقه دارد و بالفطره عاشق و شیفته ی خویشتن است و هیچ چیزدرنظرآدمی به قدرخودش عزیز محبوب نیست.از سوی دیگرخداوند عشق به کمال مطلق و انزجاراز نقص را در وجود انسان قرارداده است،به گونه ای که هر انسانی به صورت فطری متمایل به کامل ترشدن و پیشرفت است. تشویق ، باعث می شود کودک یا نوجوان از کار خودش احساس لذت کند و در او احساس رضایت به وجود آید. نتیجه این امر، مضاف شدن تکرار عمل است. تشویق، موجب پیدایش نشاط و رفع کسالت در فرد می گرد و وقتی این حالت ایجاد شد، اشتیاقش برانگیخته شده و زمینه ی رشد و کمال بیشتری برای او فراهم می گردد.

شرایط تشویق

برای اینکه امرتشویق، زیان و خطری را برای کودک به دنبال نداشته باشد،رعایت نکات ذیل حائز اهمیت است.
1. باید عمل یا اخلاق نیک کودک را تحسین کرد، نه خود او را. در ضمن او را باید متوجه کنیم که آنچه ارزشمند است عمل و صفت اوست.
2. تشویق باید به جا و به موقع و متناسب با نوع رفتار کودک و نوجوان باشد و روحیه شخص درانتخاب شکل آن،یعنی زبانی،رفتاری،مالی،معنوی و جز اینها ملاحظه گردد.
«غزالی تفاوت های قابل توجه درانواع تشویق و ترغیب را اینگونه بیان می کند:اگر کودک را گویند:به دبیرستان شو تا به درجه ریاست رسی،وی خود لذت ریاست نداند که چه باشد؛ لکن باید گفت: به دبیرستان شو تا شبانگاه،چوگان و گوی به تو دهم،تا بازی کنی،تا کودک به حرص آن به دبیرستان شود و چون بزرگ تر شود،وی را ترغیب کند به جامه ی نیکو و زینت،تا دست ازبازی بدارد.چون بزرگ تر شود وی را به خواجگی و ریاست وعده دهد و گوید:جامه ی دیبا،کار زنان باشد و چون بزرگ تر شود آنگاه گوید:خواجگی و ریاست دنیا اصلی ندارد که همه به مرگ تباه شود؛آنگاه وی را به پادشاهی جاوید وعده دهد».(عطاران، 1379، ج 3، ص 59)
3. تشویق باید به گونه ای باشدکه باعث ترغیب دیگران بشود، نه دلسردی آنان.
4. تشویق باید به اندازه و معقول باشد و به هیچ وجه از حد تجاوزنکند،زیرا دراین صورت موجب غرور و تباهی شخص می شود و نیزنباید کمترازاندازه باشد،زیرا نتیجه مطلوب خود را ازدست می دهد.
5. تشویق وسیله ای برای ایجاد انگیزه است؛بنابراین نباید به صورت هدف درآید و تمام ذهن و فکر کودک را به خود مشغول سازد.زیرا دراین صورت،نقش بازدارنده پیدا می کند.
6 .موقعی که کودک را تشویق می کنید باید علت آن را برایش بگویید و این عمل باید به گونه ای صورت گیرد که کودک خود را مستحق آن ببیند و آن را دردرون تأیید کند.
7. تشویق درحضورجمع،اثربیشتری دارد.

2. روش الگویی

یکی ازشیوه های مؤثردرتربیت کودکان و نوجوانان روش الگویی است.دراین روش فرد،از فرد یا افراد دیگر به عنوان سرمشق و الگو استفاده می کند و تحت تأثیر مشاهده،ازرفتار دیگران پیروی نموده و خود را با آن همساز می کند.
بنابراین می توان گفت:«الگو پیروی عینی و مشهود از یک اندیشه و عمل درجنبه های گوناگون،جهت رسیدن به کمال است».
تربیت ابتدایی انسان به طورطبیعی با روش الگویی شکل می گیرد.کودک درچند سال نخست زندگی خود،همه کارهایش را ازافراد پیرامون خود که در درجه اول پدرومادراویند، الگوبرداری می کند و با تقلید ازآنان رشد می کندو ساختار تربیتی اش سامان می یابد.ازاین رو،روش الگویی در سازمان دادن شخصیت و رفتار کودک،نقش به سزایی دارد. غریزه ی تقلید یکی ازغرایز نیرومند و ریشه دار در انسان است. به برکت وجود همین غریزه است که کودک بسیاری از رسوم زندگی،آداب معاشرت،غذاخوردن،لباس پوشیدن، طرز تکلم،ادای کلمات و جمله ها را از پدر و مادر و سایر معاشران فرا می گیرد و به کار می بندد.
چشم و گوش کودکان و نوجوانان چون دریچه ای بازاست، می بینند و می شنوند و ذهنشان چون آیینه ای است که هرچیزی درآن منعکس می شود،با این تفاوت که آیینه عکس اشیا را در خود نگه نمی دارد ولی ذهن کودکان و نوجوانان اینها را در خود نگه می دارد.بنابراین والدین و مربیان می تواند فعالیت ها و رفتارهای دینی و مذهبی خود را به گونه ای هماهنگ کنند که فرزندان،متوجه شوند و الگوی ذهنی آنان را درانجام این امور شکل دهند.
باندورا، دررابطه با تقلید و تکراررفتار الگو تحقیق بسیار جالبی انجام داده است که درآن «کودکان یک مهد کودک را به پنج گروه تقسیم کرد.درگروه آزمایشی اول،کودکان به مشاهده رفتارالگوی فرد بزرگسالی می پردازند که به طور فیزیکی و لفظی به یک آدم پلاستیکی حمله می کنند.درگروه دوم کودکان حوادث و رفتار فوق را در فیلمی مشاهده می کنند. در گروه آزمایشی سوم،کودکان رفتارکودکان رفتار تهاجمی شخصیت ها را درفیلم کارتونی می بیند. درگروه آزمایشی چهارم کودکان درهیچ یک از سه موقعیت فوق قرار نمی گیرند و بالاخره در گروه آزمایشی پنجم کودکان به مشاهده ی یک الگو با رفتار آرام،مطیع و غیرتهاجمی مبادرت می ورزند.بعد از مشاهده ی رفتارهای مختلف درزمان معین شده،تمام کودکان در موقعیت یکسانی قرارداده می شوند. آزمایشگر ازطریق یک پنجره به مشاهده ی رفتارکودکان می پردازد و رفتارهای تهاجمی شفاهی و عملی آنان را یادداشت می کند. درتحلیل اطلاعات به دست آمده از یادداشت ها به این نتیجه می رسند که:الگوی پرخاشگری را که گروه های اول تا سوم دیده بودند،رفتار تهاجمی بیشتری نسبت به گروه چهارم (گروهی که هیچ موردی را مشاهده نکردند) ازخود نشان می دهند و برعکس گروهی که (گروه پنجم) الگوی رفتار آرام، مطیع و غیرتهاجمی را مشاهده کرده بودند،رفتار تهاجمی کمتری نسبت به گروه کنترل (گروه چهارم که هیچ موردی را ندیده بودند) ازخود نشان می دادند».(شعبانی،1371، ص 63)
«کودک،مقلد خوبی است.وبه آسانی و بدون هیچ گونه زحمت و مشقتی تنها ازراه تقلید می آموزد.او را می بیند،می شنود و پس ازمدتی تکرارمی کند.برخی پژوهش ها نشان داده اند ازسنین تشخیص،یعنی حدود شش سالگی،پسران از پدران تقلید می کنند و دختران از مادران و این تقلید درآنان ناآگاهانه است.کودک درمسیررشد،ازافراد بسیاری الگو می پذیرد و تحت تأثیردیده ها و شنیده های بسیاری است.همه اطرافیان به گونه ای دراو اثرمی گذارند و مدل و الگوی کودکند،ولی والدین ازهمه آنها مهمترو مؤثرترهستند و این اهمیت و تأثیر درکودکان تا سنین نوجوانی همچنان تداوم دارد.براین اساس، وظیفه والدین دراین دوران بسیار سنگین است و باید به فرزندان فرصت بدهند تا ازاخلاق و رفتارخوب خود بهره مند گردند. اگر سخن ناروا خوب نیست نباید این گونه سخنان را درحضور فرزندان خود جاری کنند،اگر از اولاد خود انتظار کارخوب دارند باید درکارخیر برای کودکان خود الگو باشند. اگردوست دارند فرزندشان نماز اول وقت بخوانند خود باید پیشگام باشند.والدین باید به گونه ای عمل کنند که فرزندان به آنان دید مثبت داشته باشند. » (مجموعه مقالات نماز و خانواده، 1386، ج 1، ص 234)

الگو درقرآن و سیره معصومین علیهم السلام

درقرآن کریم استفاده ازالگو و اسوه به عنوان یکی از مهمترین روش های تربیتی مطرح است.قرآن نمونه ها ومثال های زیادی را بیان کرده که بیانگر تأثیرفراوان این روش در یادگیری و شکل گیری شخصیت انسان ها است. به عنوان مثال آنجا که داستان قابیل را نقل می کند که برادرش هابیل را کشت اما نمی دانست با جسد برادرچه کند؟ دراینجا خداوند کلاغی را فرستاد که مشغول کندن زمین شود وکلاغ مرده را دفن کند.قابیل ازکلاغ آموخت که چگونه برادر را زیر زمین پنهان سازد.
خداوند درقرآن کریم صراحتاً رسول گرامی اسلام (ص) را به عنوان الگو معرفی می کند و می فرماید:
«البته شما دراقتدای به رسول خدا چه درصبر و مقاومت با دشمن و چه دیگر اوصاف و افعال نیکو،خیر و سعادت بسیار است برای آن کسی که به ثواب خدا و روز قیامت امیدوار باشد و یاد خدا را بسیارکند». (احزاب، 23)
حضرت علی (ع) می فرماید:«به سیرت پیامبرتان اقتدا کنید که برترین سیرت است و به سنت او بگروید که راهنماترین سنت است». (نهج البلاغه، خطبه 116)
پیامبر گرامی اسلام (ص) به عنوان الگویی شایسته برای اصحاب بود که چگونگی عبادت ها را ازاین روش به آنها می آموخت.از ابی حازم روایت شده است که یک بارپیامبر (ص) برروی منبرنمازخواند،وقتی نمازش تمام شد رو به مردم کرد و فرمود:ای مردم، من این کار را بدین خاطر انجام دادم که شما ازمن پیروی کنید و کیفیت خواندن نماز را از من یاد بگیرید.امام کاظم (ع) می فرماید:«یحفظ الاطفال بصلاح آبائهم»؛(مجلسی،ج 5، ص 178)
رفتارکودکان دراثرخوبی های رفتار والدین حفظ می شود.
بنابراین الگو های پاک و با فضیلت،انگیزه و میل به پاکی و آراستگی به فضایل را درجوامع ایجاد مد و الگوهای ناپاک و بی فضیلت،جوامع را به سوی ناپاکی و رذایل برمی انگیزند. آن همه تأکیدی که برنقش الگوها شده است بدین خاطراست که الگوها،چون مقبول واقع شوند دیگران را مطابق خود می سازند؛چنانکه هرهنری که استادی داشته باشد،جان شاگردش بدان هنرمتصف می شود.
هرهنرکه استاد بدان معروف شد
جان شاگردش بدان موصوف شد (5)

مسئولیت الگوها

با توجه به نقش خطیرالگوها،مسئولیتی بس سنگین نیز متوجه آنهاست.والدین و مربیان زمانی می تواند از روش الگویی استفاده ونتیجه بگیرند که موارد ذیل را رعایت کنند.
1.والدین قبل از توصیه به ارزش های دینی باید خود دراین امرپیشتازباشند.امیرمؤمنان علی (ع) دراین باره می فرمایند:«هرکه خود را پیشوای مردم سازد،باید پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خویش بپردازد،و باید تربیت کردنش، پیش از آنکه با زبانش باشد،با سیرت و رفتارش باشد و آنکه خود را تعلیم دهد و تربیت نماید،شایسته تر به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و تربیت نماید». (6) (نهج البلاغه، حکمت 73)
2. مربیان و والدین سعی کنند به صورت عملی و رفتاری کودکان را به مسایل دینی دعوت کنند.امام صادق(ع) به این امرتوجه داده،می فرمایند:
مردم را با رفتارخویش به حق دعوت کنید،نه با زبان خویش. (7)
3. والدین همراه باید مراقب باشند بین گفتار وعملشان تناقض به وجود نیاید.
4. اشتیاق مربیان و والدین باید درانجام مسایل دینی نسبت به کودکان و نوجوانان چندبرابرباشد.
هیچ کس را نیست ره سوی وصال؛تا نباشد رهبرش صاحب کمال

3.روش محبت

یکی ازابزارهایی که می تواند ما را درنهادینه کردن آموزه های دینی درفرزندان به هدف برساند محبت کردن است. محبت یکی ازعوامل بسیار مهم درجذب افراد می باشد که اثر آن برروی فرد تربیت شونده عمیق و پایدار می باشد. دراین مدت والدین می توانند منویات تربیتی خود را به افراد القا کنند و تغییررفتار را درآنان مشاهده نمایند.

ازمحبت تلخ ها شیرین شود
ازمحبت سرکه ها زرین شود

از محبت دُردها (8) صافی شود
از محبت دردها شافی شود

ازمحبت مرده زنده می کنند
ازمحبت شاه بنده می کنند (9)

دردین اسلام،محبت به عنوان اساس و رکن درجذب و هدایت انسان ها به شمار می رود.ادیان الهی برپایه محبت به دل ها رسوخ کرده و راسخ مانده اند یکی ازمهمترین و مؤثرترین روش های پیامبراکرم (ص) استفاده ازاین روش بوده است. زیرا با این روش جاذبه درافراد ایجاد می کردند و هم انگیزه ی آنها را افزایش می داد.و اگرپیامبراکرم (ص) این روش را پی نمی گرفت،آن همه اعراب بادیه نشین به دورش جمع نمی شدند تا ازبادیه نشینی و بربریت به تربیت و فرهنگ دینی پناه آورند.حضرت علی (ع) درباره اهمیت و تأثیراین روش می فرماید:«دوستی ورزیدن نیمی ازخرد است». (نهج البلاغه،حکمت 142) و درجای دیگرمی فرماید «دوستی ورزیدن پیوند با مردم را فراهم می آورد». (نهج البلاغه، حکمت 211) درواقع نیروی محبت ازنظرتربیتی،نیرویی عظیم و کارسازاست و بهترین تربیت آن است که بدین روش تحقق یابد،زیرا محبت با فطرت و سرشت آدمی سازگاری زیادی دارد و پذیرش آنها از ناحیه درون و بدون هیچگونه تحمیلی است.ضرورت و اهمیت به کارگیری روش محبت از این روست که محبت اطاعت آوراست و سبب همسانی و همراهی فرزند با والدین و مربی می شود.ازعلی (ع) نقل شده است که از رسول خدا (ص) درباره ی روش و سنت آن حضرت پرسیدم،فرمود:«والحب اساسی»؛محبت بنیاد واساس (روش و سنت) من است.(الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج 1،ص 187)
چگونه محبت باعث درونی شدن یک رفتار می شود؟
میان محبت و اطاعت رابطه ای بسیارقوی وجود دارد. با ظهورمحبت همرنگی و اطاعت پیدا می شود.محبت هرکسی که دردل آدمی بنشیند مطیع و پیرو او می شود و ازخواست او سرپیچی نمی کند.انسان اسیرمحبت و محکوم آن است،تا جایی که گفته اند:«الانسان عبدالاحسان» (غررالحکم،حدیث 8771) احسان و اظهاردوستی،می تواند بشر را تا سرحد بندگی به پیش ببرد و البته این نتیجه طبیعی محبت ورزی نسبت به انسانی است که فطرت بشری خویش را از دست نداده باشد.
اگروالدین و مربیان بین کودکان و نوجوانان رابطه ی توأم با مهرو محبت برقرارکنند بین خود و کودک یک حوزه ی عاطفی ایجاد خواهند کرد که به واسطه ی آن توجه کودک جلب می شود.وقتی توجه کودک جلب شد،پاسخ های مثبتی دربرابر دستورات و راهنمایی ها ازخود نشان می دهد و درصورت دوام این محبت و راهنمایی هاو پاسخ های مثبت،آموزه های دینی درکودک و نوجوان به صورت ارزش درمی آید و دراو نهادینه می شود.
سعدی معتقد است تأثیرمحبت و مهرورزی و احسان، معجزه آسااست.به گونه ای که علاوه برانسان،حیوانات را هم تحت تأثیرقرار می دهد.او دراین باره می گوید:

به ره در یکی پیشم آمد جوان
به تگ اندر پی اش گوسفندی روان

بدوگفتم که این ریسمانست و بند
که می آرد اندر پی ات گوسفند

سبک طوق و زنجیر از او باز کرد
چپ و راست پوییدن آغاز کرد

هنوز از پی اش تازیان می دوید
که جو خورده بود از کف مرد و خوید

چو بازآمد از عیش و شادی به جای
مرا دید و گفت ای خداوند رأی

نه این ریسمان می برد با منش
که احسان کمندیست در گردنش

به لطفی که دیدست پیل
دمان نیارد همی حمله بر پیلبان (10)

به وجود آوردن احساسات عاطفی و اخلاقی یکی از اصول مهم و اصلی است که باید بین کودک و پدر و مادر،یا بزرگسال به وجود آید؛زیرا هرکدام به نوبه خود نقش مهمی را در سازندگی شخصیت کودک دارند واگراین اصول بر پایه درستی درمحیط خانواده استوارنباشد،بدون تردید ناهنجاری در رفتارو اخلاق کودک به وجود می آید.(ژان پیاژه، 1369، ص 119) ژان ژاک روسو درکتاب امیل دراین باره می گوید: کودک دارای شخصیت مستقلی است،او نباید به طور آشکار و جابرانه تحت فرمان قرارگیرد. پدرو مادر باید با او مانند دوست و موافق باشند و یا لااقل نباید بداند که تحت فرمان قرار گرفته است و بایستی فرمان او را بپذیرد،فرزندان نباید فکر کنند که پدران و مادران به آنان دستور می دهند،فرمان اگر دوستانه باشد،کودکان با والدینشان دوست می شوند.
درواقع محبت نیاز مستمر و همیشگی کودک است و همواره باید کودک را با محبت کردن همراه خود کرد. براین اساس می توان گفت که نگرش مثبت فرزندان نسبت به مذهب و امور دینی ریشه درمهرورزی و محبت والدین دارد. آنان می توانند با ایجاد فضایی آکنده ازمهر و محبت، تجربه خوشایندی در ذهن کودک ایجاد نمایند و بین اموردینی و ذهن کودک ارتباط قوی برقرار نمایند.
البته محبت شرایطی دارد که عبارت است از:
-محبت به کودک باید راستین باشد.
-محبت را باید ازدل و زبان آورد تا فرزند آنرا با تمام وجود لمس کند. ممکن است پدری و مادری فرزند خود را در دل دوست داشته باشند اما اظهارنظرنکنند این نوع محبت تأثیر چندانی ندارد.
-محبت به فرزندان باید یکسان باشد.
-محبت نباید مانع امر و نهی گردد .
-محبت به کودک باید معقول و به اندازه صورت گیرد.

4.روش بصیرت بخشی

بصیرت چنین تعریف شده است:«قوای در قلب، نورانی به نور قدسی است که به واسطه آن حقایق و بواطن را می بیند؛ همانگونه که چشم،صورت اشیا را می بیند».(التعریفات، ص 20) دکترشرفی درکتاب تربیت اسلامی با تأکید بردیدگاه امام خمینی بصیرت درتربیت را اینگونه معرفی می کند: «در حقیقت،بصیرت یا بینش به طرزتلقی آدمی ازامور و حوادث نیزاطلاق می شود و به تعبیری دیگر،بینش،نوعی آگاهی عمیق و گسترده است».
درمکتب تربیتی اسلام برای بهره مندی بیشترازدین وحاکم ساختن آن برحیات عادی و مبارزه با دیانت تقلیدی و تحدید و تعدیل آن،ابتدا همگان را دعوت به تفکر و تعقل درمفاهیم و مبادی دین و کشف حقانیت دیانت الهی ازمیان ادیان سنتی و موروثی می نماید و ازتقلید کورکورانه ازآبا و اجداد به شدت منع کرده،می فرماید:
«إنّ شرالدّوات عند الله الصّمّ البکم الذین لا یعقلون»؛(انفال، 22) بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانی هستند که تعقل نمی کنند و ازاستماع و اظهارحق عاجزو ناتوان هستند.یکی از محورهای اساسی درامرتربیت،توجه به روش معرفت و بصیرت می باشد؛معرفت و بصیرت به معنای نوعی آگاهی عمیق و گسترده است که نتیجه آن ایجاد پیوند بین انسان و واقعیت مورد نظر می باشد. در قرآن کریم نیز این روش مورد تصریح قرارگرفته است:«قد جاءکم بصائر من رّبکم فمن أبصر فلنفسه و من عمی فعلیها»؛(انعام، 104)
«آیات الهی و کتب آسمانی که سبب بصیرت شماست،البته از طرف خدا آمده؛پس هرکس بصیرت یافت،خود به سعادت رسید و هرکس کوربماند درزیان افتاد».
اگرانسان بصیرت و آگاهی نداشته باشد نمی تواند تکالیف الهی را بشناسد تا به اطاعت ازآنها تن دردهد و به هدف حیات خویش برسد.پیامبراکرم (ص) دراین خصوص می فرماید:
«لیس الاعمی من یعمی بصره انما الامی من تعمی بصیرته»؛ (نهج الفصاحه، حدیث 2373، ص 362) «کورآن نیست که چشم او نتواند ببیند،بلکه کورکسی است که بصیرتش کور باشد».
پیامبراکرم (ص) ازسوی خداوند مأمور می شود به صراحت اعلام کند که «حرکت او و پیروانش بر مبنای بصیرت و روشن بینی است». (11)
بصیر به چه کسی اطلاق می شود؟
در روایات بصیربه کسی اطلاق می شود که بعد از شنیدن سخنان به تفکر می پردازد،بعد ازمشاهده اموردرباره آنها به تفکرمی پردازد و ازمایه های عبرتی که درحوادث است عبرت می گیرد و تلاش می کند در راهی که دارای علایم و نشانه های واضح است،سیرکند و دراثردرک و بینش درونی حالتی برای او ایجاد می شود که ازافتادن درمهالک پرهیز می کند.
«فانما البصیر من سمع فتفکر و نظر فأبصر، وانتفع بالعبرثم سلک جدداً واضحاً یتجنب فیه الصرعه فی المهادی». (محمدی ری شهری،میزان الحکمه،ج 1،ص 423)
سوق دادن به سوی نور و روشنگری درون انسان ها که وظیفه پیامبران الهی بوده،برمبنای روش بصیرت صورت می گرفت.زیرا درشناخت برمبنای بصیرت و آگاهی و تعقل، انحراف و کج روی نیست.بنابراین والدین و مربیان می توانند با کودکان و نوجوانان درباره ی ارزش های دینی بحث و گفتگو کنند که:هدف ازخلقت و آفرینش انسان ها چیست؟ دین چه نقشی درزندگی دارد؟چرا ما باید عبادت کنیم؟ رعایت ارزش های دینی چه تأثیری درزندگی انسان دارد؟... و به این وسیله نوعی بصیرت و بینش و دگرگونی درونی در آنان ایجاد کنند و مطمئن باشند که
اگربتواند دگرگونی درونی درکودک ایجاد کنند،تغییررفتار و ترغیب کودکان و نوجوانان به مسائل دینی را مشاهده خواهند کرد.

کودکان را می بری مکتب به زور
زانکه هستند از فواید چشم کور

چون شود واقف،به مکتب می دود
جانش از رفتن شکوفه می شود

می رود کودک به مکتب پیچ پیچ
چون ندید ازمزد کارخویش هیچ (12)

آثاربصیرت آفرینی

-بصیرت،نگاه فرد را از سطح و پوسته ی رویدادها می گذراند و به عمق و باطن آنها نفوذ می دهد.
-بصیرت موجب تعادل و ثبات روح فرزندان می شود و آسیب پذیری دربرابرحوادث و عوامل تهدید کننده معنویت کمتر شود.
-بصیرت مشکلات و سختی ها را آسان جلوه می دهد. (13)

5. روش قصه گویی

یکی ازوسایل تعلیم و تربیت داستان است. شواهد تارخی نشان می دهد که داستان و قصه یک وسیله رایج و عمومی در میان همه ی اقوام و ملل بوده است و معمولاً هرزمان،نقالانی حرفه ای وجود داشته اند که درمجامع عمومی برای مردم قصه می گفته اند.یونانیان قدیم فرزندان خود را ازکوچکی به حفظ داستان هایی از «ایلیا»،«همر» و «اُدیسه» وادار می کردند.
افلاطون ارزش و اهمیت [قصه ها]، داستان ها و افسانه ها را در تربیت کودک دریافته می گوید:«پس باید پرستاران و مادران را وادارکنیم که فقط حکایات را که پذیرفته ایم برای کودکان نقل کنند و متوجه باشند که پرورشی که روح اطفال به وسیله حکایات حاصل می کند به مراتب بیشتر از تربیتی است که جسم آنها به وسیله ورزش پیدا می کند».(عطاران، 1368، ص 123)
بسیاری ازادیبان، نویسندگان، فیلسوفان و عالمان اخلاق که به قدرت زبان قصه آگاه بوده اند،افکارخود را دراین قالب بیان کرده اند.بوعلی ازجمله کسانی است که درقصه ی «حی بن یقضان» بسیاری از مضامین بلند عرفانی را آورده است. و یا غزالی درکتاب «کیمیای سعادت» فراوان ازحکایت و تمثیل بهره جسته است.

اهمیت قصه در قرآن

قصه درقرآن کریم، بازگو کردن سرگذشتی است که از واقعیات عینی حیات بشرحکایت دارد،تا برای آیندگان عبرتی باشد.قرآن خودش را به عنوان یک منبع داستان معرفی می نماید و می گوید:«ما اخبار پیامبران را به صورت قصه برای تو بیان می کنیم تا به قلب تو آرامش دهیم و به همین وسیله حق آشکار می گردد و برای مؤمنین موعظه و تذکرخواهد بود». (14)
آنچه ازآیات قرآن به دست می آید نشان می دهد که اهداف قصه های قرآن درمحورهای زیرخلاصه می شود:
1.تربیت و آموزش از طریق آموزش القاء غیرمستقیم.
2.عبرت و تفکر.
3.بیان حقایق و احیای تفکردینی صحیح برمبنای زدودن خرافات.
4.شاهد صدق نبوت و زمینه برای گسترش دعوت.
5.آرامش خاطرپیامبرو امیدآفرینی در دل های مؤمنین با نوید موفقیت.(معرفت، 1379، ص 276)
چگونه قصه و داستان برانسان تأثیر می گذارد؟
در تعلیم و تربیت قصه گویی روشی است که به وسیله آن به طورغیرمستقیم دراعماق روح کودک و نوجوان تأثیر می گذارد.داستان نویس و قصه گو،ضمن بیان وقایع مهم اقوام، ملل و شخصیت های مهم تاریخ،روح خواننده و شنونده را به همراه خویش تا عمق تاریخ می برد،و الگوهایی را برایش مجسم می سازد تا ازگفتار و رفتارشان سرمشق بگیرند و پیروی کنند. تأثیرات قصه و داستان غیرمستقیم و نامرئی است.به طورغیرمستقیم راه را نشان می دهد و هدایت می کند،عبرت می دهد،موعظه می کند، تشویق می نماید، می ترساند، امیدوار می کند ،همه ی اینها به طورغیرمستقیم القا می شود و به همین جهت پایدارخواهد بود.(امینی، 1379، ج 2، ص 109) درواقع شنیدن قصه یکی از کارهای مورد علاقه کودکان و نوجوانان است.آنها با هیجان زیاد به داستان گوش می دهند و خود را دراختیار قصه گو قرار می دهند که دراین صورت به صورت غیرمستقیم تأثیرات لازم را می پذیرند. قصه،نه تنها پیام های مفیدی برای کودک دارد،بلکه اگربه گونه ای جذاب و مناسب طراحی و بیان شود،کودک ونوجوان می کوشد خود را با شخصیت های آن قصه همانند سازد. (مجموعه مقالات نماز و خانواده،1386، ج 1،ص 249) والدین و مربیان می توانند با بیان داستان های مذهبی و دینی،زمینه ی رشد و شناخت کودک را فراهم سازند و با ارائه ی قصه های آموزنده و جذاب به ساخت الگوی ذهنی آنان با گرایشات معنوی بپردازند و زمینه ی علاقه و انگیزه ی آنان را درانجام مسایل معنوی فراهم آورند.دراین صورت نوعی اشتیاق در آنان ایجاد می شود و درنتیجه کودک و نوجوان ازانجام اعمال دینی احساس رضایت می کند،که این رضایت باعث درونی شدن عمل اخلاقی درآنان می شود.

نتیجه

آشنا کردن کودکان و نوجوانان با معارف و ارزش های دینی و مذهبی یکی از اصول مهم در تعلیم و تربیت اسلامی محسوب می شود و روز به روز با توسعه ی زندگی اجتماعی؛ علمی و سیاسی ضرورت آن بیشتراحساس می شود. بنابراین یکی از محورهای مهم و اصلی تربیت باید عمق بخشیدن آموزه های دینی درکودکان و نوجوانان باشد،زیرا دراین صورت است که فرزندان از هرنوع آسیب های اخلاقی و اجتماعی مصون می مانند.بسیاری از شرارت های افراد ناشی از نداشتن تربیت دینی و اخلاقی می باشد و درونی شدن ارزش های دینی باعث می شود آنان دربرابراین انحرافات مقاومت بیشتری داشته باشند.
تربیت دینی فرزندان را باید ازکودکی آغاز کرد. زیرا روح آنان دراین زمان انعطاف پذیری قابل توجهی دارد و هرچه انسان بزرگتر می شود ازاین انعطاف کاسته می شود.با توجه به اینکه کودک دراین دوران از حساسیت ها و لطافت های خاصی برخورداراست،باید ازبهترین شیوه ها بهره گرفت تا نتایج مفید و مؤثرحاصل شود.یکی از روش های بسیار مؤثر درتربیت تشویق کارهای خوب کودکان و نوجوانان است. تشویق راهی مناسب درایجاد انگیزش به سوی کارهای مثبت می باشد.تشویق در روح آنان اثر می گذارد و آنها را به انجام اعمال نیک تحریض و ترغیب می کند.یکی دیگراز شیوه ها روش الگویی است.دراین روش فرد،از فرد یا افراد دیگر به عنوان سرمشق و الگو استفاده می کند و تحت تأثیر مشاهده از رفتار دیگران پیروی نموده و خود را با آن همساز می کند. روش محبت یکی ازعوامل بسیارمهم درجذب افراد می باشد که اثرآن بر روی فرد تربیت شونده عمیق و درازمدت می باشد.دراین مدت مربی می تواند منویات تربیتی خود را به کودک القا کند و تغییررفتار را در کودک مشاهده کند. داشتن بصیرت و آگاهی نسبت به انجام یک کار،دوام و قوام آن عمل را بیشترخواهد کرد بنابراین روش بصیرت بخشی،روش مؤثری برای نهادینه کردن ارزش ها در کودکان و نوجوانان محسوب می شود.با روش قصه گویی نیز می توانیم دراعماق روح کودک نفوذ کنیم و با بیان قصه های آموزنده و جذاب کودکان را با شخصیت های قصه همانند سازیم.

روابط آموزش مذهبی باید براساس انس و الفت، دوستی و محبت اطلاع و آگاهی و استدلال منطقی صورت گیرد.[1]
مسائل مذهبی باید متناسب با دورة جوانی مطرح شود در عین حال باید آن را با زندگی تطبیق داد.[2]
فلسفة اصول عبادی برای جوان مطرح شود.[3]
عبور دادن منطقی جوانان از احساسات خام مذهبی به بینش مذهبی تثبیت شده که با تعقل و تفکر همراه باشد.
ارائه کردن دین در قالبهای تنگ و نارسای فکر بشری و تفسیرهای غیرواقعی موجب آسیب اساسی به دین و دینداری می‎شود.[4]
اگر فهم و ارائه دین در مقام انکار نیازهای طبیعی و ضروری زندگی بشر برآید این فهم آسیب زاست.[5]
مطالب دینی باید به تدریج و متناسب قدرت فهم مخاطب ارائه شود تا موجب دلزدگی نشود.[6]
لزوم تسهیل و تیسیر در هدایت و تربیت.[7]
عقاید خرافی، غلو آمیز، بی‎معنا و سست که به دین بسته شده باید حذف شوند.


[1]. خدا یاری فرد، محمد، مسائل نوجوانان و جوانان، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، چ 3، 1373.

[2]. همان.

[3]. همان.

[4]. دلشاد تهرانی، مصطفی، رهزنان دین، آسیب شناسی دین و دینداری در نهج البلاغه، انتشارات دریا، چ 1، 1379.

[5]. همان.

[6]. همان.

[7]. همان.

امضاء » Hakim

[SIGPIC][/SIGPIC]
روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یک پسر بچه با خودش چتر آورده بود ! و این یعنی ایمان.

گفتگوی آزاد دینی در اسک دین

در بحث آسیب‌شناسی دین و دینداری، آسیب و آفت به حقیقت دین بر‌نمی‌گردد، بلکه به نحوة رویکرد مردم به دین، فهم و تلقی آنان از دین و نوع معرفت دینی و شیوة دینداری بازمی‌گردد، آسیب یا آفت به مفهوم ظهور عیب و نقص و خارج شدن از وضع طبیعی و پیدایش تباهی است، چنانکه در کلام امام علی(ع) آمده است: «سبب فساد الدین الهوی» . سبب تباهی دین خواهش‌های نفسانی است. و یا فرموده است: «کثرة الکذب تفسد الدین» ، بسیار دروغ گفتن، دین را تباه می‌کند.
آسیب‌شناسی دین و دینداری، عمدتاً در عرصة نظر و عمل دینی است. به عنوان مثال فهم نادرست از زهد در دین، موجب خارج شدن از وضع طبیعی زندگی و فروافتادن دردام افراط و تفریط می‌شود.
3.1. آسیب‌شناسی تربیت دینی
تربیت دینی، تربیت بر اساس مفاهیم و معیارهای دینی است. هرگاه این مفاهیم و معیارها مورد بدفهمی قرار گیرد، یا حیطه آنها به غلط، بیشتر یا کمتر از آنچه هست، ارزیابی گردد، و یا در مواجهه با مسایل نوظهور عصر و دوران، به صورت نابه‌جا مورد استفاده قرار گیرد، آسیب‌هایی در تربیت دینی آشکار خواهد گردید. براین اساس، آسیب‌شناسی تربیت دینی به این معناست که اختلال‌های مفهومی و مصداقی در بکارگیری مفاهیم و معیارهای دینی در جریان تربیت مورد بازشناسی قرار گیرد و معین گردد که در هر مورد، کدام نوع از این اختلال‌ها در کار بوده و چه نوع آسیب‌هایی را در ذهن و ضمیر متربیان موجب می‌گردد. در جهت مقابل آسیب، سلامت و اعتدال در تربیت دینی است. مقصود از سلامت و اعتدال در تربیت دینی اینست که مفاهیم و معیارهای دینی، به دور از اختلال‌های مفهومی و مصداقی مذکور، بازشناسی شود و مشخص گردد که نتایج مثبت بکارگیری آنها در تربیتی دینی چیست؟
ضرورت آسیب شناسی تربیت دینی
بحث از آسیب‌شناسی تربیت دینی از این جهت ضرورت دارد که تر بیت دینی عملا بدون آسیب‌شناسی آن ممکن نیست. چنانچه برنامه‌ریزی برای تربیت دینی جامعه ضروری است و علما و اندیشمندان دینی و دلسوزان امور تربیتی جامعه باید به نحو دقیق مشخص کنند که در افراد جامعه چگونه تحوّل ایجاد کرده و آنان را براساس آموزه‌های دینی تربیت کنند، درست به همین اندازه، آسیب‌شناسی تربیت دینی و بررسی موانع و چالش‌های فرا رو نیز ضروری و ارزشمند است. آسیب‌شناسی حرکتی است که در آن، توجه و نگاه‌ها معطوف به آفت‌ها و مشکلات و ناکامی‌های تربیتی است. در حقیقت کار تربیتی مانند کار باغبانی است که اگر در تهیه بذر و آب و کود اهتمام ورزد، ولی به دفع یا رفع آفات کشت خویش نپردازد زحمت بیهوده‌ای را متحمل گردیده و محصول را از دست داده است. لذا آسیب‌های تربیتی، تلاش‌های تربیتی را خنثی نموده و اثرات تربیت را از بین می‌برد. از این جهت، شناخت جنبه‌های منفی در جریان تربدر این نوشته سه محور در مورد آسیب‌شناسی تربیت دینی در نظر گرفته شده که عبارت است از:
    قطب اول (افراط)    حدّ اعتدال    قطب دوم (تفریط)
1    حصاربندی    مرزشناسی    حصارشکنی
2    خرافه پردازی    حقّ باوری    راز زدایی
3    سخت گیری    سهل گیری    سهل انگاری
بدون‌شک، دامنة بحث، گسترده‌تر از این حدّ است و نمی‌توان آن را در این سه محور خلاصه نمود و می‌توان در تحقیقاتی گسترده آن را به صورت گسترده و مستوفی بحث کرد. لیکن ما در این مقاله به صورت فشرده هر یک از محورهای فوق را جداگانه مورد بحث و بررسی قرار می‌دهیم.  
1.3. محوراول: حصاربندی، حصارشکنی و مرزشناسی
قطب اول (افراط)    حد اعتدال    قطب دوم (تفریط)
حصار بندی    مرزشناسی    حصار شکنی
در این محور، آسیب‌های تربیتی جامعه در دو طرف محور (قطب اول و قطب دوم) قرار دارد. در این حالت افراط (حصاربندی) دست‌اندرکاران و برنامه‌ریزان امور تربیتی و مربیان جامعه، جریان تربیت را به نحوی تنظیم می‌کنند که طی آن، افراد تحت تربیت، به طور کامل از عوامل منفی به دور باشند. لازمة این امر، حصاربندی اطراف جامعه، و جدا کردن و قرنطینة شدید و قطع رابطه با سایر کشورها، به دلیل تأثیرات منفی آنها و تهاجم فرهنگی است. مربیان تربیتی در این روش به این صورت استدلال می‌کنند که برای مصون نگه داشتن افراد از لطمه‌های باطل، ما مجبوریم که در پی آن رویم که میان افراد تحت تربیت و فضاهای دیگر دیواری بکشیم و بین افراد جامعه و دیگران فاصله بیفکنیم.
در اسلام، این نوع روش تربیت به منزله خط مشی اساسی حفظ و تربیت آدمی، تخطئه شده است. این مسئله به خوبی در مخالفت شدید پیامبر(ص) با مشروعیت رهبانیت در اسلام آشکار است. رهبانیت، یکی از شیوه‌های تربیتی قرنطینه‌ای و حصاربندی در تربیت دینی است که در آن مربیان تربیتی می‌کوشند با دور کردن افراد از محیط طبیعی و محصور نمودن آنها در محیطی جدا از دیگران، آنان را سالم و محفوظ نگاه دارد. قرآن کریم به این نکته اشاره دارد که مسیحیان، خود رهبانیت را چون بدعتی در آیین عیسی(ع) پدید آوردند و چنین روش تربیتی، اصالتی در دین مسیحیت نداشته است. خدای متعال در این مورد می فرماید: ﴿وَ رَهْبَانِیَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِها﴾ ؛ و رهبانیّتى را که ابداع کرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بودیم گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حقّ آن را رعایت نکردند.
تربیت قرنطینه‌ای، روش تربیتی صحیحی نیست و یکی از لغزشگاهها و نقاط آسیب‌زا و مشکل‌آفرین در تربیت دینی است. آسیب‌زایی این نوع روش تربیتی در آن است که با دور نگه داشتن افراد از مسایل و مشکلات، امکان مقاومت را در آنها از بین می‌برد. مقاومت و اصطکاک، تنها با رویارویی رخ می‌دهد و رشد می‌کند. حصاربندی به منزله خط مشی اسلامی تربیت، آسیب‌پذیری را در افراد رشد می‌دهد.
البتّه حصاربندی به منزله تاکتیک موقّت (نه خط مشی کلّی و اساسی)، اجتناب‌ناپذیر و حتّی بسیار سودمند و مفید است. چنانکه در اوایل دوران کودکی و یا در موقعیت‌های بسیار حسّاس و شکننده، استفاده از آن ضروری است. این روش تربیتی قرنطینه‌ای که به صورت محدود و موقّت و آن هم در جایگاه خاص خودش و به منزله تدبیری برای تقویت قدرت رویارویی در نظر گرفته شده است، بدون اشکال به نظر می‌رسد ولی اگر این امر موقتی به صورت روش تربیتی دائمی مورد استفاده قرار گیرد، مشکل‌آفرین و آسیب‌زاست.
اشکال مذکور در این روش تربیتی اشکالی کلی و عام است. امّا اشکال ویژه‌ای نیز خصوصاً در عصر حاضر وجود دارد و آن اینست که در عصر کنونی، این روش تربیتی در بسیاری از جوامع مخصوصا در جامعة افغانی در عمل، امکان‌پذیر نیست؛ زیرا ما به طرف دورانی پیش می‌رویم که خود، دیوارشکن و حصارشکن است و مهار و جلوگیری از این موج و جریان سریع از کسی ساخته نیست. زیرا در جهان امروزی رشد روزافزون استفاده از اینترنت و رشد وسایل و امکانات ارتباطی، امکان چنین امری را غیرممکن می‌سازد. و در عصر حاضر ما شاهد ارتباط‌های پیچیده و حذف فاصله‌ها هستیم. رشد حیرت‌انگیز فن‌‌آوری ارتباطی در عصر حاضر، تقابل دور، نزدیک را از بین برده است. بنابراین، ممکن است یک شهروند افغانی یا حتّی کودک و نوجوان هموطن در یک ولسوالی دورافتاده از طریق شبکه‌های ارتباطی با دورترین نقاط جهان ارتباط برقرار کند. مفاهیم (دور - نزدیک) و (اینجا و آنجا) دیگر در حال از بین رفتن است و گذشته از آن مهاجرت در دورترین نقاط جهان اکنون به آسانی میسر است. در حال حاضر بسیاری از هموطنان ما در سراسر جهان پراکنده شده مشغول کار و فعالیت و تحصیل هستند. از این جهت نمی‌توان حصار و دیواری مستحکم ایجاد نمود. این از ویژگی‌های دوران ارتباطات است که به شدّت در حال گسترش است و ما خواه و ناخواه در معرض آن قرار داریم.
یکی از مهمترین تأثیرات رسانه‌ها، نفوذ بر خانواده سنّتی افغانی است. فیلمهای خارجی شکل سنّتی خانواده را تحت تأثیر قرار داده و شکل آن را به سوی خانواده‌های هسته‌ای تغییر می‌دهد و به تدریج از نقش آفرینی بزرگترها کاسته می‌شود.
آنچه در رسانه‌های امروز در افغانستان شاهد آن هستیم، حرکت شتابنده به سوی گسست خانواده‌های تمرکزگرا و کاهش نقش بزرگتر در آن می‌باشد. این اثرگذاری در رسانه های دیداری کشور ما به این ترتیب است که رسانه‌های مذکور به دلیل عدم تولید فیلم‌ها و سریال‌های مورد نیاز خویش، آنها را از رسانه‌های خارجی تهیه می‌کنند و در نتیجه از تأثیرپذیری‌های محیطی و سیاست‌گذاری شده در امان نمی‌مانند.
به عنوان مثال مهمترین و بیشترین ساعاتی را که مردم ما در داخل کشور به تماشای تلویزیون‌ها اختصاص می‌دهند درست زمانی است که سریال‌های هندی روی آنتن می‌روند.
پس ممکن است تربیت حصاربندی و قرنطینه‌ای در روزگاری، به نحوی ممکن و تا حدی مطلوب بوده باشد. زمانی که بتوانیم در محیط بسته‌ای زندگی کنیم و ارتباط ما با نقاط دیگر، منقطع و یا ضعیف باشد، چنین روش تربیتی ممکن، و حتی کارآمد و مفید می‌باشد. امّا هنگامی که ارتباط گسترش یابد و امواج در تصادم قرار گیرند، دیگر این شیوه تربیتی در جامعه امکان‌پذیر و موفقیت‌آمیز نخواهد بود.
قطب دیگر این محور را حصار‌شکنی که از جمله آسیب‌های تربیت دینی در جامه است تشکیل می‌دهد. حصارشکنی به معنای دست شستن از هر گونه حصار بندی و مرزبندی است. برخلاف قطب اوّل محور که در آن سعی بر آن بود که فرد را در حصار قرار دهند، ولی در این قطب، فرد هیچ نوع مرزبندی و فاصله‌ای را در نظر نمی‌گیرد و در واقع افراد را مجاز می‌شمارند که به هر نوع ارتباطی روی آورد. و در این روش در حقیقت فرد، دین را امر درونی و انتزاعی در نظر می‌گیرد. و به تکالیف دینی اش عمل ننموده و اعمال دینی را انجام نمی‌دهد و معتقد است که فقط ضمیرش پاک باشد، نیازی به اعمال ظاهری نیست. در این روش، در حقیقت تربیت معنای خود را از دست می‌دهد. زیرا تربیت دینی با نوعی مرزبندی همراه است. البتّه در روشهای تربیتی غیر دینی نیز مرزبندی وجود دارد. انکار هرگونه مرزبندی، به معنای انکار نظام تربیتی است. زیرا تربیت بدون مرز، نقض غرض می‌کند زیرا می‌خواهند با هر نتیجه‌ای سازگار باشد، در حالی که این نتیجه‌ها خود می‌تواند با هم ناسازگار و تناقض‌آمیز باشند. تربیت اسلامی به منزله تربیت‌دینی، حالت بی‌مرزی را نمی‌پذیرد، از این رو، قرآن کریم از مرزهایی سخن به میان می‌آورد که نباید از آنها تجاوز کرد.  قرآن کریم در این مورد می‌فرماید: ﴿تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا  وَ مَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُوْلَئکَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾ ؛ اینها حدود و مرزهاى الهى است از آن، تجاوز نکنید! و هر کس از آن تجاوز کند، ستمگر است.
متولیان امور تربیتی، علما و اندیشمندان و دلسوزان جامعه، باید به این آسیب‌ها آگاهی داشته باشد تا از افراط و تفریط در روش تربیتی به دور باشند.
حالت مطلوب  و راه برون رفت از افراط‌ها و تفریط‌ها(حصاربندی و حصارشکنی) حفظ حالت اعتدال است که ما آن را مرزشناسی تعبیر می‌کنیم. نکته قابل توجه اینست که در حال اعتدال، نیز مرز وجود دارد و از این جهت با قطب دوّم (حصار شکنی) متفاوت خواهد بود. از سوی دیگر، مرزبندی به شکل همیشگی وهمه جا نخواهد بود، از این جهت با قطب حصاربندی نیز متفاوت است.
به عبارت دیگر، در حالت اعتدال (مرزشناسی)، امکان ارتباط جامعه و افراد با عوامل پیرامون خود به طور اساسی و کلّی قطع نمی‌گردد، بلکه وی در عین ارتباط با آنها می‌کوشد میان آنها تفکیک و تمایز بگذارد. اعتدال و مرزشناسی به معنای ایجاد توانایی ارزیابی در افراد است و این مستلزم به دست آوردن معیارهاست. افراد جامعه باید قدرت ارزیابی به دست آورند. ارزیابی است که انسان را قادر به انتخاب و طرد می‌کند.
اگر ارزیابی و معیار نباشد، ممکن است فرد، امور را یکجا بپذیرد یا یکجا طرد کند که هر دو ناصواب است. به این ترتیب، در اعتدال (مرزشناسی) در عین حال که فرد با عوامل پیرامونی و اطراف خود در ارتباط است، می‌آموزد که با ارزیابی، جنبه‌های مثبت و منفی آنها را بازشناسی کند. که این مسئله، سبب می‌شود فرد با یک کتاب انحرافی یا فیلمی که مشاهده نموده، منفعل و تحت تأثیر قرار نگیرد، بلکه بوسیله رشد قوه داوری توانایی و نیروی تشخیص آن را می‌یابد که در قبال آن، موضعی صحیح اتخاذ نماید.
مراد از داوری آن نیست که فرد، به نتیجه‌گیری‌های قالبی بپردازد و با بکار گیری تعابیر کلی «خوب» و «بد» به بیان عبارات تهی بپردازد. بلکه داوری فعالیتی است جزئی‌نگر و استدلالی که با تفکیک موارد یا عناصر مختلف یک پدیده و ذکر دلایل متقاعد کننده، آنها را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. به این معنا، داوری مستلزم بحث و گفتگوی متقابل خواهد بود و با اظهار یک ادعای کلی پایان نمی‌گیرد.
بنابراین، اگر به طور مثال، دانش‌آموزی گفت: فلان فیلم مبتذل را دیده است، نباید با دیدگاهی حصاربندی و قرنطینه‌ای مورد نهی یا توبیخ قرار گیرد؛ همانطور که نباید با دیدگاهی بی‌مرز، برخورد خنثی با وی صورت گیرد. اعتدال و مرزشناسی ایجاب می‌کند که با وی راجع به فهم و ارزیابی‌اش از این کتاب یا فیلم پرس و جو کنیم. در اینجا مربی با تأیید وتقویت نقاط قوّت ارزیابی دانش‌آموز و تبیین ضعف‌های آن، وی را به اشراف نسبت به آنچه دیده است توانا می‌گرداند و او را قادر می‌سازد که انتخاب و طرد کند.
هنگامی که ذهن فرد، انتخاب و طرد را آموخته باشد و معیارها را بدست آورده باشد، سالم و معتدل می‌ماند و قرنطینه و حصاربندی و سخت‌گیری هم لازم ندارد؛ چنانچه بدن وی با داشتن نظام و معیارهایی معین و مشخص، قوة تشخیص و نیروی داوری با محیط آلوده بیرون تبادل می‌کند و با طرد و قبول، سلامت خود را حفظ می‌کند. ملازمت طرد و قبول در ارزیابی بسیار مهم است. طرد کامل یا قبول کامل، به طور معمول جانبدارانه و متعصبانه است زیرا امور مختلف، بطور غالب، آمیزه‌ای از درست و نادرست یا مطلوب و نامطلوبند. آنچه در اعتدال و مرزشناسی مهم است، توانایی تفکیک و تمییز وتشخیص همة جنبه‌هاست و همین توانایی است که فرد را نجات خواهد داد.
به این ترتیب، در حالت مرزشناسی، فرد مورد تربیت، مانند راننده‌ای است که در جاده حرکت می‌کند و می‌آموزد که چگونه موانع را شناسایی کند و در صورت لزوم ترمز کند یا از کنار آنها بگذرد و از پیچ چطور دور بزند تا به دره سقوط نکند. او برای عمل خود بر اساس مقررات، معیارها و ضابطه‌ها عمل می‌کند.
در قرآن کریم و روایات پیشوایان دینی نیز بر همین مسئله « اعتدال و مرزشناسی» تأکید شده است  و حصاربندی و حصارشکنی، هیچ یک مورد قبول قرآن و روایات نیست. قرآن کریم در این مورد می‌فرماید: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ﴾  ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خودتان بپردازید، هرگاه شما هدایت یافتید، آن کس که گمراه شده به شما زیان نمی‌رساند
از آیه شریفه این نتیجة بسیار مهم به‌دست می‌آید که شخصی که قوه و نیروی درونی تشخیص و داوری را پیدا کرد، در ارتباط با گمراهان جامعه، آسیبی به وی نخواهد رسید. پس حصاربندی و قرنطینه تاکتیک معقول و موقّتی است و در متون اسلامی نیز مورد توجه واقع شده است ولی به عنوان اصول اساسی روش تربیتی تلقی نشده است.
2.3. محور دوم: خرافه پردازی، راز زدایی و حق باوری
قطب اول (افراط)    حدّ اعتدال    قطب دوم (تفریط)
خرافه پردازی    حق باوری    راز زدایی

در این محور، قطب اول خرافه‌پردازی است و قطب دوم راز زدایی نامیده شده است که هر دو از جمله آسیب‌های تربیت دینی است و حدّ اعتدال آن حقّ باوری است.
خرافات به عقاید و افکار یا آداب و اعمال نامعقول و بی‌اساس گفته می‌شود که علم به درستی آن نداشته و از خیر و شرّ بودنش اطلاع نداریم، امّا به علت شیوع و رواج داشتن، آنها را پذیرفته‌ایم.
علامه طباطبایی، در مورد تاریخچة خرافات می‌نویسد: «بشر از قدیمی‌ترین اعصار، گرفتار اینگونه آراء خرافی بوده و تا امروز نیز هست و آنطور که بعضی گمان کرده‌اند، خرافه پرستی از خصائص شرقی‌ها نیست، بلکه همانقدر که در شرقی‌ها هست، در غربی‌ها هم هست،... علّتش هم این است که انسان هیچ وقت از تقلید در آراء نظری و حقایق اعتقادی خالی نیست، این از یکسو و از سوی دیگر از احساسات و عواطف نفسانی هم خالی نیست.»
مهمترین عامل پیشرفت سریع اسلام و گسترش بی‌سابقه و شگفت‌آور این آخرین دین الهی، مبارزه با خرافه‌ها و افسانه‌ها بوده و پیامبر گرامی اسلام(ص) با سلاح علم و عقل و منطق و تفکّر وارد میدان شده و دین اسلام را گسترش دادند. پیامبر گرامی اسلام(ص) در مورد مبارزة خودشان با خرافات می‌فرماید: «کلّ مأثرة من الجاهلیة تحت قدمی» ؛ با پدید آمدن اسلام. کلیه مراسم و عقاید خرافی و افتخارات موهوم جاهلی، محو و نابود گردید و زیر پای من قرار گرفت.
هانری کربن اسلام‌شناس معاصر فرانسوی می‌گوید: «اگر اندیشة محمد(ص) خرافی بود و اگر قرآن او وحی الهی نبود هرگز جرأت نمی‌کرد بشر را به علم دعوت کند. هیچ بشری و هیچ طرز فکری به اندازة محمد(ص) و قرآن به دانش دعوت نکرده‌اند تا آنجا که در قرآن نهصد و پنجاه بار از علم و فکر و عقل سخن به میان آمده است.
مولوی بلخی هم در مورد مبارزه پیامبر(ص) با خرافات و بت‌پرستی می‌گوید:
چند بت بشکست احمد در جهان    تا که رب گوی گشتند امتان
گر نبودی کوشش احمد توهم    می پرستیدی چو اجدادت صنم
این سرت وارست از سجدة صنم    تا بدانی حقّ او را بر امم
پیامبر گرامی اسلام(ص) وقتی معاذ بن جبل را برای تبلیغ دین به یمن اعزام نمودند، به او فرمودند: «ای معاذ! آثار جاهلیت و افکار و عقاید خرافی را، از میان مردم نابود کن، و کوچک و بزرگ سنن اسلام را که همان دعوت به تفکّر و تعقّل است، احیاء کن.»
از این سخن رسول گرامی اسلام این نتیجه بدست می‌آید که یکی از وظایف مهم مبلّغ دین مبارزه با خرافات، و امور جعلی و ساختگی است، تا مردم به واقعیت دین اسلام دست پیدا کنند و بدان عمل کنند.
رواج خرافات در حقیقت حاصل تحریف حقایق دینی است و علاوه بر این که حقیقت دینی را بی‌اعتبار می‌سازد و از دین، صورتی نازیبا ترسیم می‌کند، در جریان تربیت دینی، کسانی را به اعتقاد بر این امور بی‌ اساس پای‌بند می‌کند.
قرآن کریم، امور ذیل را مهم‌ترین عوامل پیدایش خرافات قلمداد می‌کند :
1-    جهل و نادانی ،  2- تقلیدهای کورکورانه و بی‌اساس ،  3- بکار بستن احساسات، به جای تعقّل.
بایستی علما و مربیان دینی برای مبارزه با خرافاتی که در جامعه وجود دارند، راه چاره‌ای اندیشدیده و با آنها بطور ریشه‌ای و جدی مبارزه کنند. نمونه‌هایی از خرافاتی که در جامعه وجود دارد و بعضی از آنها جنبه مذهبی به خود گرفته که برخی آن‌ها، عبارتند از: ریختن خون برای خانه و اتومبیل نو، تصویرهای جعلی پیامبران و ائمه معصومین(ع)، خواب‌نامه‌های جعلی، ادعای ارتباط با امام زمان(عج)، آویزان کردن چیزهایی در محل ورودی برخی خانه‌ها و مغازه‌ها و همچنین جلوی شیشة بعضی ماشین ها و معمولا اینها را از نخهای رنگارنگ و دانه‌های اسپند درست می‌کنند و معتقدند که از چشم زخم و خطرات جلوگیری می‌کند. بند بستن به سقاخانه، گره زدن نخ به ضریح‌ها و دربهای اماکن مقدسه، طالع بینی و آب ریختن بر بدن گربه باعث در آوردن سل می‌شودو...
در قطب دوم، راز زدایی قرار دارد. منظور از راز زدایی، ساده‌سازی است، به این معنا که هر چیزی بی کم و کاست، به اموری عادی و معمولی تبدیل گردد. وقتی مربی در جریان تربیت دینی به این محور نزدیک می‌شود، تلاش می‌کند هر امر خارق العاده‌ای را امری عادی جلوه دهد و هر معجزة الهی را به زبان امور عادی که در اطراف ما جریان دارد بیان کند. این نیز آسیبی است که در تربیت دینی محسوب می‌شود. این افراد چون به خرافه‌پردازی گرفتار نشوند، به مسئله ساده سازی معجزات و امور خارق العاده رو می‌آورند.
در حد میانه، حق باوری قرار دارد. در حق باوری، فرد به دور از خرافه پردازی و ساده‌سازی، به حقایق مسلّم دینی معتقد می‌شود. مانند زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی(ع)، عصا و ید بیضای موسی(ع) باید یکی از معجزات پیامبر اسلام نیز آورده شود. قبول این نوع حقایق، به نحوی که در قرآن کریم و متون دینی آمده آن را از خرافه پردازی متمایز می‌سازد، همانطور که آن را از راز زدایی نیز متفاوت می‌کند. در حالی که در جریان راز زدایی، سعی و تلاش مربّی بر آن است که همه مسائل ماواری طبیعی را به حد طبیعت تنزّل دهد و امری عادی جلوه دهد، دین و تربیت دینی به دنبال آن است که فهم آدمی از طبیعت را نیز آغشته به ماواری طبیعت سازد و به آنان بفهماند که در ورای این هستی قدرتی قرار دارد که تمام رشته‌های علم و قدرت و تدبیر به او متصل است. بنابراین، تربیت دینی در پی آن است که حق یابی و حق باوری را در افراد پدید آورد تا از دو آسیب خرافه‌پردازی و راز زدایی، در امان بماند.

محور سوّم: سخت‌گیری، سهل انگاری و سهل گیری
قطب اول (افراط)    حد اعتدال    قطب دوم (تفریط)
سخت گیری(اجبار)    سهل‌گیری    سهل‌انگاری

در این محور، قطب اول، اجبار و سخت‌گیری است که در واقع به معنای یک نوع کمال‌گرایی افراطی بدون توجّه به محدودیت و ظرفیت افراد است. در واقع این نوع آسیب حاصل نوعی شتاب‌زدگی است که مربیان امور تربیتی می‌خواهند در زمانی کوتاه، افراد را بطور سریع تربیت کنند.
بعنوان مثال در جامعة ما مخصوصاً در مکاتب قدیمی (اعم از سنّتی و جدید) اولیاء و مربیان از روش اجبار و تحمیل و سخت‌گیری استفاده می‌کند و با ضرب و شتم کودکان را وادار به درس خواندن و اعمال مذهبی می‌نمودند و می‌خواستند از این طریق معارف دینی را آموزش دهند.
که در بسیاری از موارد با مقاومت افراد روبرو می‌شوند، در صورتی که سخت‌گیری و عجله و شتاب در تربیت یک امر منفی و آسیب‌زا است.
جنبة دیگر محور، سهل‌انگاری و بی مبالاتی و بی نظمی است. به این معنا که در جریان تربیت دینی، ضوابط و معیارهای دینی چنان سست شود که عدم رعایت آنها هیچ حساسیتی را در فرد بوجود نیاورد. این بی‌بند و باری و بی‌قیدی در امور دینی مانند سمّی مهلک است که آسیب زاست. قبلاً اشاره شد که روشهای تربیتی امور ضابطه‌مند و از نظام هندسی خاصّی برخوردار است که باید به تدریج مراحل خودش را طی کند.
از این جهت در اسلام سخت‌گیری و سهل‌انگاری و بی‌‌قیدی در امور تربیتی، هر دو سخت مذموم شمرده شده است. و مهمترین راهکاری که برای جلوگیری از این افراط و تفریط اندیشیده شده است سهل‌گیری و آسان‌گیری در امور تربیت دینی است و حالت اعتدال آن سهل‌گیری است که در سخن نبی گرامی اسلام به آن اشاره شده است: «بعثنی بالحنفیة السهلة السمحة» ؛ خداوند مرا با دین حق‌گرای آسان و ملایم بر انگیخت. بنا بر این، آسان‌گیری و سهل‌گیری یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شریعت پیامبر است.
مهمترین آسیب‌های تربیتی که در شرایط فعلی جامعة ما را تهدید می‌کند عبارتند از:
1-    کم رنگ شدن نقش امر به معروف و نهی از منکر
2-    بی‌اعتمادی و نگرانی از آینده
3-    احساس خستگی افراد جامعه از برخی سخنرانی‌ها و مطالب تکراری
4-    دنیا زدگی و دنیا‌طلبی
5-    دامن زدن به اختلافات قومی و منطقه‌ای و قبیله‌ای و مذهبی و ...
6-    فقر و محرومیت توده مردم (فشار شدید اقتصادی بر مردم)
7-    نارضایتی مردم از وضعیت تشکیلاتی- اداری حکومت و رشوه‌خواری در سطح وسیع
8-    گسترش کارهای فردی و به حاشیه رفتن مشارکتهای عمومی و فعالیتهای جمعی
9-    رواج ناهنجاری‌های اجتماعی و شکل‌گیری بحران‌های اخلاقی (بی‌هویتی و سرگردانی جوانان، شیوع اعتیاد و ...)
10-    سرمایه‌گذاری کشورهای غربی به سرکردگی آمریکا برای مقابله با فرهنگ دینی جامعه
11-    تهاجم برنامه‌ریزی شده دشمنان خارجی جهت انحراف نسل جوان و ...
نتیجه‌گیری و جمع‌بندی:
به نظر می‌رسد نخستین قدم برای مبارزه با‌ آسیب‌ها و مشکلات جامعه، پذیرش این واقعیت است که جامعة امروز ما با مشکلات و آسیب‌های جدّی روبه‌رو است. پذیرش درد و آسیب اولین قدم است. پس از پذیرش آسیب، آسیب‌شناسی و یا راهکار برای مبارزه با آسیب‌های اجتماعی است. در گذشته روش مبارزه با مشکلات جامعه و آسیب‌های آن، شیوه‌ها و روشهای سنّتی و قدیمی از قبیل تکفیر، تفسیق، تحدید، تهدید و ترور بود شاید دیگر برای مقابله با مسائل فکری و شبهات و پرسشهای جوانان آن راهکارها اثربخشی خود را در این مقطع تاریخی از دست داده باشد.
این مقاله با اذعان به این مطلب که آسیب ها و راهکارهای فراوانی فرا روی تربیت دینی وجود دارد، به مهم‌ترین آسیب ها در این زمینه پرداخته که عبارتند از: الف: حصاربندی و حصارشکنی ب: خرافه پردازی و راز زدایی ج: سخت‌گیری و سهل‌انگاری که در خلال پرداختن به این آسیب‌ها  راهکارها و راه‌های برون رفت از این آسیب‌ها را نیز تبیین کرده است که به ترتیب عبارت است از: اعتدال و مرزشناسی، حق باوری و سهل‌گیری.
در خاتمه نگارنده برای گسترش و تقویت تربیت دینی راهکارهای ذیل را پیشنهاد می‌کند:
1-    حوزه‌های علمیه در افغانستان در اندیشه‌سازی جامعه مشارکت فعال‌تری بر عهده گیرند.
2-    تبیین نظام‌مند فرهنگ اسلامی در سطوح گوناگون مورد نیاز جامعه به زبان روز و متناظر به جنبه‌های کاربردی آن، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
3-    ارائه الگویی محبوب و دوست‌داشتنی از اسلام که باعث جذب جوانان شود.
4-    آموزش قرآن و عقاید.
5-    دشمن‌شناسی و برخورد آگاهانه با دشمن و اقدامات او و افشاگری علیه دشمن
6-    تقویت بنیه‌های اخلاقی، معنوی و دینی و سیاسی مردم جامعه و زمینه‌سازی برای رشد و بالندگی جامعه
7-    استفاده از تکنولوژی جدید و رسانه‌های گروهی در جهت گسترش فرهنگ دینی

پی نوشت ها:
- Pathology.یت دینی، کم‌بهاتر از شناخت جنبه‌های مثبت نخواهد ب


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٧:٥٠ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانیم

وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانیم

داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشم تو

هر چند از دو چـشم خودت می چکانیم

مـن عابـــر شــکســته دل خـلوت تو ام

تا بیـکران چشــم خـــودت مــی کشانیم

یک مشـت بغض یخ زده تفسیر می کند

انـــــدوه و درد غربــت بــی همــزبانیم

وقــتی پـرید رنگ تو از پشت قصه ها

تصــویر شد نهـــایت رنـــگــین کـمانیم

تو، آن گلی که می شــکفی در خیال من

پُر می شود زعطر خوشــت زنــدگانیم

در کـهــکشان چـشم تو گم می شود دلم

سرگـشتـــه در نــــهایــتی از بی نشانیم

زیــبـــاترین ردیف غـــزلهای من توئی

ای یـــــار ســــرو قـــامت ابـرو کمانیم

حـــالا بیـــا و غــربت ما را مرور کن

ای یــــادگــــــار وســعت سبـز جوانیم

غم پنهان

 

تو می رسی و غمی پنهان همیشه پشت سرت جاری

همیشه طرح قدم هایت شبیه روز عزاداری

تو می نشینی و بین ما نشسته پیکر مغمومی

غریب وخسته و خاک آلود؛ به فکر چاره ناچاری

شبیه جنگل انبوهی که گر گرفته از اندوهِ -

هجوم لشکر چنگیزی... گواهت این غم تاتاری

بیا و گریه نکن در خود که شانه های زمین خیسند

مرا تحمل باران نیست؛ تو را شهامت خودداری

همین که چشم خدا باز است به روی هرچه که پیش آید

ببین چه مرهم  شیرینیست  برای سختی و دشواری!!

کمی پرنده اگر باشی در آسمان دلم هستی

رفیق ماهی و مهتابی؛عزیز سرو وسپیداری...

دوباره آمده ای اما؛ همان همیشه عزاداری

چقدر منتظرت بودم !ببینمت کمی آسوده...

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

 

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

 

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

 

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

 

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

 

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

 

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ دوشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٩:٥۸ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

جهت رفع یبوست از چه نوع ملینی باید استفاده کرد ؟ ( انواع ملین‌ها )

 

 

فرآورده‌های ملین (ضد یبوست)

کاهش حرکات روده و در نتیجه کاهش غیر طبیعی دفعات اجابت مزاج که معمولاً با تغییر در قوام مدفوع همراه است، یبوست نامیده می‌شود.

یبوست می‌تواند در اثرعدم مصرف کافی مایعات و یا رژیمهای غذایی حاوی فیبر (سبزیجات و میوه‌جات)، عدم تحرک و یا بعنوان عارضه برخی بیماریها و یا مصرف داروها بروز کند که در بیشتر موارد با رفع عامل آن، به راحتی برطرف خواهد شد. درد قسمت تحتانی پشت، نفخ معده و سردرد، از علائم یبوست هستند.

متأسفانه امروزه اغلب از داروهای ملین (ضد یبوست) جهت کاهش وزن و لاغری استفاده می‌شود در حالیکه مصرف ملین‌ها به این منظور بسیار خطرناک بوده و می‌تواند به مشکلات جدی نظیر کمبود ویتامینها و مواد معدنی ضروری بدن منجر شود و از سوی دیگر نوعی وابستگی ایجاد کند بطوریکه بدون مصرف فرآورده ملین، عملکرد دفعی روده مختل خواهد شد. البته در مورد پودر برن (Bran)، کاربردی بعنوان کمک به رژیمهای لاغری مورد تائید می‌باشد.

بنابراین، فرآورده‌های ملین را باید تنها برای درمان کوتاه مدت (کمتر از یکهفته) بکار برد و بلافاصله پس از بازگشت حرکات روده، به حالت طبیعی مصرف آنرا قطع نمود.

غالباً یبوست خودبخود بهبود می‌یابد اما در صورتیکه جنبه آزادهنده‌ای به خود بگیرد، می‌توان از یک ملین مناسب برای رفع علائم آن بهره گرفت. 
ملین‌های متنوعی وجود دارند که در سرعت شروع اثر، محل اثر (راست روده- روده بزرگ و روده کوچک)، اشکال دارویی، فواصل مصرف، طعم، عوارض جانبی و بهاء متفاوتند. بنابراین، برحسب نوع مشکل خود می‌توانید مناسب‌ترین آنها را انتخاب کنید. توجه داشته باشید که کلیه فرآورده‌های ملین در مقادیر بالاتر، بصورت مسهل عمل می‌کنند.

انواع ملین‌ها:

الف- ملین‌های حجیم کننده مدفوع:

اینگونه ملین‌ها با نگهداشتن آب در روده‌ها، باعث نرم شدن و افزایش حجم مدفوع می‌شوند و به این ترتیب حرکات روده را جهت دفع تسریع می‌کنند.

ملین‌های حجیم کننده مدفوع، برای مصرف دراز مدت، سالم‌ترین ملین‌ها هستند. البته برای شروع اثر آنها، ۱۲ تا ۲۴ ساعت و حتی گاهی تا ۷۲ ساعت وقت لازمست.

نوسیدن یک لیوان آب بزرگ به همراه اینگونه ملین‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا نه تنها اثر آنها وابسته به آب است، بدینوسیله از انسداد لوله گوارش توسط آنها نیز جلوگیری می‌شود.

موارد منع مصرف:

حساسیت نسبت به دارو- انسداد روده- آپاندیسیت- هرگونه احساس درد و ناراحتی شکم با علت ناشناخته- اشکال در بلع.

موارد احتیاط:

مصرف کنندگان داروهای دیگوکسین (Digoxin) و آسپرین (ASA)- (بدلیل جذب این داروها توسط ملین‌های حجیم کننده و در نتیجه کاهش اثر آنها)- افراد مبتلا به دیابت (مرض قند).

عوارض مصرف بیش از حد دارو:

نفخ و اتساع معده و بندرت انسداد روده.

مصرف در بارداری: تحت نظر پزشک.

مصرف در شیردهی: منعی ندارد.

نکات قابل توجه قبل از مصرف دارو:

- برای جلوگیری از انسداد لوله گوارش، پودر این داروها را با آب کافی مصرف کنید.

- فاصله زمانی ۲ ساعت را میان مصرف این داروها با سایر داروهای مصرفی رعایت نمائید.

- برای به حداقل رساندن تداخل دارو با غذا، در صورت مصرف آن بعنوان ملین، دارو را دو ساعت پس از غذا میل کنید اما در صورتیکه جنبه کمکی به رژیم لاغری را داشته باشد، مصرف آن دو ساعت قبل از غذا به بی‌اشتهایی نیز کمک خواهد نمود.

- می‌توانید برای ایجاد طعم مطلوبتر، دارو را با آب میوه و یا شیر مخلوط نمائید.

ب- ملین‌های نمکی و ملین‌های نگهدارنده آب در مدفوع (هیپراسموتیک):

اینگونه ملین‌ها با نگهداشتن آب در مدفوع شده و با نرم کردن مدفوع، دفع آنرا تسهیل می‌کنند. کاربرد اصلی آنها جهت آماده سازی روده برای معاینه، جراحی و یا دفع سموم در مسمومیتهاست و در شرایط معمول نباید از آنها برای درمان یبوست استفاده کرد.

ج) ملین‌های محرک :

اینگونه ملین‌ها معمولاً جهت تخلیه کامل روده برای رادیوگرافی، معاینه و یا جراحی‌های دستگاه گوارش کاربرد دارند و در شرایط معمول نباید از آنها برای درمان یبوست استفاده کرد.

ملین‌های محرک باعث افزایش ترشحات و تحرک روده‌ها و در نتیجه تسریع تخلیه روده می‌شوند. از آنجا که سریع‌الاثر هستند، غالباً از آنها استفاده نابجا می‌شود که این مسئله می‌تواند به کم آبی بدن، از دست دادن پروتئین و پتاسیم، دردها و گرفتگیهای عضلانی شکم و یا حتی اختلال در عملکرد روده بزرگ منجر شود.

این ملین‌ها بسیار مؤثر هستند ولی اثر آنها وابسته به میزان مصرف است و از آنجا که شروع اثر آنها سریع است، توصیه می‌شود که در مواقع مشخصی (بعنوان مثال بلافاصله قبل از خواب) مصرف شوند تا برای فعالیتهای روزانه فرد مسئله ساز نشوند.

برخی از ملین‌های گیاهی نیز وجود دارند که با همین مکانیسم عمل می‌کنند از جمله ملین‌های حاوی سنا و کاسکارا ساگرادا و یا روغن کرچک (نظیر سی لاکس C-Lax)- سنالاکس (Senna-Lax) - سنالین (Sennalin)- سناگراف (Sennagraph)- کاسیالاکس (Cassia-Las)- ملین دینه (Dineh-Lasative)- لاگزاریسین (Lazaricin) که هر چند بر انواع غیر گیاهی ارجحیت دارند ولی نباید به صرف گیاهی بودن، عوارض جانبی و منع مصرف آنها را نادیده گرفت چرا که مثلاً کاسکاراساگرادا با ترشح در شیر مادر، منجر به اسهال نوزاد خواهد شد.

فرآورده‌های ملین (ضد یبوست)

کاهش حرکات روده و در نتیجه کاهش غیر طبیعی دفعات اجابت مزاج که معمولاً با تغییر در قوام مدفوع همراه است، یبوست نامیده می‌شود.

یبوست می‌تواند در اثرعدم مصرف کافی مایعات و یا رژیمهای غذایی حاوی فیبر (سبزیجات و میوه‌جات)، عدم تحرک و یا بعنوان عارضه برخی بیماریها و یا مصرف داروها بروز کند که در بیشتر موارد با رفع عامل آن، به راحتی برطرف خواهد شد. درد قسمت تحتانی پشت، نفخ معده و سردرد، از علائم یبوست هستند.

متأسفانه امروزه اغلب از داروهای ملین (ضد یبوست) جهت کاهش وزن و لاغری استفاده می‌شود در حالیکه مصرف ملین‌ها به این منظور بسیار خطرناک بوده و می‌تواند به مشکلات جدی نظیر کمبود ویتامینها و مواد معدنی ضروری بدن منجر شود و از سوی دیگر نوعی وابستگی ایجاد کند بطوریکه بدون مصرف فرآورده ملین، عملکرد دفعی روده مختل خواهد شد. البته در مورد پودر برن (Bran)، کاربردی بعنوان کمک به رژیمهای لاغری مورد تائید می‌باشد.

بنابراین، فرآورده‌های ملین را باید تنها برای درمان کوتاه مدت (کمتر از یکهفته) بکار برد و بلافاصله پس از بازگشت حرکات روده، به حالت طبیعی مصرف آنرا قطع نمود.

غالباً یبوست خودبخود بهبود می‌یابد اما در صورتیکه جنبه آزادهنده‌ای به خود بگیرد، می‌توان از یک ملین مناسب برای رفع علائم آن بهره گرفت. ملین‌های متنوعی وجود دارند که در سرعت شروع اثر، محل اثر (راست روده- روده بزرگ و روده کوچک)، اشکال دارویی، فواصل مصرف، طعم، عوارض جانبی و بهاء متفاوتند. بنابراین، برحسب نوع مشکل خود می‌توانید مناسب‌ترین آنها را انتخاب کنید. توجه داشته باشید که کلیه فرآورده‌های ملین در مقادیر بالاتر، بصورت مسهل عمل می‌کنند.

هشدار:

- در صورتیکه یبوست با تهوع، استفراغ، خونریزی مقعد، سرگیجه و یا ضعف همراه شود، هرگز خود درمانی نکنید و فوراً با پزشک تماس بگیرید.

- از آنجا که کودکان قادر به توضیح علائم بیماری خود نیستند، قبل از تجویز داروهای ملین باید تشخیص قطعی را بر عهده پزشک گذاشت. بنابراین مصرف ملین‌ها در کودکان زیر شش سال تنها با تجویز پزشک مجاز خواهد بود.

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ دوشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٩:٥٥ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

تیتر : ماسک صورت
خلاصه : انواع ماسکهای گیاهی
متن کل خبر : هر پوستى با توجه به رطوبت، چربى، جوش و منافذى که دارد براى شادابى بیشتر نیاز به تقویت دارد. در زیر با ارائه ماسک هاى طبیعى که از میوه هاى گوناگون تهیه مى شود، مى توانید پوست خود را زنده و با طراوت نگه دارید.
ماسک انگور:
این ماسک براى روشن نگه داشتن پوست صورت مفید است.

ماسک انگور با روغن زیتون:
براى شادابى و لطافت پوست مقدارى دانه انگور را در روغن زیتون بجوشانید و آن را صاف کرده و روى پست صورت خود بمالید.

ماسک اسفناج:
اسفناج را در روغن زیتون بریزید درست به همان صورتى که بورانى درست مى کنید بعد این ماسک را روى صورت پهن کنید. این ماسک براى پوست هاى کدر مفید است و باعث درخشش پوست مى شود.

ماسک میخک:
مقدارى گل میخک را در آب خیس کنید و بعد از ۲۴ ساعت آن را صاف کرده و با مقدارى عسل و آب خیار مخلوط کنید. به اندازه یک فنجان از این مخلوط را میل کنید این مخلوط باعث باز شدن رنگ رخساره و جلاى پوستتان مى شود.

ماسک گیلاس:
ماسک زیبایى که از دسته هاى گیلاسى که هسته آن را گرفته اید مى توانید روى پوست خود بگذارید. این ماسک به پوست شما نرمى داده و باعث مى شود رنگ رخساره تان باز شود.

ماسک هلو:
ماسک هلو ماسکى است که روى تمام پوست ها مى توانید استفاده کنید. هلو را رنده کرده و روى پوست بگذارید. چند دقیقه صبر کنید و بعد از شست وشو نتیجه آن را ببینید.

مسدود کردن منافذ صورت:
یک قرص اکسیژنه را در مقدارى گلاب حل کنید یک قاشق آرد گندم به آن اضافه کنید و بگذارید براى ۱۰ دقیقه روى پوستتان بماند.

پوست هایى با منافذ زیاد:
۷ عدد زردآلوى رسیده را قطعه قطعه کرده و له کنید. چند قطره روغن بادام روى آن بچکانید و بگذارید تا براى ۲۰ دقیقه روى پوستتان بماند و بعد آن را با آب نیمه گرم بشویید.
براى بستن منفذهاى باز که روى پوست صورت پیدا مى شود به اندازه مساوى تخم خیار، تخم کدو، تخم خربزه را به صورت پودر درآورده و در شیر یا خامه تازه حل کرده و براى نیم ساعت روى پوست بگذارید و بعد پوست را شسته و با گلاب ماساژ دهید.

کرم آرایش و زیبایى:
کرم مسدود کردن منافذ صورت را روى پوست مى مالیم و براى یک ساعت پوست را ماساژ مى دهیم تا خوب روى پوست بخوابد. نیم ساعت صبر کرده و بعد صورت را مى شوییم.

ماسک پوست هاى معمولى:
یک زرده تخم مرغ، یک قاشق مرباخورى آب پرتقال، یک قاشق مرباخورى روغن بادام را با شیره نارگیل اضافه کرده و به صورت بمالید و پس از ۲۰ دقیقه آن را بشویید.

ماسک لک صورت
پوست تخم مرغ را خشک کرده و مى کوبیم بعد با آب خمیر درست مى کنیم و هر روز روى صورت مى گذاریم.

ماسک گرمک
ماسک زیبایى گرمک براى باز و شاداب شدن چهره مفید است این ماسک را روى صورت بکشید و بگذارید براى ۱۵ دقیقه بماند. این ماسک براى از بین بردن لکه ها و سر سیاه ها نیز مفید است.

ماسک عسل و سرکه:
مقدارى عسل و سرکه را مخلوط کرده و روى لکه هاى صورت بمالید. کبودى هاى زیر چشم را با این ماسک برطرف کنید.

ماسک کنگر:
آب کنگر را گرفته به اندازه یک سوم آن موم سفید و روغن بادام اضافه کرده و خوب هم مى زنید تا به صورت ماسک درآید. این ماسک را روى لکه هاى پوست مى گذارید و بعد از ۱۵ دقیقه آن را با آب ولرم مى شویید این ماسک براى از بین بردن لکه ها مفید است.

ماسک هویج و سیب:
هویج و سیب را رنده کرده و یک قاشق مرباخورى عسل به آن اضافه کرده و روى صورت هایى که لک دارد بگذارید و پس از ۲۰ دقیقه با آب ولرم آن را بشویید.

ماسک برگ چغندر:
برگ چغندر را بکوبید و به صورت ماسک در آورید و روى تمام صورت پهن کنید. این ماسک براى از بین بردن کک و مک مفید است.

ماسک چهره هاى خسته و بى خواب
موز سالم و رسیده را خوب له کرده و به آن نصف قاشق مرباخورى عسل اضافه کنید و خوب آنها را به هم بزنید. این مخلوط را به چهره و گردن خود بمالید و بعد از نیم ساعت بشویید.

ماسک پوست خسته:
۲ قاشق عسل را با نصف قاشق آب لیمو مخلوط کنید و براى مدت ۱۵ دقیقه آن را روى صورت بگذارید و بعد با آب ولرم بشویید.

ماسک پوست تیره و آفتاب سوخته
یک هویج تازه را به قطعات پهن تقسیم کنید و براى نیم ساعت روى پوست بگذارید در این مدت استراحت کنید و بعد صورت را با آب نیمه گرم بشویید.

ماسک گلگون شدن صورت:
باقلا را به صورت آرد درآورید و آن را خمیر کنید و براى ۵ دقیقه روى صورت بگذارید و بعد صورت را بشویید.

ماسک تقویتى:
۱۴ گرم موم سفید را با ۸۴ گرم روغن بادام و ۲۸ گرم لانولین و ۲۸ گرم گلاب تهیه کنید.
موم سفید و لانولین را روى بخار آب گذاشته تا با هم آمیخته شوند بعد روغن بادام و گلاب را به آرامى در آن ریخته و هم بزنید تا مخلوط شود. این کرم را در ظرف دربسته اى بریزید و هر روز از آن براى نرمى و تقویت پوستتان استفاده کنید.

ماسک جوش چرکى:
براى جوش هاى چرکى با قاشقک مخصوص پودر گل ریواس را با یک قاشق ماست مخلوط کنید و هفته اى سه روز روى پوستتان بمالید.

ماسک جوش هاى سیاه:
ابتدا گل ریواس را با گل بابونه و گل بنفشه مى جوشانیم وقتى بخار آن بلند شد صورت را بخور مى دهیم و یک قاشق روغن زیتون و زرده تخم مرغ را که قبلاً مخلوط کرده ایم به صورت ماسک روى صورت مى گذاریم و بعد از شستن ماسک پنبه الکل زده را به صورت مى مالیم تا ضدعفونى شود.

ماسک ریواس:
ریواس له شده را با مقدارى سرکه مخلوط مى کنیم و روى تمام صورت مى مالیم این ماسک براى از بین بردن کک و مک و جوش هاى چرکى و جاى جوش خیلى مفید است.

ماسک چین زیر چشم:
سفیده تخم مرغ را خوب به هم زده زیر چشم مى گذاریم. براى جلوگیرى از چین و چروک پوست لانولین را مى توان هر شب به تنهایى روى پوست مالید براى این که لانولین کاملاً جذب صورت شود با انگشت آرام به صورت تلنگر مى زنیم و صبح آن را مى شوییم.

ماسک چروک چشم:
روغن کرچک را یک شب روى پوست مالیده و تا صبح مى گذاریم بماند.

ماسک زیبایى:
پوست را ابتدا کاملاً تمیز مى کنیم کمى مخمر آبجو را با گلاب و آب لیمو ترش مخلوط مى کنیم و به پنبه مى مالیم و آن را به پوست صورت چند بار مى مالیم و مى گذاریم تا ۲۰ دقیقه روى پوست بماند و خشک شود. بعد از آن صورت را با آب ولرم مى شوییم. این ماسک به صورت طراوت خاصى مى دهد. قبل از گریم بهتر است دو زرده تخم مرغ را با یک قاشق روغن زیتون و یک قاشق روغن بادام و آب لیمو به خوبى مخلوط کنیم و براى ۱۰ دقیقه روى پوست بگذاریم بعد صورت را شسته و گریم کنیم.

ماسک سیب زمینى:
سیب زمینى خام را رنده کرده مقدارى شیر و گلاب به آن اضافه مى کنیم این ماسک براى نرمى و لطافت پوست مفید است.
کمى از موم عسل را به صورت نازک روى پوست مى کشیم و بعد از ۱۵ دقیقه آن را با آب ولرم شست وشو مى دهیم. در رفع چین و چروک صورت مفید است.

ماسک صورت عروس:
یک روز قبل دو تخم مرغ را با یک قاشق روغن زیتون و یک قاشق عسل و یک قاشق چایخورى جوش شیرین مخلوط مى کنیم و روى صورت عروس مى گذاریم همچنین یک قاشق چایخورى عسل را با یک قاشق چایخورى شیر و یک قاشق چایخورى لانولین مخلوط کرده و روى پوست عروس مى گذاریم. طراوت و زیبایى خاصى به پوست عروس مى دهد.

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ شنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٤۸ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

سخنی از لویی پاستور:اگر اراده ای باشد. راهی وجود دارد

 

در هر حرفه ای که هستید نه به خودتان اجازه دهید.که به بد بینی

 

های بی حاصل آلوده شوید.نه بگذارید لحظات تاسف بار برای

 

هرملتی پیش آید.وشما را به یاس وناامیدی بکشاند.در آرامش حاکم

 

بر آزمایشگاهها  وکتابخانه هایتان  زندگی کنید نخست از خود

 

بپرسید.برای یادگیری وخود آموزی چه کرده ام؟  سپس هر چقدر

 

پیشتر می روید بپرسید برای کشورم چه کرده ام؟وآنقدر پیش

 

بروید تا در خود احساس هیجان وشور کنید.که شاید سهم کوچکی

 

در پیشرفت واعتلای بشریت بر داشته ام.

 

                                                 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢٤ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٧:٤٧ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

مقدمه

بسیاری از والدین با مشکلاتی از قبیل ترس کودک از حیوانات ، ترس از تاریکی ، ترس از غریبه‌ها و... مواجه می‌شوند و واقعا نمی‌دانند که چگونه رفتاری باید در مقابل این ترس‌ها داشته باشند. خیلی از آنها تلاش زیاد می‌کنند تا به کودک خود نشان دهند که ترس او موردی ندارد و هیچ جای ترس وجود ندارد. اما گویا هر چه بیشتر تلاش می‌کنند کودکشان در ترس خود مصمم‌تر می‌شود. در برخورد با چنین ترس‌هایی والدین در اولین گام باید دلایل آنرا مشخص کنند. برخی از این ترس‌ها طبیعی بوده و لازم نیست والدین حساسیت زیادی در مورد آنها نشان دهند و برخی بنا به دلایلی رخ می‌دهند که لازم است در رفع این ترس‌ها مورد توجه قرار گیرند.

 

 

علل ترس در کودکان

اینکه چرا کودکان می‌ترسند مورد توجه بسیاری از صاحبنظران رشد کودک و روانشناسان بوده است. برخی از محققان عوامل زیستی را به عنوان علت برخی از ترس‌ها عنوان کرده‌اند و برخی دیگر عوامل روان شناختی، عوامل خانوادگی و سایر عوامل را مطرح کرده‌اند. در برخی اوقات ترسی که کودک از خود نشان می‌دهد به یک نیاز روانی ارتباط دارد. مثلا کودکی که ترس از مدرسه را نشان می‌دهد ممکن است از لحاظ روانی وابستگی زیادی به پدر یا مادر خود داشته باشد و ترس او در واقع ریشه در این وابستگی او دارد.

گاهی اوقات یک تغییر در شیوه زندگی مثل تغییر محل سکونت ، جدا شدن از والدین و... به صورت ترس از تاریکی ، ترس از حیوانات و غیره خود را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت برخی از ترس‌های مشخص و معین کودک می‌تواند ریشه‌های روانشناختی داشته باشد و مستقیما با موضوع آن ترس مرتبط نباشد. در برخی اوقات این خانواده است که مشکل ترس را در کودک بوجود می‌آورد. ممکن است کودک ترس از یک مساله خاصی را در محیط خانواده یاد گرفته باشد. مثلا مادری که از عنکبوت می‌ترسد این ترس خود را به کودک منتقل می‌کند. این اتفاق بر اساس فرایند یادگیری صورت می‌پذیرد. بطوری که والدین در آموزش اکثر رفتارها به عنوان الگو و سرمشق کودک هستند.

کودکی که نیاز به احساس امنیت دارد با مشاهده رفتار و حالات والدین و خانواده خود شروع به شناسائی محیط ها و موقعیت‌های امن از ناامن می‌نماید. و در این راستا کاملا متکی بر آنهاست. بنابراین آنچه رفتار مادر نشان می‌دهد برای او الگو و اساس رفتارش است. کودک با مشاهده رفتارهای مختلف می‌آموزد که چه چیزی ترسناک است و چه چیزی ترسناک نیست. گاهی اوقات ترس کودک ناشی از شیوه های زیستی غلط والدین است. والدینی که برای وادار کردن کودک به انجام کاری او را تهدید می‌کنند و یا از چیزی می‌ترسانند. مثلا مادر به کودک خود می‌گوید اگر شلوغی کنی می‌روم و دیگر بر نمی‌گردم. یا برای وادار کردن به او خوردن دارو او را از آمپول می‌ترساند. فشار روانی که به این طریق والدین به کودکان خود وارد می‌کنند ، می‌تواند به صورت ترس‌های مختلف خود را بروز دهد. در کودکان ناراحتی‌ها و اضطراب‌های روانی اغلب با مواردی از قبیل ترس و... مشخص می‌شوند.

از جمله عوامل دیگر شرایطی است که کودک در محیط پیرامون ممکن است با آنها مواجه شود، مثل دیدن تصادف دو اتومبیل و دزد و... همینطور است تماشای فیلم‌های ترسناک و وحشت انگیز که با تاثیری که روی قدرت تخیل کودک می‌گذارد موجب وسعت یافتن این صحنه‌ها و شاخ و برگ داده شدن آنها در ذهن کودک می‌شود و ترس و وحشت زیادی را در کودک ایجاد می کند.

چه نوع ترس‌ها به توجه و درمان نیاز دارند؟

در وهله اول باید به سن کودک توجه داشت. برخی از ترس‌ها در سنین خاصی طبیعی‌تر هستند. بنابراین اگر چنین ترس‌هایی بیش از دو سال دوام داشته باشند حتما به توجه و درمان نیاز دارند. اصولا یک ترس عادی نباید چنین مدت زمانی طول بکشد و گاه بدون نیاز به مداخلات درمانی به تدریج کاهش پیدا کرده و بالاخره از بین می‌رود. همینطور برای تشخیص ترس‌های غیر عادی باید به نوع ترس نیز توجه داشت.

هر چند گاهی اوقات کودکان از چیزی می‌ترسند ولی این ترس چندان وحشت‌زا نیست و مشکل خاصی در عملکرد روزانه کودک ایجاد نمی‌کند و واکنش ترس در او چندان شدید و ناهنجار نیست. اما زمانیکه نوع ترس کودک غیر عادی است و نیاز به مداخلات درمانی دارد واکنش کودک به عامل ترس بسیار شدید است. کودک بسیار وحشت زده می‌شود و رفتارهایی از خود نشان می‌دهد که اغلب خارج از کنترل دیگران است.

برای درمان ترس در کودکان چه باید کرد؟

روان شناسان برای کاهش ترس‌های کودکان راههای زیادی را توصیه می‌کنند. آنها در وهله اول به والدین توصیه می‌کنند که در رفع مشکل کودک عجولانه عمل نکنند. تعجیل و شتابزدگی آنها در کاهش ترس کودک می‌تواند به جای درمان ، اضطراب و ترس او را افزایش دهد. این ترس معمولا بتدریج از بین می‌رود و لازم است والدین با خونسردی و آرامش اقدام به کاهش این ترس‌ها نمایند. توصیه بعدی روان شناسان این است که هرگز کودکان را به خاطر ترسی که دارند تحقیر و سرزنش نکنیم. هر چند دلیل ترس از نظر ما بزرگترها کاملا غیر منطقی و نامعقول به نظر می‌رسد اما خود کودک چنین احساسی ندارد و نمی‌تواند غیر منطقی بودن ترس خود را درک کند و سرزنش به او کمکی نخواهد کرد.

حتی زمانیکه کودک تحت نظر یک متخصص یا روان شناس درمان می‌شود، اگر عامل اصلی ایجاد کننده ترس هنوز حضور داشته باشد چندان فایده‌ای نخواهد کرد. مثلا زمانیکه خود مادر از تاریکی می‌ترسد، هر چند کودک حمایت‌ها و درمان‌هایی را از روان‌شناس و مشاور خود دریافت می‌کند، اما الگویی که در خانه از رفتار مادر می‌پذیرد الگویی قویتر است که نتایج یک درمان ثمر بخش را از بین می‌برد. بنابراین لازم است علل اساسی ترس کشف و مرتفع شوند.

 



بازی موقعیت مناسبی است که ترس کودک را از بین ببریم. مثلا کودکی که از آمپول می‌ترسد، می‌توانیم یک بازی خوب ترتیب بدهیم که در آن کودک آمپول زدن را تمرین کند. در مراحل دیگر می‌توان از روشهای خاص رفتار سازمانی که توسط روانشناسان استفاده می‌شود بهره جست. با مراجعه به یک روانشناس و درمان‌های رفتاری او می‌توان اقدام به حل مشکل کودک نمود.

سخن آخر

پدیده ترس هر چند که یک غریزه طبیعی است که در انسان از همان بدو تولد وجود دارد، اما هر گاه به دلیل تغییراتی که در شدت و نوع آن بوجود می‌آید از حالت عادی خارج می‌شود. این ترس‌ها تحت عنوان ترس‌های مرضی شناخته می‌شوند که هم کودک و هم اطرافیان او را آزار می‌دهند توصیه‌های مناسب روان‌شناسان و استفاده از مداخلات رفتاری در این راستا می‌تواند سودمند باشد.

  •  

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢٤ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٧:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

احتمالاً بسیاری از ما در مورد این که هنگام مرگ با چه احساسی ممکن است روبرو شویم فکر کرده‌ایم. دانشمندان این موضوع را مورد بررسی قرار داده و حقایقی در مورد آن کشف کرده‌اند.
این حقایق که در مجله New Scientist انتشار یافته‌اند، شیوه‌های مختلفی را که یک فرد ممکن است جان خود را از دست دهد، مورد بررسی قرار داده‌اند. این شیوه‌ها موارد مختلفی نظیر سوختن، غرق شدن و بریده شدن سر را در بر می‌گیرد.


گفتنی است محققان این یافته‌ها را با استفاده از پیشرفت‌های علوم درمانی و تجربیات بازماندگان خوش‌شانس به دست آورده‌اند.
بنا بر نتایج این گزارش، علت مرگ در موارد مختلف معمولاً نرسیدن اکسیژن کافی به مغز عنوان شده است. اما در صورتی که اطلاعات بیشتری نیاز باشد، در ادامه مطلب پاره‌ای از نتایج تحقیقات پژوهشگران آورده شده است.

غرق شدن
نخست، ترس و وحشت قربانیان را فرا می‌گیرد و آن‌ها تلاش می‌کنند تا نفس خود را حبس کنند. این فرآیند حدود 30 تا 90 ثانیه به طول می‌انجامد. نجات یافتگان می‌گویند زمانی که آب وارد شش‌ها می‌شود، حسی «سخت و دردآور» تجربه کرده‌اند اما این حس به سرعت جای خود را به «آرامش و راحتی» می‌دهد. نبود اکسیژن سبب از دست رفتن هوشیاری، توقف قلب و مرگ مغز می‌شود.

حمله قلبی
احساس درد و فشار شدید در قسمت سینه، معمول‌ترین نشانه در این نوع مرگ است. این امر بدان دلیل اتفاق می‌افتد که ماهیچه‌های قلب در حال تقلی برای دسترسی به اکسیژن هستند. اختلال در ضربان عادی قلب، از کار افتادن آن را به دنبال خواهد داشت. از دست رفتن هوشیاری حدود 10 ثانیه طول می‌کشد و مرگ دقایقی بعد فرا خواهد رسید.

از دست رفتن خون
هر فرد که 1.5 لیتر از خون خود را از دست دهد، احساس ضعف و تشنگی در او به وجود خواهد آمد. زمانی که 2 لیتر از خون بدن از دست رفته باشد، احساس سرگیجه در افراد غالب می شود و پس از آن فرد از هوش می‌رود.
برق گرفتگی

برقی گرفتگی خانگی ممکن است قلب را از کار بیندازد و پس از 10 ثانیه فرد را بی‌هوش کند. این موضوع در مواردی همچنین می‌‌تواند منجر به از دست رفتن فوری هوشیاری شود. این در حالی است که ادعاها حاکی از آن است که برخی زندانیان که توسط صندلی الکتریکی اعدام شده‌اند، در اثر خفگی جان خود را از دست داده‌اند.

سقوط از ارتفاع
نجات یافتگان سقوط آزاد اغلب این مورد را گزارش کرده‌اند که گذشت زمان کند می‌شود. مطالعه بر روی 100 نفر از افرادی که از روی پل Golden Gate در سانفرانسیسکو خودکشی کرده بودند، نشان داد که اکثر آن‌ها به صورت آنی فوت کرده‌اند.

اعدام (آویزان شدن از طناب)
مجازات‌هایی که در برخی کشورها برای مجرمین در نظر گرفته می‌شود و یا خودکشی از این طریق، باعث مرگ شخص از طریق خفگی می‌شوند. این عمل ممکن است فرد را ظرف 10 ثانیه بی‌هوش کند اما در صورتی که طناب به شیوه‌ای درست بسته نشده باشد، این فرآیند ممکن است دقایق زیادی طول بکشد.

آتش
سوختگی، درد شدیدی را منجر می‌شود و حساسیت پوست را به درد افزایش می‌دهد. محققان می‌گویند پس از تخریب عصب‌های سطحی، مقداری از درد ممکن است کاهش یابد اما نه زیاد. اما مرگ در آتش‌سوزی اکثراً به دلیل استنشاق گازهای سمی و خفگی حادث می‌شود.

بریده شدن سر
بریده شدن سر می‌تواند سریع و بدون درد باشد اما به نظر می‌رسد پس از صدمه دیدن نخاع، هوشیاری همچنان برای مدت کمی ادامه دارد. محققان می‌گویند مغز ممکن است همچنان به فعالیت خود برای مدت 7 ثانیه ادامه دهد. گزارش‌ها از اعدام‌های گیوتین در فرانسه حاکی از آن است که چشم‌ها و دهان برخی قربانیان به مدت 30 ثانیه از خود حرکت نشان می‌داده‌اند

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢٤ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٧:۳۸ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

چند نکته  برای یادآوری برای معلمان عزیز:در جلسه مشاوره که خودم رفتم 12/10/89

 

1- از بر چسب زدن کودکان بپرهیزید

          2-روانشناسی مثبت داشته باشید. خوبیها کودکان را در نظر داشته باشید وآنها را پرورش دهید (برای مثال خط خوب .صدای خوب....)داستان ادیسون(مخترع برق) و کمال الدین بهزاد(نقاش خوب و فلسفوی(سخنران خوب)

          3-  باید کودکان خودشان را باور کنند که می توانند تلاش کنند اگر تلاش رااز آنها بگیریم دیگر تلاش نمی کنند و در مانده می شوند.

          4-دانش آموزان ابتدایی باید احساس شایستگی کنند .نه عدم شایستگی

          5- برخورد منطقی ومناسب با کودکان داشته باشیم

          6-باید به آنها تلقین کنیم که می توانند و من می توانم را در وجود خود باور کنند

          7-از پیش دبستانی مقدمه خود را باور کردن و از اول ابتدایی به بعد اموزش اینکار شروع می شود.باید بداند که می تواند .وبزرگ شده است .مثال عکس کوچکی خود را با الان خود مقایسه کند.در کلاس درس

          8-رشدهوش هیجانی کودکان رادر تمام زمینه ها در نظر بگیریم

          +-رشد کلامی (گوش کردن آنها - حفظ و تکرارمطالب و .... )

          +-رشددیداری (تجسم تصاویرو خوب دیدن...)

+- رشد بدنی (از لحاظ فیزیکی وقدرت بدنی در ورزش یا نمایشی و.... )

            +موسیقی (با اهنگ شعری را بخواند -سرود وهمکاری در آن و .....)

            +- رشد اجتماعی( همکاری گروهی وغیره....)

9-هوش زبانی :(سخن خوب گفتن -گزارش دادن - بحث های کلامی در سها -جدول حل کردن - چیستان - نامه نگاری - یا فتن اطلاعات  از روزنامه ها ومجلات - خواندن شعر -و نوشتن شعر و نشریه دیواری و.....)

10-هوش دیداری:نقشه کشیدن - از محله استان - یا مدرسه - طرح ریزی باغچه - وفضای مدرسه - تجسم کردن یک نقشه وکشیدن ان..

11- هوش منطقی :- حساب کردن - انجام عملیات ریاضی به صورت ذهنی - تخمین - مدیریت زمان - حل معما وچیستانها - ارتباط عددها را بیان کردن- برنامه ریزی برای یک روز گردش وغیره........)

12-هوش بدنی :( کاردستی مهارت در ورزش دلخواهش -حرکات موزون ورزشهایی مانند ژیمناستیک و غیره -سفره ارایی - مشارکت در تغیر لوازم -مشارکت در نمایش ها مثلا پانتومیم و غیره اجرای یک داستان و انجام حرکات آنها طبق داستان.......)

13-هوش میان فردی : (گوش دادن به سخنان معلم - گوش دادن به حکایتها ونقل کردن- کمک به یادگیری در حل مسائل - همکاری ومشارکت گروهی -و.....)

 

کتابهایی در این زمینه :آموزش مهارتهای زندگی  تر جمه مهر داد فیروز بخت annvernoon:نویسنده انگلیسی 80تکنیک را گفته است برای هر کلاسی .کتاب:آموزش یادگیری به کودکان رابرت فیشرترجمه فروغ کیانزاده .

تهیه کننده :خانم سپهر


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢٤ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٧:۳٤ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

انتخاب نوع غذا و مهارت خوردن با وضعیت جسمی و روحی کودک در ارتباط هستند. ذائقه و طعم هایی که کودک به آنها عادت دارد، نتیجه ی یک سری الگوهای رفتاری و مصرفی خانواده است که بر انتخاب کودک تاثیر مستقیم دارد و می تواند سلامت جسمی و روحی او را تحت تاثیر قرار دهد. به طور مثال اگر غذاهای طبخ شده در خانواده روغن زیادی داشته باشند، کودک همیشه تمایل بیشتری به مصرف و انتخاب این گونه مواد غذایی خواهد داشت.

وجود هر گونه استرس مانند مشاجرات خانوادگی به راحتی می تواند بر میزان 

اشتهای کودک  اثر گذاشته و تمایل او را به غذا خوردن کاهش دهد. نکته ی مهم در مورد انتخاب نوع غذا این است که بدانیم ذائقه ی کودک با افزایش سن تغییر می کند. همین مورد به راحتی وضعیت غذا خوردن کودک را دگرگون می کند. در نتیجه برنامه ریزی برای افزایش اشتها  ، باید براساس ذائقه ی کودک انجام شود؛ به گونه ای که گروه های غذایی  اصلی مثل نان و غلات، شیر و لبنیات، میوه ها، سبزی ها و گوشت ها در برنامه ی غذایی روزانه گنجانده شود.

افزایش حجم عضلات، که نتیجه ی دریافت کافی غذاست، مهارت و توانایی انجام فعالیت های جسمی را در کودک بالا می برد. رشد روانی و حالات روحی بر نگرش، عادات، رفتارها و الگوهای غذایی کودک موثر است. در این راستا مصرف غذا در وعده های مشخص برای تامین درشت مغذی و ریز مغذی های لازم برای رشد و نمو کودک حائز اهمیت است. از نظر متخصصان تغذیه این وعده ها شامل سه وعده ی اصلی ( صبحانه، ناهار و شام ) و دو یا سه میان وعده هستند.

در این میان مصرف 

صبحانه  به دلیل افزایش سوخت و ساز بدن در هنگام صبح، برای کودکان اهمیت فراوان دارد. از طرف دیگر تحقیقات زیادی نشان می دهند که صرف صبحانه باعث افزایش قدرت یادگیری  و ایجاد تمرکز بیشتر در کودکان می شود.

اطلاعات ثبت شده در منابع تغذیه ای نشان می دهد، کودکانی که 20 دقیقه قبل از آغاز کلاس، صبحانه میل می کنند، نسبت به گروهی که یک ساعت قبل، صبحانه مصرف کرده اند تمرکز بهتر و نمرات بالاتری دارند. با توجه به این نکته که بیشترین فعالیت فکری کودکان به ویژه در سنین مدرسه ساعات آغازین روز است، پس صبحانه باید شامل مواد غذایی باشد که بتواند یک سوم کل انرژی مورد نیاز روزانه را ( معادل 600 تا700 کالری برای پسران و حدود 500 تا600 کالری برای دختران ) تامین کند.

برای تامین انرژی مورد نیاز انواع نان ، غلات آماده صبحانه مانند برشتوک، همچنین مربا، کره، عسل ، خامه، حلیم  و برای تامین پروتئین مصرف پنیر، تخم مرغ  و شیر توصیه می شود.

 

نیاز به ویتامین و املاح را می توان با مصرف انواع میوه به صورت تازه یا خشک مانند برگه ها یا آب میوه های تازه ی تهیه شده در منزل تامین کرد. مناسب ترین روش برای استفاده از مواد غذایی ذکر شده و اطمینان از تامین نیازهای کودک در این وعده، مصرف برنامه ی چرخشی در طول هفته است.

وجود یک منبع پروتئینی  در وعده صبحانه برای رشد بهتر کودک ضروری است.

با توجه به بررسی های انجام شده اغلب کودکان تمایلی به مصرف صبحانه ندارند. کودکانی که عادت به خوردن صبحانه ندارند، دچار اختلالاتی مانند سرگیجه، تهوع و حتی در بعضی مواقع استفراغ می شوند. این مسئله نیاز به ارایه ی راهکارهای مناسب به منظور ایجاد تمایل برای خوردن صبحانه در کودکان را نشان می دهد.

مصرف صبحانه های حاضری به علت شاغل بودن مادران و نبود فرصت کافی برای جمع شدن سرسفره، از دلایل عدم توجه و تمایل کودکان به صرف صبحانه است. تکراری و یکنواخت بودن مواد خوراکی، ترس و نگرانی از رفتن به مدرسه و مواردی از این قبیل به راحتی شوق و تمایل خوردن صبحانه را از بین می برد.

البته گروهی از کودکان خوردن غذاهای گرم مانند انواع ساندویچ، عدسی و ... را به تناول انواع صبحانه های معمول ترجیح می دهند. توجه به این خواسته ی کودکان و تهیه ی انواع غذاها برای این وعده، خود راهکاری مناسب برای ایجاد تمایل به مصرف صبحانه است.

رعایت مواردی مانند چیدن سفره ای زیبا بر اساس تمایلات کودک، استفاده از رنگ های شاد مانند رنگ نارنجی، عدم مصرف شام پر حجم و دیر وقت، صرف صبحانه توسط خود والدین، فراهم کردن محیطی به دور از نگرانی و ترس و انتقال حس دوست داشتن به فرزندان، باعث تحریک اشتهای کودکان و افزایش تمایل آن ها به مصرف این وعده غذایی مهم می شود.

از نکات مهم دیگر توجه به زمان مصرف صبحانه است.

بهترین زمان برای کودکان سنین مدرسه قبل از ورود به کلاس و در کودکان پیش دبستانی بین ساعت 9-7 صبح است.

فراموش نکنیم که نخوردن صبحانه از دلایل مهم افت تحصیلی در کودکان سنین مدرسه و اختلال رشد در کودکان پیش دبستانی است.

مصرف چیپس و پفک کودکان را از تغذیه‌ای سالم  محروم می‌کند. در مراحل تهیه پفک، پودر ذرت پرس می‌شود و در حرارت بسیار بالا قرار می‌گیرد تا به صورت حجیم درآید. در چنین شرایطی روغن موجود در پفک می‌سوزد و تولید پراکسید می‌کند که در حرارت و نور، مقدار آن بیشتر است و خوردن آن سلامت کودک را تهدید می‌کند. همچنین، میزان بالای نمک پفک و شوری آن موجب عادت ذائقه کودکان به شوری شده و در نتیجه خطر ابتلا به بیماری فشارخون  را افزایش می دهد که در بزرگسالی زمینه‌ساز بیماری های قلبی ـ عروقی  و سکته‌های مغزی  می‌شود. براساس این مطالعات، پفک 9 برابر حجم خود آب جذب می‌کند. کودک با خوردن پفک و به دنبال آن آب احساس سیری کاذب کرده و در نتیجه از خوردن غذای سفره محروم و دچار کمبود تغذیه‌ای می‌شود.

مصرف چیپس  نیز به دلیل شوری و روغن زیاد ، همان خطرات ذکر شده در بالا را برای سلامتی بدن در بر دارد. کارشناسان تغذیه توصیه می‌کنند در صورت مصرف اینگونه تنقلات، بسیار کم و از انواع معتبر آنها با بسته‌بندی بهداشتی استفاده شود، زیرا چیپس های فله‌ای در روغن چند بار مصرف، درست می‌شوند که احتمال سرطان  زایی دارند. چیپس نیز موجب سیری کاذب می شود و به دلیل اینکه تمام مواد مغذی مورد نیاز برای رشد کودکان را در بر ندارد ، مصرف مداوم آن قبل از غذا موجب محروم شدن  کودک  از غذاهای اصلی و در نتیجه کمبودهای غذایی می‌شود.

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢٤ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

تشخیص بیماری

آزمایش ویژه‌ای برای تشخیص میگرن وجود ندارد. اما ممکن‌ است‌ آزمایش‌ خون‌ یا سی‌تی‌ اسکن و یا MRI برای‌ رد سایر بیماریها انجام‌ گیرند. تشخیص نهایی بیماری مبتنی بر علایم است. در ضمن باید مشخص شود که علت درد ناشی از مصرف بیش از حد داروها نمی‌باشد. پزشک از شما خواهد پرسید که حملات شما چه قدر طول می‌کشد، شدت آنها چقدر است و این حملات هر چند وقت یکبار صورت می‌گیرد؟ شما باید به پزشک خود گزارش دهید که تحت درمان با چه داروهایی بوده‌اید و از کدام داروها بدون نسخه استفاده کرده‌اید. اگر شما بین حملاتی، علامتی نداشته باشید و سردرد شما در حین حملات بین 4 تا 72 ساعت طوب بکشد، امکان دارد که دچار میگرن باشید.

نکات زیر در بررسی سردردهای شما توسط پزشک، حائز اهمیت است: درد یک طرفه در ناحیه سر، درد ضربان دار، درد متوسط و یا شدید طوری که شما را از انجام کارهای روزانه باز دارد، دردی که با فعالیت و حرکات بدنی بدتر شود و همراه با تهوع و استفراغ باشد و دردی که همراه با حساسیت به نور یا حاسیت به صدا باشد.

داروهایی جهت پیشگیری از میگرن

داروهایی وجود دارند که شدت و دفعات حملات میگرنی را کاهش می‌دهند. این داروها باید هر روز مصرف شوند. داروهای ترپیتان‌ها هم به هنگام وقوع میگرن باید مصرف شوند. در مورد مصرف این داروها و عوارض جانبی آنها باید با پزشک معالج خود صحبت کنید. این داروها که می توانند از حملات میگرنی پیشگیری کنند، شامل موارد بالا است:

  • بتا بلوکرها (بلوکه کننده‌های بتا): مانند پرروپرانولا (ایندرال) که بیماران دچار آسم نباشید، از این دارو استفاده کنند.
  • پیزوتیفن (pizotifen) که این باعث افزایش وزن و خواب آلودگی می‌شود.
  • داروهای ضد افسردگی: مانند آمی تریپتیلن (amitryptyline)

درمان

بیشتر افراد به هنگام حملات میگرنی، ترجیح می‌دهند که در یک اتاق تاریک بخوابند یا دراز بکشند. برخی نیز با خوردن بعضی چیزها احساس آرامش می‌کنند.

دارو درمانی برای برطرف نمودن علایم میگرن

هیچ‌ داروی‌ خاصی‌ نسبت‌ به‌ دیگر داروها ارجحیت‌ ندارد و اثر قطعی‌ از هیچ‌ کدام‌ از آنها مورد انتظار نیست‌. برای‌ تخفیف‌ علایم‌ میگرن‌ و پیشگیری‌ از بروز حملات‌، طیف‌ گسترده‌ای‌ از داروها موجود هستند. مصرف دارو باید در همان مرحه اول حمله میگرنی صورت گیرد، زیرا در طی مراحل بعدی جذب آن به آسانی صور نمی‌گیرد.

  • سوماتریپتان‌ به‌ صورت‌ تزریق‌ زیر پوست‌ توسط‌ خود فرد، یا به‌ صورت‌ قرص‌
  • Effervescents برای کسانی که نمی‌توانند داروها را به شکل قرص مصرف کنند، وجود دارد.
  • داروهایی از نوع تزریقی، اسپری‌های بینی، شیاف نیز در دسترس می‌باشند.

 

  • داروهای‌ مسدودکننده‌ بتا آدرنرژیک‌ یا کانال‌ کلسیمی‌، یا ضدافسردگی‌های‌ سه‌ حلقه‌ای‌ برای‌ پیشگیری‌ از حملات‌، در صورتی‌ که‌ حملات‌ آن‌ قدر شدید باشند یا تعداد آنها آن‌ قدر زیاد باشد که‌ شما از کار و زندگی‌ خود باز بمانید. این‌ داروها ممکن‌ است‌ اثرات‌ جانبی‌ نامطلوبی‌ داشته‌ باشند و امکان‌ دارد در همه‌ افراد نیز مؤثر نباشند.

 

  • داروهای ضد درد همچون پاراسیتمول (paracetmol) یا آسپیرین همراه با داروهای ضد تهوع همچون متوکلراپرامید (metoclopramide) و یا دامپریدون (demperidone) توصیه می‌شود. برخی از داروها همچون migaleve دارای پاراسیتمول کدئین می‌باشد که برای درمان میگرن مصرف می‌شود. توجه کنید که این داروها برای هر فردی مناسب نیست و حتما باید زیر نظر پزشک معالج مصرف شود.

 

  • در برخی موارد داروهای NSAIDs یا داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی، موثر واقع می‌شوند. این داروها می‌توانند تورم، درد و التهاب را بهبود بخشند. این داروها شامل ایبوپروفن (ibuprofen)، ناپروکسن (naproxen)، دیکلوفناک پتاسیم (diclofenac potassium) و تولفنامیک اسید (tolfenamic acid) می‌باشد.

 

  • داروهایی به نام تریپتان‌ها (triptans) برای بهبود علایم میگرن استفاده می‌شوند. این داروها، عروق خونی را در مغز شما باریکتر و احساس درد میگرنی را برطرف می‌کند. ممکن است در ابتدا مجبور به استفاده از چند قرص از دسته دارویی ترپیتان باشید تا در نهایت یک قرص که برای شما مناسبتر است جهت درمان شما به کار رود. داروهای این دسته شامل التریپتان، ناراتریپتان، ریزاتریپتان، سوماتریپتان، رولمیترپیتان، الموتریپتان و فرووواتریپتان می‌باشد. این داروها باید در شروع سردرد مصرف شوند، نه قبل از آن و نه در طی مرحله aura.

عوارض جانبی این داروها

  • 1. احساس ضعف، گیجی، تهوع، استفراغ، سفتی و درد گردن، احساس سنگینی و فشار در هر جای بدن.
  • 2. اگر شما بالای 65 سال سن دارید و سابقه بیماری قلبی، سکته مغزی یا فشار خون بالا دارید، باید مصرف این داروها قطع گردد.
  • 3. اگر شما دچار میگرن شدید باشید و با داروهای فوق بهبود نیابید، آنگاه احتمال دارد که پزشک معالج داروی ارگوتامین تارتریت (eergotamine tartrate) را پیشنهاد کند. موارد منع مصرف این دارو مشکلات کلیوی، بیماریهای قلبی- عروقی، فشارخون، حاملگی و شیردهی می‌باشد.

مصرف قرصهای ضد بارداری در مبتلایان به میگرن

نوسانات میزان استروژن موجب بدتر شدن میگرن می‌شود. اگر از قرصهای ترکیبی ضد بارداری استفاده می‌کنید و در ضمن دچار میگرن هم هستید، توصیه می‌شود که از قرصهای ضد بارداری که تنها حاوی پروستروژن هستند، استفاده نمایید. اگر دچار میگرن کلاسیک هستید و دچار aura نیز می‌شوید، هرگز نباید از قرصهای ضد بارداری ترکیبی استفاده کنید چون خطر ابتلا به سکته مغزی را افزایش می دهد.

به مقدار مورد نیاز دارو مصرف کنید، مصرف بیش از حد دارو خود باعث ایجاد میگرن می‌شود. مصرف داروهای ضد میگرن زمانی که علایم اولیه میگرن آغاز می‌شود، می‌تواند از تشدید و طولانی شدن میگرن جلوگیری کند. همیشه کمترین مقدار دارو که مورد نیاز شماست، مصرف کنید زیرا مصرف زیاد دارو در ایجاد میگرن نقش دارد. شما باید حداقل چهار روز در هفته، از داروهای ضد میگرن استفاده نکنید. برخی از خانمها در زمان قاعدگی خود که احتمال زیادی حملات میگرن وجود دارد، از داروهای ضد میگرن استفاده می‌کنند.

سعی کنید دریابید که چه عواملی میگرنهای شما را بدتر می‌کند. عوامل تشدید کننده میگرن را از رژیم غذایی خود حذف کنید. ورزشهای منظم داشته باشید، رژیم غذایی سالم اختیار کنید، سطح قند خون را در یک وضعیت مناسب نگهدارید، مصرف الکل را قطع کنید، از استرس پرهیز کنید، استراحت، وانهادگی و خواب کافی داشته باشید. اگر از درد مزمنی در ناحه گردن و پشت خود رنج می‌برید به پزشک مراجعه کنید. درمانهای مکمل همچون تکنیکهای وانهادگی (ریلکسیشن)، داروهای گیاهی همچون گل مینا (feverfew) در جلوگیری از حملات میگرنی موثرند. طب سوزنی نیز در پیشگیری از حملات میگرن و سردردهای دیگر مفید می‌باشد.

توصیه‌هایی برای پیشگیری

به‌ هنگام‌ بروز اولین‌ نشانه‌های‌ حمله‌ میگرنی‌
- روی‌ سر خود یک‌ پارچه‌ سرد یا کیسه‌ یخ‌ بگذارید، یا به‌ صورت‌ خود آب‌ خنک‌ بزنید.
- چندین‌ ساعت‌ در یک‌ اتاق‌ تاریک‌ و آرام‌ دراز بکشید.
- دو عدد بالش‌ در دو طرف‌ سر خود بگذارید تا سرتان‌ تکان‌ نخورد.
- استراحت‌ کنید و در صورت‌ امکان‌ بخوابید.
- صدا، نور و بوها (خصوصاً بوی‌ ناشی‌ از آشپزی‌ و سیگار) را به‌ حداقل‌ برسانید.
- از مطالعه‌ خودداری‌ کنید.
- به‌ هنگام‌ بروز حملات‌ در بین‌ حملات‌ ورزش‌ کنید تا آمادگی‌ جسمانی‌ مناسبی‌ داشته‌ باشید.
- به‌ هنگام‌ حمله‌ رانندگی‌ نکنید و از کار با وسایل‌ و ماشین‌های‌ خطرناک‌ خودداری‌ کنید.
- به‌ دلیل‌ این‌ که‌ در بعضی‌ از موارد، حملات‌ در اثر خوردن‌ یک‌ ماده‌ غذایی‌ خاص‌، مثل‌ پنیر یا شکلات، آغاز می‌شوند، سعی‌ کنید چیزهایی‌ را که‌ قبل‌ از بروز هر حمله‌ خورده‌اید یادداشت‌ نمایید. از خوردن‌ آن‌ دسته‌ از مواد غذایی‌ که‌ به‌ نظر باعث‌ آغاز حمله‌ میگرنی‌ می‌شوند خودداری‌ کنید. به‌ غیر از این‌ نکته‌، رژیم‌ خاصی‌ توصیه‌ نمی‌شود.

در موارد زیر، به پزشک مراجعه کنید.

-هنگامی که اولین سردرد شدید را در سن بالای 50 سال تجربه کرده‌اید.
-هنگامی که علایم میگرن معمولی شما، بطور ناگهانی تغییر کرد.
-هنگامی که اولین سردرد شدید شما بطور ناگهانی (در عرض یک دو تا دقیقه) بروز کند.
-هنگامی که دارای سردرد شدید همراه با تب و استفراغ و بثورات پوستی بودید.
-هنگام بروز سردرد شدید و احساس بدتر شدن آن، حتما خود را به بخش اوژانس بیمارستان محل زندگی خود برسانید.

هشدار

در موارد کمی، میگرن همراه با خطر سکته مغزی می‌باشد. اگر شما دچار میگرن نوع کلاسیک همراه با اختلالات بینایی (aura) هستید هرگز از قرصهای ضد بارداری ترکیبی استفاده نکنید که این مورد، خطر سکته مغزی را افزایش می‌دهد.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ٢٤ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٧:٢۳ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

عوامل موثر بر نشاط دانش آموزان در کلاس درس 

وضعیت فیزیکی کلاس:

یکی از عوامل مؤثر در نشاط دانش آموزان وضعیت فیزیکی کلاس می باشد. فضای فیزیکی شامل رنگ، نور، چینش نیمکت ها، تهویه و تعداد دانش آموزان است.

الف) رنگ:

مطالعات و تحقیقات دانشمندان نشان می دهد رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی به جای می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. محققان بر این باورند که هر یک از رنگ ها فواید خاص درمانی محسوسی برای بدن انسان دارند و در این باره گزارش های متعددی مبنی بر استفاده های موفقیت آمیز از رنگ در درمان بسیاری از بیماری های فیزیکی دریافت کرده اند. برخی از دانشمندان حتی معتقدند تمایل ناخودآگاه ما به یک یا چند رنگ خاص می تواند نشانه ای از نیازهای بدن ما در جهت ترمیم خود باشد. اطلاع از خواص درمانی مختلفی که به هر یک از رنگ ها نسبت داده شده است می تواند کمک شایانی به انتخاب صحیح آنها هنگام تهیه لوازم و طراحی دکوراسیون فضاهای مختلف مدرسه باشد.

به عنوان مثال رنگ نارنجی رنگ گرم و صمیمی است. نارنجی پرتوهای شادی آفرینی از خود ساطع می کند که موجب رفع خستگی است. یا رنگ سبز که انرژی زا و آرامش بخش است به طوری که اضطراب را از انسان دور می کند و موجب رفع تنش و گرفتگی های عضلانی می شود. به خصوص این که سبز رنگی ایده آل برای فضاهایی است که در آنها تمرکز و آرامش مورد نیاز است.

ب) چینش نیمکت ها:

برای ارتباط و تعامل بیشتر دانش آموزان با یکدیگر و همچنین ارتباط مؤثر و چهره به چهره معلم با دانش آموزان می بایست نیمکت ها طوری چینش شوند که این مهم محقق گردد. علمای تعلیم و تربیت بهترین روش چینش صندلی ها را به صورت دایره ای یا «U» شکل پیشنهاد می کنند، خصوصاً در درس هایی که نیاز به بحث و بررسی، فعالیت های گروهی برای حل یک مسئله و یا انجام آزمایش و یک پروژه می باشد. در این صورت تعامل و ارتباط به شکل صحیح انجام پذیر خواهد بود. این امر باعث می گردد تمامی دانش آموزان درگیر آن فعالیت شوند و حالت انفعالی و خستگی در آنها به وجود نیاید.

ج) تهویه و تعداد دانش آموزان:

تهویه هوا باعث می شود به صورت مستمر هوای تازه و پر اکسیژن در کلاس در جریان باشد و تنفس راحت تر انجام گردد، در نتیجه نشاط و سرزندگی به وجود می آید و حالت رخوت و کسالت از دانش آموزان دور می شود، ضمن آن که تعداد دانش آموزان باید به خصوص نسبت به مساحت و فضای موجود متناسب باشد.

● ابزار تشویق:

تشویق جلوه ای از تحسین و تقدیر و نوعی تأیید برای فرداست، در سایه آن شوقی در آدمی پدید می آید که به رفتاری معین اقدام کرده و آن را مکرر می سازد.

به طور کلی در تعریف تشویق می توان گفت: تشویق عامل وادار کننده است که به انسان نیرو و انرژی می دهد، شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت و خشنودی می کند و این رضایت خاطر است که جلوی خستگی و بی میلی او را می گیرد.

تشویق و تحسین مایه تقویت روح است وحس اعتماد را در فرد به وجود آورده و استعدادهای فرد رشد کرده و توان درونی اش به فعلیت درمی آید.

حاصل تشویق ممکن است فایده ای برای آدمی نداشته باشد، ولی همین خودپسندی فرد را امتناع می کند و به او اطمینان می دهد که عملش عاقلانه و مورد تأیید بوده است در نتیجه موجب دلگرمی و نشاط او می شود.

● خواب کافی دانش اموزان در اوقات قبل از کلاس و ورود به مدرسه:

خواب از جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما برخوردار است. خوابیدن مثل تغذیه کار غریزی است و هر یک از این دو جزیی از غریزه بقاء است.

اهمیت استثنائی خواب علیرغم این که ما به آن بی توجه هستیم، از هر زاویه ای که آن را مورد بررسی قرار دهیم و ازهر جنبه زندگی که به آن مربوط می شود بنگریم، یک واقعیت است. خواب ناکافی از جهت های مختلف بر انسان عواقب سوء می گذارد.

از نظر جسمی در صورت بی خوابی، بیماری های مزمن نیز گسترش می یابد، تغییراتی نیز در فرمول خون به وجود می آید که در درازمدت سبب پیدایش کم خونی می گردد و حالت کسالت همراه با خستگی دایمی و فزاینده و یک حالت تنبلی که به خوبی نمی توان آن را توجیه کرد، تولید می کند. علاوه بر این بدخوابی نه تنها باعث خستگی می گردد، بلکه نیروی جسمی را نیز کاهش داده و عمل گوارش را مشکل تر و کندتر می سازد و عملکرد حواس نیز مختل می شود.

دانش آموزانی که خواب کافی نداشته باشند، عصبی، نگران، ناپایدار و سپس مضطرب شده و از مرحله روانی شدید به مرحله کوفتگی و خستگی می رسند.

مسلماً در این بدخوابی ها، دوره های طبیعی و بیولوژیک همراه، با تناوب هایی از شدت و ضعف نیز وجود دارد، ولی چون خواب از کیفیت و کمیت بدی برخوردار است آنها را تشدید کرده و از کاهی کوه می سازد. شخص کم خواب دائماً دچار ناراحتی روانی می شود. چنین فردی خصایص بسیار با ارزش خود یعنی دوراندیشی را از دست می دهد. براثر بی خوابی روزبه روز بر افسردگی کودکان افزوده می شود و مشکلات دیگری در این زمینه عارض آنها می گردد، از جمله کم اشتهایی، ضعف انرژی، مشکلات روحی، کناره جویی از دوستان و فعالیت ها، احساس بی ارزش بودن و اندوهگینی می کنند.

همچنین اهمیت دادن به هدف در آموزش وتقویت انگیزه درونی از جمله عوامل ایجاد نشاط در دآنش آموزان است.

دمای کلاس،شاد بودن معلم و کارکنان مدرسه،عدم استفاده از تنبیه بدنی،استفاده از موزیک های ملایم و مناسب، محبت اولیای مدرسه به تمام دانش آموزان ، شرکت تعاونی فعال مدرسه و... همگی می تواند در جای خود به جذابیت مدرسه و کلاس کمک نماید .


راه های افزایش نشاط در محیط مدرسه:
- گاهی اوقات با پرداختن به ظاهر مدرسه و ساختمان مناسب ، میز و صندلی مناسب ،رنگ مناسب ،اتاق مناسب و..... باعث نشاط می شویم .
- داشتن همکارانی مجرب ،بدون دغدغه باعث شادی می شود.
- داشتن طرح ها و ابتکارات تازه از سوی متولیان آموزش و پرورش باعث نشاط می شود.
- دانش آموزان باهوش و علاقه مند به تحصیل باعث سرور و شادی مدرسه است .

اگر می خواهیم مدرسه ای با نشاط داشته باشیم:
- باید زهر نفوذی فرهنگ بیگانه را ترمیم کنیم.
- برنامه ای مشخص و مدون و به دور از هرگونه خطا و کارشناسی داشته باشیم.
- باید به معلمین و مربیان بپردازیم تا روح لطیف و پاک آنها ، مرده و خموده نباشد .که روح آزرده نمی تواند با خود نشاط را به به مدرسه و کلاس ببرد.
- باید فضا ها مورد توجه قرار گیرند . خانواده ها آموزش ببینند.
آیا می دانید: « شور و نشاط از ایمان است»
«اگر رفتگر خیابان هستید ، طوری خیابان را جارو کنید که گویی میکل آنژ نقاشی می کند یا بتهوون موسیقی می سازد و یا شکسپیر شعر می گوید. چنان خیابان را جارو کنید که مالکین آسمان و زمین با دیدن آن درنگ کنند و بگویند این کار ، کار رفتگر ارزشمندی بود که کارش را خیلی خوب انجام داده است .»

حال راه های نشاط در مدرسه را این گونه ترسیم می کنیم :
الف)- توکل به خدا داشته باشیم.
ب)- مدیریت مشارکتی را درعمل قبول داشته باشیم.
ج)- بهبود کیفیت حول محور های زیر باشد:
1- ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و عملکرد کارکنان
2- پیشرفت حرفه ای معلمان و ، قبل از خدمت و ضمن خدمت
3- روشهای تدریس همراه با نشاط و تعادل
4- تجهیز آزمایشگاه
5- تحقیق و پژوهش(می توان از دبستان آغاز نمود)
6- توجه به فن آوری و تکنولوژی
7- ورزش و تربیت بدنی
8- اردوهای علمی و فرهنگی(که زیبا ترین دوستی ها را در خود می پروراند.)
9- تجهیزات و کیفیت آموزشی
10-تشویق و تنبیه دانش آموزان با توجه به الهام از دستورات اسلام.

با تمامی این تفاسیر ((بیاییم در سیستمی وارد شویم حلقه ای از آن عشق و صحبت و حلقه ای دیگر عزت نفس دیگر حلقه آن اشتیاق و خدمت به مردم باشد))برای رضای خدا ،به امید خدا.
نقش آراستگی ظاهر معلم در فرآیند تعلیم و تربیت:
آراستگی ظاهر معلم ،اولین ابزار تاثیر گذار بر دانش آموز می باشد واین عوامل به همراه دیگر عوامل شخصیتی، نقش تعیین کننده ای بر جذب قلوب و کارآمد کردن نظام تعلیم وتربیت دارد.
پاکیزگی ، نظم و تربیت و استفاده از رنگهای شاد و روشن ، به ایجاد احساس شادمانی و نشاط کمک می کند و شرایط مطلوبی برای جذب دانش آموزان فراهم می سازد.
مدرسه زیبا و سرسبز:
تعلیم وتربیت دانش آموزان نه تنها تحت تاثیرکلام معلم می باشد بلکه آموزشهای غیرکلامی و رفتارغیر بیانی ، بیش از سایر عوامل ، در انتقال پیام به فراگیران نقش دارد .
- در و دیوار مدرسه ، حیاط پر گل و سرسبز ، کلاسهای تمیز با رنگ مناسب ، سرویسهای بهداشتی ، فضای فیزیکی مدرسه ، همه وهمه می تواند حامل پیام برای دانش آموزان باشد و بر رشد شخصیت فردی و اجتماعی و نیز تامین بهداشت روانی عزیزانمان تاثیربگذارد.
- ویژگی فضای آموزشی مطلوب:
فضای آموزشی به یک کل اطلاق میشود که ضمن آنکه آموزش را به همراه خود دارد، تمام گوشه و کنار آن سرمایه آموزشی است وباید از آن به جا و درست استفاده شود .
در بیان اجزا آن به موارد ذیل توجه فرمایید:

1) نام مدرسه :
نام مدرسه ، حاوی پیام و ارزش است ، وهر دانش آموز حتما تا آخرین لحظات عمر ، هر زمان که از دوران تحصیل یاد می کند ، با ذکر اسم مدرسه تحت تاثیر آن قرار می گیرد.
بنا بر این نام مدرسه باید بار ارزشی داشته باشد ، با فرهنگ عمومی سازگار باشد و سمبل هویت ملی و مذهبی و چراغ راه آینده باشد.

2) درب ورودی مدرسه:
یکی از نقاط حساس مدرسه ، درب آن می باشد ، که باید زیبا و با رنگ و طرح دلخواه دانش آموزان نقاشی شود .
- از نظر ایمنی نیز باید با ویژگی سنی دانش آموزان متناسب باشد.
- برای آگاهی از رنگ دلخواه دانش آموزان می توان موضوع نقاشی را «دوست دارید درب مدرسه چگونه باشد؟»قرار دارد.

3)حیاط مدرسه:
- استفاده ازفضای سبز و گل و چمن - ساخت آبنما در حیاط مدرسه
- نوشتن پیامهای بهداشتی و آموزشی در تابلو های زیبا- نصب تابلو های گچی در مدرسه
- نصب نیمکت های رنگی در زیر درختان

4)سرویس های بهداشتی:
توجه به نظافت سرویسهای بهداشتی و استفاده از رنگ سفید ، که مسئولین نظافت را مجبور به کنترل و نظافت مستمر کند . عدم توجه به نظافت سرویس ها ی بهداشتی باعث امتناع دانش آموز ان از رفتن به سرویسها می شود که در شسلامت جسمی و در پرورش و تربیت اخلاقی تاثیر منفی می گذارد.

5) راهرو ها و سالن مدرسه:
راهرو ها و سالن مدرسه نقطه طلایی مدرسه می باشند - باید از رنگهای سرد و آرامش بخش درآن استفاده نمود- از این فضا ها برای پیام آموزشی و پرورشی و زیبا شناختی می توان استفاده کرد.( پیامها را مدام تغییر دهید)
رنگ آمیزی درهای ورودی کلاسها و دفتر مدارس ، همیشه باید تیره تر از زمینه راهرو باشد - این تیرگی ، توجه و احترام دانش آموزان را بر می انگیزد و هشداری است که تفاوت فضای کلاس درس و حیاط را به او گوشزد می کند.

6) کلاس های درس:
کلاس مکانی است که دانش آموز بیشترین ساعات خود را در آن به سر می برد.
سالم بودن و نظافت نیمکت ها ، رنگ دیوار کلاس که سعی شود رنگهای گرم بیشتر استفاده شود ، تاثیر به سزایی در روحیه ، رشد و ترقی دانش آموزان دارد.
سقف کلاسها باید صاف و بدون درز ، به رنگ روشن باشد که سبب تعادل فضا گردد.

7) نماز خانه :
وقتی کودک با فطرت پاک خدادادی وارد مدرسه می شود امکان دو حرکت هماهنگ و همسو برای او فراهم می شود :
1- یادگیری علوم و فنون 2- اخلاق فضیلت و معنویت
در چنین مسیری«نماز»نردبان تعالی است . آشنا و مانوس نمودن کودکان و نوجوانان با این فرضه الهی ، نیازمند فراهم آوردن شرایط و امکانات است
- فضای فیزیکی اقامه نماز در مدارس ابتدایی 30%- راهنمایی 50% و دبیرستان 70%دانش آموزان باشد.
- درب ورودی نماز خانه زیبا و به طور ثابت با نام «نماز خانه »تزئین گردد.
- ساخت محراب مناسب و زیبا برای تعیین قبله
- نصب تابلو و تراکتهای مربوط به پیام های قرآنی و نماز.

8) کتابخانه :
نسل جدید باید روش «آموختن برای زیستن»را بیاموزند، تا بتوانند در آینده زندگی کند.بنا بر این باید نگرش« فرهنگ تحقیق» و« خود آموزی » را در بین آنان گسترش داد . پسباید از دوران کودکی و از مدارس آغاز کرد ، زیرا مدارس درچه ورود به دنیای توسعه پیشرفت تعادل است.
- رنگ آمیزی شاداب و جذاب ، نظافت و چینش مرتب ، تقدیر از افراد فعال کتابخانه و کتاب خوانهای موفق - انتشار روزنامه های دیواری - فعالیتهای هنری و مسابقه ، می توان زمینه حضور فعال دانش آموزان را در کتابخانه فراهم آورد.

محیط واثرآن در نشاط وتربیت

چشمان خود را ببندید  و پس از دقایقی باز کنید، محیطی زیبا و دل انگیز  در پیش  روی چشمان  شما پدیدار میشود که تا دور دست  طبیعتی  سرسبز  و چشم نواز همچون تابلویی  نقاشی  شده ،خودنمایی می کند .

 در انتهای افق  کوههای  بلند  سربه فلک کشیده اند و رودخانه ای آرام   در دل طبیعت در حال پیشروی   است .

پرندگان با آرامش اوج می گیرند  و آنگاه  خود  را  در میان  آسمان  آبی رها می کنند.

صدای  پرندگان  خوش  الحان  و نوازش ملایم  نسیم  باد به همراه این تابلوی زیبا ، سبب بیدار شدن  ذهن آدمی  می شود.

گویی  ذهن می خواهد  از جسم  انسان  فاصله  بگیرد  و همچون  موجودی  کاوشگر و جستجوگر ،در دل  طبیعت  به اکتشاف ناشناخته  ها  بپردازد. هنگامی که ذهن انسان  با علاقه به جستجوگری بپردازد، زمینه برای خلق  افکار نو مهیا می شود زیرا اشتیاق و علاقمندی به جستجوگری شروعی است  برای  بروز خلاقیت در انسان .

برعکس ، هنگامی که انسان در محیطی نازیبا و درهم ریخته و آلوده قرار می  گیرد که تنها سیاهی و زشتی  در آن دیده  می  شود ،گویی ذهن می  خواهد از چنین محیطی دوری  کند و کمتر با آن درآمیزد  و به بیانی  دیگر به دنبال فرار از آنجاست  و در چنین محیطی  چراغ  جستجوگری  ذهن  انسان نیز خاموش می شود. 

براستی تا چه حد در زیباتر کردن محیط زندگی اطراف  خویش کوشیده ایم ؟ محیطی که هر روزه بر جسم و روان ما تاثیر گذار بوده  و در نهایت  قادر است  کمک کند تا  ذهن  به سوی آرامش  و جستجو گری  هدایت شود و یا  به سوی نگرانی و پناه بردن به خود؟

گهگاه بهتر است  درباره محیط اطراف خویش  با دقت  بیشتری  بیاندیشیم . خیابان ها وکوچه ها، درو دیوارها ،   جویهای آب   ، هماهنگی رنگها  در طراحی شهرها، تزیین و نمای  مغازه ها، نظم و انضباط در ترافیک شهر و پاکیزگی  انسانها ، طراوت و  سرسبزی درختان و گیاهان  شهر و طبیعت ، نحوه تزیین  شهر و........ تمامی  این عوامل بطور ناخواسته  بر ذهن ما تاثیر  می گذارند.

هنگامی که محیط زندگی ما زیبا ، تمیز و شاداب  است ، انسان ها  سرزنده تر بوده و بر ای شاداب تر نمودن محیط زندگی خویش خواهند کوشید و نظارت جمعی  نیز برای حفظ چنین محیطی افزایش می یابد.

در دین اسلام  نیز نظافت  و پاکیزگی  به عنوان  بخشی  از ایمان از آن نام  برده شده است  و این به علت  تاثیرگذاری عمیق آن  بر سلامت  جسمی و روانی انسان ها است .

اکنون این سوال در ذهن ما نقش  می  بندد  که تا چه حد مردم به زیبایی  و تمیزی  محیط  زندگی  خویش  واقف بوده  و آن  را رعایت می کنند.

بخاطر بیاورید خیابان های پر از  زباله ، آسفالت های  تکه تکه ، جوی ها و رودخانه های  انباشته از زباله ، دیوارهای زشت  و شسته نشده ، گیاهان  خشک شده و یا کوچه های  بدون گل و گیاه ، ناهماهنگی  رنگ ها  در ساختمان ها ، بی نظمی  و بی انضباطی ترافیک  شهر ، تمامی این عوامل بر ذهن انسان  تاثیر منفی  گذاشته  به گونه ای  که  ذهن  تلاش می کند کمتر با چنین محیطی مانوس شود ، زیرا دیدار آنها  درون آدمی را می آزارد  و لذا بی توجهی  به محیط زندگی  روز به روز افزایش می  یابد و ریشه های  بی تفاوتی  در دل جامعه رشد می کند  و اگر این ریشه ها  رشد یابند می توانند  زمینه ساز آسیب های  اجتماعی  شوند.

محیط زیبا همچون آهن ربایی  است  که ذهن را مجذوب خود کرده و او را وادار به تکاپو و جستجو گری می کند.محیط نا زیبا  علاوه بر آنکه  از نظر روانی  تاثیرات نامطلوب روانی برجای می گذارد ،بلکه خسارت های مادی فراوانی نیز بر جامعه تحمیل می کند.

اکنون باید درباره موضوعات زیر  بیشتر بیاندیشیم   و در پاره ای موارد  نیز به درستی  تصمیم گیری  نماییم .

-  تا چه حد تلاش  نموده ایم محیط اطراف  زندگی  خویش برای  برای دیگران  زیباترنماییم.

-تا چه حد کودکان خود را برای  زیباتر کردن محیط زندگی  خویش  آموزش  داده ایم ، باید بخاطر داشته باشیم اگر سن کودکان ما از پنج  سالگی  گذشت و آنان آموزش  های  لازم برای پاکیزه و زیبا نگهداشتن محیط  زندگی را  کسب نکنند ،در بزرگسالی  تغییر عادت برای آنان بسیار سخت خواهد شد.

-تا چه حددانش آموزان  را برای  مشارکت کردن در زیباسازی  محیط  زندگی  آماده نموده ایم.

-تا چه حد زمینه برای موسسات  خصوصی مهیا  شده است که خدمات زیبا سازی  محیط زندگی را با کمترین  هزینه  ارائه نمایند؟

بخاطر داشته باشیم  ایجاد  یک محیط زندگی  زیبا سبب خواهد  شد  ، اشتیاق  انسان برای زندگی  افزایش یافته و از طرفی مغز و ذهن  تمایل به جستجوگری  بیشتری  یافته و شرایط برای خلاقانه اندیشیدن  بهتر مهیا  شود.

 

****

منبع : مقاله  " خلاقیت و زیبایی محیط"-  نویسنده : حمید میرزاآقایی-

 

*********** 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                          

 

 

 

 

 

 نتیجه گیری:
- فضای آموزشی مطلوب در یادگیری دانش اموزان بسیار موثر است
- آرایش آگاهانه کلاس ، کودک را به استفاده از مهارتها و خلاقیت هایش ترغیب می نماید و بدین ترتیب رشد نیروی هدایت خویشتن را تقویت می کند.
- تاثیر شخصیت معلم و پوشش او برای دانش آموزان و نقش آن در فرایند تعلیم و تربیت موثر است.
- برای همه ی مردم لازم است که به پدیده رنگ با دقت خاصی توجه کنند . البته پیداست هر رنگی به مقتضی خاصیتش به نوعی در افراد تاثیر می گذارد ،که این اثر بی ربط با رفتارها و واکنشها ی اجتماعی و روانی آنان نیست.
- داشتن طرح ها و ابتکارات تازه ازسوی متولیان آموزش و پرورش در شادابی مدارس بسیار موثر است .

با شاداب کردن محیط مدارس می توانید
زندگی سر شار از نشا ط داشته باشید.
به تعادل جسمی ، رو حی و روانی برسید.
*********

بیاییم در آبادانی خانه های علم وتربیت کوشا باشیم
تا دانش آموز احساس شور و نشاط و شادابی نمایند
زیرا که محیط در بهداشت روان و سلامت جسم نقش بسزایی دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                            

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ پنجشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٦:۱۸ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

مدار

(school basic)

مدرسه

 / کلاس درس

1-فاصله زیاد بین مدرسه و محل زندگی

2- فقدان امکانات لازم و فضای آموزشی نامطلوب و غیر بهداشتی

3- مدیریت نامناسب مدارس چند نوبته ، کلاسهای پر جمعیت و نسبت بالای تعداد دانش آموز به معلم

4- فقدان مدارس شبانه روزی  یا مدارس سیار برای عشایر و کودکان بی خانمان

5- عدم انطباق سال تحصیلی با واقعیتهای زندگی روزانه در فصول مختلف ، به خصوص در میان جمعیت روستایی و عشایری

6 - عدم توانایی نظام آموزشی در اجرای قانون آموزش اجباری

7-عدم پی گیری تاخیر دائمی و یا غیبت متوالی دانش آموز توسط معلم یا مدیر

8- عدم پاسخگویی و احساس مسؤولیت مقامات مدرسه در قبال مشکلات آموزشی دانش آموز

9- فقدان ارتباط و هماهنگی میان مقامات مدرسه و اولیا و عدم مشارکت والدین در امور آموزشی

10 - عدم توانایی مدرسه در شناسایی اختلالات یادگیری در میان دانش آموزان و کمک رسانی بموقع

11- فقدان برنامه های آموزش استثنایی برای دانش آموزانی که از نظر ذهنی یا جسمی دچار مشکل هستند

12 -  فقدان وسایل بهداشتی ، آب ، برق ، و گرما درمدرسه

13 -  فقدان محل مطالعه در مدرسه برای دانش آموزانی که به دلیل پرجمعیت بودن خانواده قادر به درس خواندن در منزل نمی باشند

14- عدم ارائه خدمات مشاوره و راهنمایی برای دانش آموزانی که در شرایط دشوار بخصوص در دوران جنگ به سر می برند

معلم

 / روش تدریس

15 - آموزش ناکافی قبل و در ضمن خدمت برای آموزگاران

16 - کمبود معلم

17 - غیبت متوالی معلمان روستا

18 - روش تدریس غیر منعطف با تاکید بر حافظه پروری وانضباط

19 - معلم محوری و اجتناب از روش تدریس شاگرد محور با تاکید بر مشارکت دانش آموز در امر یادگیری و حل مساله

محتوای آموزشی

/ کتابهای درسی

20 - عدم ارتباط میان محتوای آموزشی با زندگی و نیازهای روزمره دانش آموز و خانواده او

21 - محتوای آموزشی فشرده،سنگین ومشکل

22 - ارسال پیام ناتوانی از طریق برنامه درسی پنهان به دانش آموز ضعیف به خصوص دختران

23 - عدم تعادل بین زمان آموزش و زمان تفریح برای دانش آموزان وفقدان فعالیتهای فوق برنامه که محیط مدرسه را به محیطی شادو با نشاط تبدیل سازد

24 - تاخیر در توزیع کتابهای درسی به خصوص در مناطق دور افتاده

ارزشیابی آموزشی

25 - تاکید بیش از اندازه بر آزمونها و امتحانات استاندارد و غیر منعطف جهت ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

26 - فقدان ارزشیابی مرحله ای و تشخیصی از عملکرد معلم و دانش آموز جهت حل به موقع مشکلات آموزشی

27 - شکست تحصیلی و تکرار پایه

خانواده مدار

 (family basic)

عوامل اقتصادی

28 - مالی و نیاز به کار اقتصادی کودک در مناطق شهری و روستایی

29 - مهاجرت خانواده از روستا به شهر برای جستجوی کار و جابجا شدن کودکان که اغلب منجر به ترک تحصیل آنها می شود

30 - عدم توانایی خانواده درتامین مخارج مستقیم و غیر مستقیم آموزشی ،مانند کتابهای درسی ،لوازم تحریر و روپوش مدرسه

31 - تخصیص بودجه کمتر به آموزش در میان خانواده های فقیر در مقایسه با بودجه مصرف شده برای تهیه غذا ،مسکن،لباس و بهداشت

عوامل اجتماعی -فرهنگی

32 - بی تفاوتی والدین نسبت به آموزشهای رسمی

33 - عدم آگاهی نسبت به ارزش درس خواندن

34 - بی سوادی والدین

35 - - فقدان مکان مطالعه و انجام تکالیف شب در منزل ، به دلیل بی تفاوتی والدین یا پر جمعیت بودن خانواده

36 - مجبور بودن دختر ارشد خانواده برای کمک به مادر در امور خانه داری و نگهداری از خواهران و برادران کوچک تر

37 - بیرون کشیدن دختران از مدرسه به دلیل عرف و سنن رایج منطقه

38 - بی سوادی والدین و عدم توانایی آنان برای کمک به دانش آموز در انجام تکالیف شب در منزل

39 - مخالفت والدین در فرستادن دختران به مدارس مختلط ، بخصوص هنگام بلوغ

40 - مخالفت خانواده با طی کردن مسافت طولانی برای رفتن به مدرسه توسط دخترانشان ، به خصوص در تاریکی

41 - - تبعیض آموزش دختر بر اساس این باور که دختر درنهایت متعلق به خانواده شوهرش است و سرمایه گذاری برای تحصیل او امری عبث است

42 - مخالفت خانواده با تحصیل در مدرسه ای که معلم آن مرد است به خصوص چنانچه بومی نبوده و برای ساکنین محل ناشناس باشد

43 -  باور خانواده بر این که تحصیلات دختر  نه تنها چیزی به زندگی او نمی افزاید بلکه شانس ازدواج را نیز کم می کند

44 -  اولویت نداشتن آموزش در شرایط نامناسبی که بر اثر عدم ثبات سیاسی یا مشکلات اقتصادی به وجود آورده است

45 - ازدواج زودرس

46 - دوزبانه بودن

47 - جنگ و نا امنی

کودک مدار

(student basic)

48 - بی علاقگی به مدرسه و خواندن درس

49 - ترس ازتنبیه

50 - عدم انطباق با محیط مدرسه

51 - تاخیر یا غیبت متوالی به دلیل کارهای منزل یا بیرون منزل

52 - عدم توانایی درک مطالب به دلیل متفاوت بودن زبان آموزش با زبان مادری

53 - عدم تمرکز به دلیل خستگی زیاد جسمی یا گرسنگی

54 - سوء تغذیه

55 - خجالت کشیدن به دلیل تکرار پایه

56 - درونی ساختن پیام ناتوانی و شکست که از طریق مدرسه منتقل شده است

57 - وحشت از امتحان

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ پنجشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ ستاره ]

گریه برای خدایم

 

درون سینه غوغا می کنم من
تو را در خویش پیدا می کنم من


از آن می ترسم آخر تا بترسی
در این شیوه چه پروا می کنم من


به دل با تو صفاها، بی تو بنگر
روان اشکی چو دریا می کنم من


چه کم بودی گذشته تا به حالا
که من فکر تو فردا می کنم من


دمی بی تو نخواهم تا سرودن
به شعرم نام تو جا می کنم من


به شوقت گاه شادی و جفاها
نگاهم رو به بالا می کنم من


به امیّدم تو دادی اشک خونین
که هر شب من خدایا می کنم من

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٠ ‎ق.ظ ] [ ستاره ]

گریه برای خدایم

 

درون سینه غوغا می کنم من
تو را در خویش پیدا می کنم من


از آن می ترسم آخر تا بترسی
در این شیوه چه پروا می کنم من


به دل با تو صفاها، بی تو بنگر
روان اشکی چو دریا می کنم من


چه کم بودی گذشته تا به حالا
که من فکر تو فردا می کنم من


دمی بی تو نخواهم تا سرودن
به شعرم نام تو جا می کنم من


به شوقت گاه شادی و جفاها
نگاهم رو به بالا می کنم من


به امیّدم تو دادی اشک خونین
که هر شب من خدایا می کنم من

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٠ ‎ق.ظ ] [ ستاره ]

گریه برای خدایم

 

درون سینه غوغا می کنم من
تو را در خویش پیدا می کنم من


از آن می ترسم آخر تا بترسی
در این شیوه چه پروا می کنم من


به دل با تو صفاها، بی تو بنگر
روان اشکی چو دریا می کنم من


چه کم بودی گذشته تا به حالا
که من فکر تو فردا می کنم من


دمی بی تو نخواهم تا سرودن
به شعرم نام تو جا می کنم من


به شوقت گاه شادی و جفاها
نگاهم رو به بالا می کنم من


به امیّدم تو دادی اشک خونین
که هر شب من خدایا می کنم من

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٩:۳٠ ‎ق.ظ ] [ ستاره ]
شیرنی زندگی چیست

«شکلات» زندگی
راز و رمز شیرین زندگی کردن خیلی سخت نیست . فقط می بایست بدانیم چگونه زندگی کنیم.

آری مشکلات و ناکامی های مسیر زندگی، مواد خام شکلات زندگی هستند. زندگی ما همواره با مشکلات و سختی ها معنا پیدا می کند و ما آمده ایم تا مسائل زندگی را حل کنیم و لذت حل مسائل و مشکلات را بچشیم.

 

از مشکلات و رنج های زندگی نهراسیم و با اقتدار در میدان زندگی وارد شویم و اینگونه از مشکلات و ناکامی های مسیر بهترین «شکلات» زندگی مان را تهیه کنیم و از طعم آن لذت ببریم.

 

برای تهیه «شکلات» زندگی می باید به نکات مهم و دستورالعمل ذیل دقیقا توجه داشت تا طعم «شکلات» زندگی، دلچسب همه اطرافیانمان باشد :

 


باور کنیم که بهترین تهیه کننده ایم

انسان هایی که فعالیت و امورشان را با نگرش و باورهای بسیار مثبت آغاز می کنند، دستاوردهای مثبتی به دست می آورند. آنها چون اعتقاد دارند که موفق می شوند، پس قطعا به پیروزی می رسند. انسان های برنده ابتدا در ذهن خود برنده می شوند و سپس این پیروزی و موفقیت را در صحنه ی زندگی نمایان می سازند. برندگان همیشه مثبت می اندیشند و از ناملایمات مسیر هراسی ندارند و با اعتقادی راسخ نگاهی متعالی به اطراف خود دارند. آری برای خلق یک زندگی عالی و مطلوب باید باور داشته باشیم که توانایی آفریدن زیباترین زندگی را داریم، سپس با این باور زیبا شیرین ترین لحظات را برای خود و اطرافیان مهیا سازیم.

 

از کاه کوه نسازیم

برای تهیه شکلات زندگی باید تجربه کسب کنیم. بنابراین اگر عزممان را جزم کرده ایم تا زندگی شیرینی را رقم زنیم می بایست از اشتباهات گذشته اندوهگین نباشیم و ناکامی های گذشته را در ذهنمان مرور نکرده و بی جهت از کاه کوه نسازیم. انسان های موفق فقط از گذشته درس می گیرند و در زمان حال زندگی می کنند و همواره آینده ای زیبا را در ذهنشان ترسیم می نمایند. راز شاد زیستن، صبر و شکیبایی است. برای لذت بردن از زندگی می بایست برای اتفاقاتی که هنوز رخ نداده است، نگران نباشیم. دیل کارنگی، روانشناس بزرگ می گوید:« 98درصد نگرانی های مردم برای چیزهایی است که هنوز اتفاق نیفتاده است.» پس بیاییم با توکل به خدای مهربان در فراز و نشیب های زندگی با صبر و حوصله به انتظار زیباترین و خوشمزه ترین لحظه های ناب زندگی باشیم و از اکنون لذت ببریم و از گذشته عبرت بگیریم و آینده ای زیبا را تصور نماییم.

 

تدبیر و تفکر

زندگی با تدبیر وتفکر زیبا می شود. برای هر اقدامی فکر کنیم و افکارمان را بر روی برگه ای سفید بنویسیم و چندین بار تفکراتمان را مرور کنیم. انسان هایی می توانند لحظات شیرینی در زندگی شان خلق نمایند که زمانی آن لحظه را تصویر و برای آن تدبیر نموده باشند. تفکر راه های بی شماری را برای رسیدن به موفقیت در مسیر انسان قرار می دهد و انسان های هوشمند علاوه بر اینکه خود می اندیشند از تجارب و افکار انسان های دیگر نیز استفاده می کنند و میانبرهای رسیدن به موفقیت و زیبایی را کشف می نمایند. اندیشیدن انسان ها را رشد می دهد و آنها را از مسیرهای بحرانی به سلامت عبور می دهد و رازهای آرامش و نشاط را برای آنان به ارمغان می آورد. هر روز دقایقی را در خلوت برای اندیشیدن قرار دهیم و آنچه را که پس از تفکر و تدبیر و مشورت با انسان های صادق به دست می آوریم با اقتدار در صحنه زندگی جاری نماییم.

 

منتظر خبرهای خوب باشیم

انتظار زیباترین مفهوم زندگی است. انسان هایی که در انتظار خوبی ها می نشینند، خوبی ها را به دست می آورند، چرا که انسان ها جذب کننده ی انتظاراتشان می باشند. قانونی در این عالم وجود دارد به نام قانون افزایش که این قانون بیان کننده ی این مفهوم است که هر چیزی را که حرفش را بیشتر بزنی و به آن بیشتر بیاندیشی برای تو محقق می شود. مواظب باشیم برای تحقق یک زندگی شیرین، منتظر تلخ کامی ها و شکست ها نباشیم و هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم پس از یک مناجات عارفانه، منتظر خیر و برکت های بیکران در زندگی باشیم.

... و چه زیبا پیامبر اکرم(ص) فرموده اند که:

«مشکل را کتمان کنید تا روزیتان زیاد شود.»

همواره سعی کنیم با دوربین ذهن مان، زیبایی ها را ببینیم و صحنه های جذاب زندگی را شکار کنیم. از مهربانی ها و عطوفت ها بگوییم و همواره شاکر خدای مهربان باشیم تا برکات و نعمات الهی برای ما گسترده شود.

 

توکل به خدا

قرآن مجید می فرماید: «به درستی اوست که می خنداند و می گریاند.» انسان هایی که با یک ارتباط عاشقانه و عارفانه با توکل به خالق هستی در مسیر زندگی تلاش می نمایند همواره مورد حمایت حضرت حق تعالی قرار می گیرند و به آرامشی عمیق دست می یابند.

 

ساختن یک زندگی ایده آل بدون خدا ممکن نیست و انسان هایی که به دنبال شیرینی و حلاوت در زندگی می گردند می بایست خدا را در متن زندگی شان جاری نمایند و هر تفکر و اقدامی را بر مبنای اطاعت او قرار دهند تا شادی و نشاط حقیقی نصیب شان شود.

 

خداوند به انسان هایی که او را اطاعت می کنند و یاری می رسانند وعده ی یاری و حمایت داده است و فرموده که: «به درستی خداوندحمایت کننده ی انسان هایی است که به او ایمان آورده اند.» یادمان باشد هر چقدر برای تهیه شکلات زندگی دقت و تلاش کنیم، طعم این شکلات خوشمزه تر می شود و اعضای خانواده مان از آن لذت بیشتری می برند.

مواد لازم برای تهیه ی شکلات زندگی را مرور می کنیم;

1) توکل به خدا; به وسعت عالم.

2) تفکر مثبت; به تعداد هر فکر.

3) تدبیر مناسب; به تعداد هر اقدام.

4) صبر و تحمل; در کل مسیر زندگی.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٩:٢٤ ‎ق.ظ ] [ ستاره ]
 

خواص دارویی پیاز

 

پیاز به عنوان یک داروی ضدعفونی کننده استفاده می شود. مالیدن آب پیاز به صورت از ایجاد لکه ها جلوگیری می کند. و از مخلوط آب پیاز و عسل می توان به عنوان یک کرم ضد چروک استفاده کرد.
پیاز و پوکی استخوان
پژوهشگران دانشگاه برن سوئیس، ترکیبی در پیاز شناسایی کرده اند که از کاهش حجم استخوان و پوکی آن جلوگیری می کند. این ماده در پیش گیری در کاهش نیافتن مواد مصرفی ـ به ویژه کلیة سلول های استخوانی ـ تأثیر زیادی دارد.
ـ پیاز، قند خون و کلسترول را پایین می آورد.
پیاز یکی از گیاهان بسیار قدیمی است که انسان آن را شناخته و در غذای خود استفاده می کرده است در کتاب های پزشکان مسلمان قدیم از پیاز به سبب داشتن الیاف و ویتامین ها و فلزات به عنوان داروخانه ای کامل نامبرده شده است.
خواص پیاز
بوی آن میکروب های مضر را از بین می برد.
قند خون را کاهش می دهد.
از ابتلا به سکته جلوگیری می کند.
قلب را فعال می کند و کلسترول را کاهش می دهد.
گردش خون را تقویت می کند.
به سبب داشتن آنتی اکسیدان، تنش و نگرانی را از بین می برد.
الیاف غذایی آن دستگاه هاضمه را تقویت می کند.
پیاز از سرطان ریه جلوگیری می کند:

»


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٩:٢۱ ‎ق.ظ ] [ ستاره ]

چکیده :

مقاله ی پیش رو ،یکی ازآموزه های اخلاقی اصیل دو دین ابراهیمی ،اسلام و مسیحیت ، با عنوان «محبت »را به اختصار بررسی می کند ،نگارنده سعی کرده بیشتر از متون دینی ـ در بخش مسیحیت ازکلمات عهد جدید و در بخش اسلام از روایات اسلامی ـ استفاده کند .
روش مقاله تلفیقی است و در آن توصیه های انجیلی و روایات اسلامی درباره ی انواع محبت که شامل محبت به خالق و محبت به خلق ـ اعم از محبت به برادران دینی ،محبت به همسایه ، محبت به هم نوع و محبت به دشمن ـ است در کنار هم بیان گردیده است .
واژه ی کلیدی : محبت ، اسلام ، مسیحیت .

مقدمه :

محبت آموزه ای انجیلی و پایه و اساس دین مسیح است .مسیحیت به « دین محبت » و یوحنا ،یکی از نویسندگان اناجیل ، به « رسول محبت » شهرت یافته است . از نظر آیین مسیح ،محبت به خدا و محبت به همسایه ( یا همان مخلوق ) و ابراز عشق به آنان ایمان را غنا می بخشد .رهبانان دیرنشین محبت به افراد را سرلوحه ی زندگی ریاضت منشانه ی خویش قرار می دادند . حیات روحانی مسیحی بر پایه ی محبت و عشق است و سالک ازاین طریق به سوی کمال پرمی گشاید .مسیحیان عیسی (ع) را نماد محبت خداوند به خلق می دانند . زندگی مسیح درعهد جدید بیانی از نگرش عاشقانه ی وی به جهان پیرامون است ؛او حتی به دشمنان خویش محبت می نمود و به بزرگ و کوچک و پیرو جوان عشق می ورزید .
درآیین اسلام نیزبرمحبت به خالق و خلق تاکید فراوان شده است .سیره ی عملی پیامبراسلام (ص) و پیروانش نشانه ی روشنی ازدرجه ی اعتبار و ارزشی است که آنان برای این آموزه ی دینی قایلند .
عده ای سعی دارند تا اسلام را دین خشونت و مسیحیت را دین محبت و صلح معرفی نمایند ؛درحالی که اگر کلمات بزرگان این در دین ابراهیمی را با دقت بررسی کنیم در می یابیم که اسلام نیزهمچون مسیحیت محبت را نشانه ی ایمان دانسته و بزرگان این دین الهی زیباترین تعابیررا در این باره بیان کرده اند .
افزون براین ،محبت در عرفان اسلامی نیز دارای معنایی رفیع است .عرفان اسلامی محبت را منزلی از منازل سیر و سلوک الی الله بر شمرده است .این معنی درادبیات فارسی نمودی بارز یافته و حلاوت و شیرینی ویژه ای به آن بخشیده است .بخش مهمی ازاشعارحافظ و مولانا و سایرمتون ادبی و عرفانی به این مفهوم اشارت دارد .
دراین مقاله ،نخست ،معنای عرفانی محبت و سپس انواع محبت مورد بحث قرارگرفته است .

محبت دردیدگاه عارفان مسلمان

عارفان مسلمان در تعریف محبت سخن ها گفته اند . از جمله ابویحیی زکریا بن محمد الانصاری ، شارح رساله قشیریه ، می گوید : مقصود از مودت همان محبت است و وداد نیز بر این معناست که حافظ می فرماید :
ز خاک کوی تو هر دم که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مقام ما افتد (2)

سپس می گوید :
«فعلی هذاء ،المحبه غلیان القلب و عند العطش و الاهتیاج الی لقاء المحبوب » (3) یعنی :بدین وجه ،اشتقاق محبت عبارت است ازجوشش و انقلاب دل به هنگام تشنگی و هیجان و آرزومندی به دیدار محبوب .
سپس می گوید :«و قیل انه مشتق من حباب الماء و هو معظمه فسمی بذلک لان المحبه غایه معظم ما فی القلب من المهمات » (4)
یعنی : حب از حباب الماء گرفته شده است که قسمت پر آب است و بدان نامیده شده است چون محبت نهایت فراوانی مهماتی است که در دل پدید می آید .
ابوالقاسم قشیری در معنای لغوی محبت می گوید :
«و بعضهم قال : الحب اسم لصفاء الموده لان العرب تقول لصفاء بیاض الاسنان و تضارتها حبب الاسنان » (5)
یعنی : گروهی از لغویان گویند که حب نامی برای صفای مودت و محبت است ، زیرا عرب به صفای سپیدی دندان ها و آب داری آنها حبب الاسنان گوید .
سید علی خان درذکر مراتب محبت می نویسد:
«ای عزیز!بدان که بعضی ازاهل عرفان ، اصول و مراتب و صفات محبت را به اعتبارات ذکرکنند،چون :صبابت و شوق و رمقه و ود و خلت و حب و توقان و عشق و هوی و غیره » (6)
همچنین عرفا و مشایخ صوفیه درباره ی معنای حب کلماتی پرمعنا دارند که به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می شود :
1 ـ المیل بالقلب :فقال بعضهم :المحبه المیل الدائم بالقلب الهائم ؛
2 ـ الایثار:و قیل المحبه ایثار المحبوب علی جمیع المصحوب ؛
3 ـ الموافقه : و قیل هی موافقه الحبیب فی المشهد و المغیب ؛
4 ـ المحو و الاثبات :و قیل محو المحب لصفاته و اثبات المحبوب بذاته ؛
5 ـ موافقه الموادات :و قیل مواطاه القلب لموادات الرب ؛
6 ـ الخدمه بالحرمه : و قیل :خوف ترک الحرمه مع اقامه الخدمه (7)

محبت درقرآن کریم

در قرآن کریم کلمه ی حب و فعل و مشتقات آن 83 باربه کار رفته است که در برخی از آنها حب ممدوح و در برخی دیگر حب مذموم مراد است .خداوند ،حب ممدوح را به معنای محبت نسبت به وجود مقدس خویش بر شمرده است .ازآن جمله می توان به این موارد اشاره نمود :
-«قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله یغفرلکم ذنوبکم و الله غفور رحیم » (8)
ـ «و لکن الله حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم » (9)
ـ «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین » (10)
ـ «ان الله یحب المتقین » (11)
گاهی حب مذموم و حب ممدوح با هم ذکر شده است .ازجمله :
ـ «و من الناس من یتخذ من دون الله انداداً یحبونهم کحب الله و الذین آمنوا اشد حبا الله و لو یری الذین ظلموا اذ یرون العذاب ان القوه لله جمیعا و ان الله شدید العذاب » (12)
در قرآن کریم کلماتی چون : « ود » ، « موده » ، «رحمه » ، «شغف » و « تبتل » نیزبه معنی دوستی به کار رفته است . از جمله :
ـ «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا» (13)
ـ «و جعل بینکم موده و رحمه » (14)
در عرفان اسلامی ،مضمون « عشق » نیز بسیار شهرت یافته و دست مایه ی شاعران در سروده های آنان قرار گرفته است . این کلمه درقرآن ذکرنشده ،ولی با تعبیر « حب شدید » ازآن یاد شده است .

محبت درآیین مسیحی :

کامل ترین و والاترین آموزه ی زهد انجیلی مساله ی محبت است .عیسی مسیح تمامی احکام خدا و گفتارانبیاء را خلاصه شده در محبت می داند و انجام آن را به منزله ی انجام تمام احکام می شمرد .(15) توماس میشل می گوید :
«حیات روحانی مسیحی برای پذیرش فرمان های خدا یک بعد عمودی و یک بعد افقی را در نظر می گیرد که هیچ یک از آنها را نباید در زندگی تکامل یافته ی مسیحی مورد غفلت قرار داد . بعد عمودی عبارت است از عبادت ، دعا و انجام سایر واجبات الهی و بعد افقی عبارت است از مسئولیت های فرد مسیحی در مورد خود ، دیگران و جامعه .انگیزه و هماهنگ کننده ی این مسئولیت ها محبت و خدمت است . مسیحیت دین محبت است .مسیحیان را به رغم تاریخی سرشارازجنگ های خون بار به نام مسیح ،انسان های مداراجو می شناسیم که به همه چیز عشق می ورزند ، به مسیح ،به طبیعت ،به همسایه ، به دوست و حتی به دشمن .ازانجیل ها می آموزیم که دشمنان خود را دوست بداریم و آنانی که از ما بیزارند را دعای خیرکنیم وبه کسانی که به ما جفا می کنند نیز دعا کنیم .مسیحیت دین محبت است ، آن هم محبتی که از قانون بالاتر است . از این روست که مسیح رو سپی گنهکاری را که به او ایمان آورده ، به رغم قانون می پذیرد و نوید آمرزش گناهانش را می دهد ،چون بسیار محبت کرده است . (16) در مسیحیت شرط شناخت خدا محبت است ؛ زیرا محبت از خداست و هر کس محبت نماید از خداست و کسی که محبت نمی کند خدا را نمی شناسد، چون خدا محبت است و هر کس در محبت ساکن است درخدا ساکن است و خدا در وی . (17)
اما درعین حال ،مسیح پیام آورخشنونت نیز هست ؛چرا که هنگامی که جمعی کثیر همراه او می رفتند ،روی گردانیده و به آنان گفت :«اگرکسی نزد من آید و پدر و مادر و زن و فرزندان و برادران و حتی جان خود را دشمن ندارد شاگرد من نمی تواند بود . » (18) اما در هر صورت ، الهی دانان مسیحی سعی کرده اند این تناقض در محبت و نفرت مسیحی را با یکدیگر وفق دهند .
عیسی به ما آموخت که تورات و کتب انبیا در دو توصیه خلاصه شده است :نخست اینکه خدای خود را به تمام دل و تمام نفس و تمام توانایی و تمام فکرخود محبت نما ،دوم اینکه همسایه ی خود را چون نفس خود محبت نما .(19) این توصیه محور سایر توصیه های مسیحیت است تا آنجا که پولس رسول تحت تاثیر آن نوشت :
«اگرنبوت داشته باشم و جمیع اسرار و همه ی علوم را بدانم و ایمان کامل داشته باشم به حدی که کوه ها را نقل کنم و محبت نداشته باشم ، هیچ هستم ، و اگر جمیع اموال خود را صدقه بدهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبت نداشته باشم ؛ هیچ سود نمی برم (20)». (21)
طبق تعالیم حضرت عیسی (ع) عشق و محبت که منعکس کننده ی رحم و شفقت فیض گونه ی الهی است باید عامل برانگیزاننده ی انسان ها باشد .این عشق و محبت باید درتمامی شعاع روابط انسانی پرتو افکند و هیچ کس که دارای نژاد و قومیتی متفاوت است نباید ازاین تعهد به رفتار مودت آمیزاستثنا شود .مطابق تعالیم حضرت عیسی (ع) ،قانون اخلاقی که بر عشق و محبت ،یعنی عدالت ،راستی و درستی و بالاترازهمه رحم و بخشش متکی است ،قانون یهودی مبتنی بر رعایت افراطی احکام و قواعد شریعت را کنار می گذارد .همان طور که درملکوت خدا ، بخشش ،رافت و پذیرش افراد قبل از خواسته های حقوقی مطرح می شوند ،به همین ترتیب ، نیز باید این امور در روابط شخصی بین افراد از ارجحیت برخوردار باشند . (22)

پی نوشتها :

1 ـ دانش آموخته ی حوزه ی علمیه و عضو هیات علمی گروه پژوهشی ادیان معاونت پژوهشی دفترتبلیغات اسلامی اصفهان .
2ـ دیوان حافظ ،خانلری ،ج 1 ،ص 921
3 ـ احکام الدلاله ، شیخ اسلام انصاری ، عبدالجلیل الغطاء ، ج 1 ، ص 888 .
4 ـ پیشین .
5 ـ پیشین .
6 ـ مشارق الاذواق ،سید علی خان همدانی ، ص 38 .
7 ـ احکام الدلاله ، شیخ الاسلام انصاری ، عبدالجلیل العطاء ،ج 1 ،ص 890 .
8 ـ آل عمران / 31 . ترجمه : « ای پیامبر!به مدعیان دوستی خدا بگو که اگر خدا را دوست می دارید مرا پیروی کنید که خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد که خداوند آمرزنده و مهربان است » .
9 ـ حجرات / 7 . ترجمه : « و لکن خدا مقام ایمان را محبوب شما گردانید و در دلهایتان نیکو بیاراست » .
10 ـ بقره / 222 . ترجمه : « خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد »
11 ـ توبه / 4 . ترجمه : « به راستی که خدا متقیان را دوست دارد »
12 ـ بقره / 165 . ترجمه : «برخی از مردم نادان غیرخدا را همانند خدا گیرند و چنان چه باید خدا را دوست داشت به آنان دوستی می ورزند .لکن آنها که اهل ایمان هستند کمال دوستی و محبت را فقط به خدا مخصوص دارند و اگر فرقه ی مشرکان ستمکار بدانند وقتی که عذاب سخت خدا را مشاهده کنند که قدرت و توانایی خاص خداست از شرک خود سخت پشیمان شوند و البته عذاب خدا بسیار سخت است»
13 ـ مریم / 96 . ترجمه : « همانا آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکارند خدای رحمان آنها را [درنظر خلق و حق ] محبوب می گرداند » .
14 ـ روم / 21 . ترجمه : « و میان شما رافت و مهربانی قرار فرمود» .
15 ـ متی / 17 : 21 ؛ مرقس / 9 : 29
16 ـ لوقا / 7 : 47 .
17 ـ رساله ی اول یوحنا / 3 .
18 ـ لوقا / 14 : 26
19 ـ متی / 22 : 37 ـ 39 ؛ مرقس / 12 : 30 ـ 31 ؛ لوقا / 10 : 27 .
20 ـ رساله ی پولس بر قرنتیان / 3 : 2 ـ 13 .
21 ـ میشل ،ت .درآمدی برالهیات و فلسفه و عرفان ،ص 141 .
22 ـ بوش روهاید ، ر .و دیگران ،جهان مذهبی ،ج 2 ،ص 693 .

منبع:نشریه پایگاه نور ،شماره 7شرح کتاب مصباح الشریعة ومفتاح الحقیقة

محبت در قرآن

همان گونه که گذشت محبّت و عشق محصول معرفت و آگاهى به حقایق است . اینک به ذکر آیات و روایات مربوط به محبّت مى پردازیم :
( وَلکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ ).
« خداوند ایمان و ارتباط با خودش را محبوب شما گرداند و آن را در دلهاى شما قرار داد ، اینان که به ایمان و ضد آن چنین دل آراسته اى دارند اهل رشد و هدایتند » .
ایمان خط ارتباط بین انسان و الله است . خداى متعال در این آیه به این معنى اشاره مى کند که وقتى به شما توفیق شناخت حقایق را عنایت شود آن حقایق محبوب شما خواهد شد .
( قُلْ إِن کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ) .
« اى پیامبر ! بگو اگر به خدا عشق دارید از من پیروى کنید تا خداوند شما را دوست داشته باشد ، و گناه شما را ببخشد و خدا آمرزنده و مهربان است » .
ادّعاى خدا دوستى بدون شناخت پیامبر و اطاعت از آن حضرت که مبلّغ فرهنگ الهى است ، بى مورد است . قرآن مجید بارها از مردم دعوت کرده است که پیامبر را بشناسند ، پیامبرى که پرونده قبل از بعثتش روشن است ، و از ابتداى ابلاغ نبوّت دلایل و براهین واضحى داشت ، و خداى متعال تمام نشانه هاى نبوت را با او قرار داده بود تا براى هیچ کس عذرى باقى نماند . آنان که براهین و دلایل و حجج او را دیدند ، و براى آنان معلوم شد که تنها عامل سعادت دنیا و آخرت آنان ، پذیرش رسالت پیامبر بود ، به او علاقه مند شدند . علامت آن علاقه و عشق ، اطاعت از قرآن و سنّت او بود که از همین راه پاک باخته خدا شدند و در راه محبوب از همه چیز خود گذشتند و در تاریخ بشر از بهترین بندگان شایسته ى حق شدند .
سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمّار ، یاسر ، سمیّه ، بلال ، و چهره هایى از این قبیل ، همانان بودند که پیامبر را به حقیقت شناختند و دل در گرو عشق او دادند . آنان از طریق تعلیمات آن حضرت ، خدا را شناختند و در صف مقدم عاشقان حق قرار گرفتند . آرى عشق به خدا محصول معرفت به پیامبر و دین خداست که بدون این معرفت ، ادّعاى عشق به خدا پندار و خیالى بیش نیست .
( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّة عَلَى الْکَافِرینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لاَئِم ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ).
« اى کسانى که آیمان آورده اید ، هرگاه از دین خود برگردید ، به زودى خداوند قومى را خواهد آورد که آنان را به شدّت دوست دارد ، و آنان نیز عاشق خدایند ، نسبت به مردم مؤمن متواضع و خاکسارند ، و در برابر کافران مقتدر و مسلّط ، در هر نوع جهادى (جهاد با مال ، نفس ، قلم ، قدم) شرکت مى کنند ، و از ملامت ، ملامت کنندگان باکى ندارند . این فضل خداست که به هرکس بخواهد عنایت مى کند ، خداوند را رحمت وسیع و بى انتهاست » .
راستى بدون شناخت راه الله چگونه انسان به چنین صفاتى ، که در این آیه ى شریفه آمده است ، آراسته گردد ؟ انسان تا معرفت به صراط مستقیم پیدا نکند ، از راهى غیر از فکر ، اندیشه و معرفت و شناخت ، عشق پیدا نکرده و به مراتب عارفان دست پیدا نمى کند . این راه خداست که انسان پس از مطالعه و دقّت در آن ، مى یابد که تنها راه نجات است . بنا بر این چگونه انسان بعد از یافتن راه نجات ، به آن عشق پیدا نکند و به لوازم آن دل نبدد ؟
راه نجات ، راه خداست و سرانجام به او پایان مى پذیرد ، پیمودن این راه ، محبّت به اوست و محبّت به او مهمترین راه رسیدن به عشق است . عشقى که از درجات عرفان و مرتبه ى عارفان است بنا بر این هر چه شناخت ومعرفت بیشتر ، عشق شعلهورتر و آتشین تر خواهد بود . این است که آیه ى شریفه مى فرماید : وَیُحِبُّونَهُ : انسانهایى که به شدّت به خداى متعال عشق مىورزند . همین عشق عامل حرکت آنان به سوى اوست و مرکب این راه همان برنامه هایى است که در آیه ذکر شده است . اینان فراق بین خود و محبوب را با انجام شایسته ترین اعمال ، که دستور خود حق است ، به وصل تبدیل مى کنند .
( وَالَّذینَ آمَنُوا اَشَدُّ حُبّاً لِلّهِ ).
آنان که ایمان آوردند کمال عشق و محبّت را مخصوص به خدا دارند .
ایمان آورندگان چرا نهایت عشق را به خدا نداشته باشند ، مگر خالقى ، بارئى ، مصوّرى ، اولى ، آخرى ، ظاهرى ، باطنى ، رازقى ، بدیعى ، مقدّرى ، مدبّرى ، حکیمى ، مطهّرى ، منوّرى ، میسّرى ، مبشّرى ، منذرى ، مقدّمى ، مؤخّرى ، عاصمى ، قائمى ، دائمى ، راحمى ، سالمى ، حاکمى ، عالمى ، قاسمى ، قابضى ، باسطى ، غنىّ ، وفىّ ، علىّ ، مَلىّ ، حفىّ ، رضىّ ، زکىّ ، بدىّ ، قوىّ ، ولىّ ، احدى ، واحدى ، شاهدى ، ماجدى ، حامدى ، راشدى ، باعثى ، وارثى ، ضارّى ، نافعى ، مانعى ، دافعى ، رافعى ، صانعى ، نافعى ، سامعى ، جامعى ، شافعى ، واسعى ، موسعى ، جلیلى ، جمیلى ، وکیلى ، کفیلى ، دلیلى ، قبیلى ، مدیلى ، منیلى ، مقیلى ، محیلى ، غافرى ، ساترى ، قادرى ، قاهرى ، فاطرى ، جابرى ، ذاکرى ، ناظرى ، ناصرى ، عفوّى ، غفورى ، صبورى ، شکورى ، رؤوفى ، عطوفى ، مسئولى ، ودودى ، سبّوحى ، قدّوسى ، ناطقى ، صادقى ، فالقى ، فارقى ، فاتقى ، راتقى ، سابقى ، سامقى ، سمیعى ، رمیعى ، منیعى ، کبیرى ، قدیرى ، خبیرى ، مجیرى . جز او خبر دارند ؟! مگر انسان با شناخت این صفات به این معنى نمى رسد که همه چیز انسان اوست و غیر او چیزى نیست ، در این صورت چرا انسان کمال عشق را به قول آیه ى شریفه ، مخصوص به حقّ نگرداند .
این نکته را نیز نباید ناگفته گذاشت : آنان که از طریق معرفت عاشق حقّند ، خداوند هم عاشق آنان است ، و در حقیقت این عشق طرفینى است ، عشق عبد به حق ، و عشق حق به عبد ، خداى بزرگ در قرآن مجید در ده مورد به بندگان عزیزش ، آنان که در عشق و عمل مى سوزند ، اعلام محبّت و عشق کرده است .
اینک تنها به ذکر موارد محبّت حق به عبد اشاره مى کنیم و شرح هر کدام را به تناسب ذکر خواهیم نمود .
( إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ ) .
« خداوند آنان که از اعمال ناشایست دست بردارند و به سوى خدا به حرکت آیند و نیز پاکیزگان و دور از هر آلایش را دوست دارد»
در اینجا باید توجه داشت که منظور از طهارت در آیه ى شریفه طهارتى است که به دستور خداى متعال به دست مى آید ، نه اینکه هرکس که خود را شستشو دهد مورد محبّت خدا قرار گیرد .
( فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ ) .
« به هنگامى که برنامه اى را تصمیم گرفتى با تکیه بر خدا انجام بده ، به حقّ که خداوند تکیه کنندگان بر الله را دوست دارد » .
( قُلْ إِن کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ ) .
« بگو اگر خدا را دوست دارید مرا اطاعت کنید تا خداوند شما را دوست داشته باشد » .
در این آیه اطاعت از پیامبر علّت محبّت حق به عبد است .
( بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ) .
« آرى هرکس به عهد خود وفا کند ، و پرهیزکارى پیشه نماید پس به حقّ ، خدا خویشتن داران را دوست دارد » .
( الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُـحْسِنِینَ ) .
« آنان که در وسعت و تنگدستى انفاق مى کنند و خشم و غضب فرو مى خورند واز بدى مردم درمى گذرند چنین مردمى نیکوکارند و خدا دوستدار نیکوکاران است » .
( وَإِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ ) .
« اگر حکم کردى بین آنان به عدل حکم کن ، به حقّ خداوند آنان که به عدالت حکم مى کنند دوست دارد » .
( وَکَأَیِّنَ مِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکَانُوا وَاللّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ ) .
« و چه پیامبرانى که مردان الهى در رکابشان مقاتله کردند ، پس از آنچه که در راه خدا به آنان رسید سستى ننمودند ، و ضعیف نشدند و از مبارزه در راه حق باز نایستادند و خداوند عاشق صابران است » .
( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ ) .
« اى اهل ایمان هرکه از شما از دین برگردد به زودى خداوند قومى را که دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند خواهد آورد »
( إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ ) .
« خدا مردمى که مانند سدّ آهنین در مقابله با کفّار هم دست و پایدارند بسیار دوست دارد » .

محبت در روایات

عَنْ رَسُولِ اللهِ : مَنْ عَشَقَ وَعَفَّ وَکَتَمَ وَماتَ ، ماتَ شَهیداً .
« از رسول خدا است : هرکس عاشق شد و خوددارى از گناه پیشه کرد ، و عشق خود را از نا اهلان پنهان داشت و مرد ، شهید از دنیا رفته » .
قالَ رَسُولُ اللهِ : أَلا اُنَبِّئُکُمْ قالُوا : بَلى یا رَسُولَ اللهِ فَقالَ أَحاسِنَکُمْ أَخْلاقاً اَلْمُوَطَّئُونَ أَکْنافاً الَّذینَ یَأْلِفُونَ وَیُؤْلَفُونَ .
« پیامبر فرمود : شما را خبر بدهم محبوب ترین شما نزد خدا و نزدیک ترین شما به من کیست ؟ عرض کردند : آرى ، فرمود : نیکو خلق ترین شما آن کس که دیگران در کنار او از کرامت و سهل بودنش بهره مندند و آنان که با دیگران مى جوشند و دیگران نیز با آنان مى جوشند » .
وَقالَ (صلى الله علیه وآله) : لَمّا غَرَسَ اللهُ جَنَّةَ الْفِرْدُوسِ غَرَسَ أَشْجارَهاً بِیَدِهِ وَفَجَّرَ أَنْهارَها ثُمَّ قالَ لَها تَحْسُنى بِحُسْنى فَوَ عِزّتی وَجَلالی لا یُجاوِرُنی فیکَ بِخَیْلٌ .
« رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود : زمانى که خدا بهشت را آفرید ، و به دست قدرتش درختان آن را نشاند ، و نهرهایش را جوشانید به آن خطاب کرد : به زیبایى من زیبا شو ، به عزّت و جلالم در تو بخیل را جاى نمى دهم » ! !
راستى چه بخلى بالاتر از این است که انسان از انعکاس عشق حق به خانه دل که خانه خود اوست جلوگیرى کند . و از آراستن خود به صفات الهى خوددارى کند و از تابش انوار ملکوت در نفس پیشگیرى کند و در مدّت عمر همانند حیوانات همّتى جز شک و شهوت نداشته باشد .
رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در دعاى خود عرضه مى داشت :
أَسْأَلُکَ بِحُبِّکَ وَحُبِّ مَنْ یُحِبُّکَ وَحُبِّ عَمَل تُقَرِّبُنی إِلى حُبِّکَ .
« پروردگارا عشق خود ، و عشق کسى که عاشق توست ، و عشق عملى که مرا به عشق تو مى رساند نصیبم کن » .

سخنى از بزرگان در باب عشق

یکى از بزرگان در توضیح و تفسیر معناى عشق مى فرماید : عشق را در یک تقسیم بندى مى توان به پنج قسم تقسیم نمود :
1 ـ عشق الهى : آخرین و برترین مقام ومرتبه هاست که تنها اهل مشاهده و توحید و حقیقت بدان دست مى یابند .
2 ـ عشق عقلى : مقامى است که نصیب اهل معرفت مى شود و مربوط به عالم مکاشفه و ملکوت است .
3 ـ عشق روحانى : ویژه ى بندگان خاص و برگزیده حضرت حق است که از لطافت و ظرافت بالایى برخوردار است .
4 ـ عشق بهیمى : از ویژه گى هاى پیروان رذایل و شهوات نفسانى است .
5 ـ عشق طبیعى : عموم مردم در آن شریکند و حتّى عقب افتاده ترین مردم در دوردست ترین زمان ها و مکان ها از آن دم مى زنند.
براى هر کدام از این پنج قسم توضیحى است که بدان اشاره مى کنیم :
عشق بهیمى ( حیوانى ) از زشتى هاى خُلق است . شُرب خمر ، فساد ، زَمر ، فسق و ارتکاب معاصى ، جز به تأثیر هوا نیست و این همه از خواسته ها و تحریک هاى نفس امّاره است . که بدان فتد تا مهیّج شهوات مذمومه شود ، تا به حدّى برسد که ضعف حیوانى که عین شهوت فطرى است در اصل خویش ، بعد از صحبت محبوب و الفت آنى که یک دم است از علاقه ى حُرقت آتش شهوت نفس اماره برهند . این در جهان عقول و نزد اهل شریعت ، چون بر خلاف احکام و امر الهى است مذموم مى باشد .
عشق طبیعى از لطافت عناصر اربعه است که از یک سو تحریک کننده ى نفس ناطقه و از سوى دیگر نفس امّاره است و همچنین تحت تأثیر نفس کل و نیز نفس فریبنده است . اگر عقلیّات و روحانیّات غلبه کنند است وگرنه که کشش و میل طبع جسمانى است و در نظر عشّاق مذموم است و چون عقل و علم در آن راه ندارد نتیجه اى جز آتش و دوزخ ندارد . اینجا بدین آتش بسوزند که شهوت حیوانى است ، و آنجا بدان آتش بسوزند که آتش جسمانى است .
عشق روحانى آن است که آن خواصّ النّاس را باشد . جواهر صورت و معانیشان صفاى روح مقدّس یافته ، و تهذیب از جهان عقل دیده ، صورتشان همرنگ دل باشد ، هرچه از مستحسنات ببینند در عشق آن به غایت استغراق برسند ، مادام که به آتش مجاهدت خبث طبع انسانى محترق شده باشد ، و آتش شهوات از صرصر انفاس خمود یافته باشد، این عشق به عشق اهل معرفت پیوندد، چون نردبان پایه ملکوت باشد ، لاجرم مستحسن باشد نزد مذهب اهل عشق .
اما عشق عقلى از سیر عقل کلّ در جوار نفس ناطقه در عالم ملکوت پدید آید از لوایح مشاهده جبروت ، این بدایت عشق الهى است ، امّا عشق الهى ذروه علیاست در حدّ قصوى است و آن را بدایات است ، انبساط و نهایات جز از مشاهده جلالى و جمالى برنخیزد !
تذکّر این نکته نیز ضرورى است ، که انسان به انواع محبّتها آراسته است . و این محبّتها ناشى از فطرت و طبیعت و حقیقت انسانى است و مدار زندگى انسان بر آنها استوار است . مانند محبّت به خود ، به پدر و مادر ، به اقوام ، به فرزندان ، به دوستان ، به خانه ، به کسب و کار و به دنیا . باید توجّه داشت که قرآن مجید و روایات ، سخت پافشارى دارند که انواع محبّتها باید با ارتباط با تربیت اسلامى ، تابع محبّت و عشق به خدا باشد ، تا انسان همچنان به راه رشد و کمال و رسیدن به اصل مقصود در حرکت باشد . چنانچه محبّتها در درون انسان قدرتى بیش از محبّت به خدا کسب کنند ، بدون شک انسان در خطر عظیم قرار گرفته و دچار هلاکت ابدى خواهد شد ، چنانچه قرآن در آیاتى به این تصریح کرده :
( قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَاد فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ ) .
« اى پیامبر به امّت بگو اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و اقوام و اموالى که جمع کرده اید . ومال التجاره اى که از کسادى آن بیمناکید و خانه هایى که به آن دل خوش دارید بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او پیش شما محبوب است منتظر باشید که قضاى حتمى الهى برسد و شما دنیاطلبان از عمل خود پشیمان و زیانکار شوید ، و خدا بدکاران و فاسقین را به راه بهشت و سعادت هدایت نخواهد کرد » .
( لاَ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِروح مِنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّات تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلاَ إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) .
« اى رسول اسلام هرگز مردمى که ایمان آورده اند گرفتار بند دوستى با دشمنان خدا و رسولش نخواهى یافت . هرچند آن دشمنان پدران یا فرزندان ، یا برادران یا خویشاوندان آنها باشند بر دل این مردم خداوند نور ایمان را حتم کرده و آنان را به روح قدسى مؤیّد و منصور نموده و در قیامت به بهشتى داخل کند که نهرها زیر درختانش جارى است و در آنجا جاودانند ، خدا از آنان خشنود و ایشان هم از خدا خشنودند ; به حقیقت اینان حزب خدایند و حزب خدا رستگاران عالمند » .
آرى ! بنا به فرموده ى قرآن ، باید محبّت خدا را اصل و محور ، و سایر محبّتها را سایه و تابع آن قرار داد . به همین مناسبت باب بسیار مهمّى در معتبرترین کتب شیعه تحت عنوان « حبّ فى الله و بغض فى الله » آمده که روایاتش از اصیل ترین آثار اسلامى و بهترین راهنماى انسان به سوى محبّتهاى صحیح است . اینک به نمونه اى از آن روایات توجّه کنید :

محبت در روایات

عَنْ أَبی عَبْدِاللهِ (علیه السلام) قالَ: مَنْ أَحَبَّ لِلّهِ وَأَبْغَضَ لِلّهِ وَأَعْطى لِلّهِ فَهُوَ مِمَّنْ کَمُلَ إِیمانُه .
« کسى که براى خدا و در راه خدا عشق بورزد و براى خدا و در راه خدا دشمنى کند و به خاطر خدا ببخشد ایمانش کامل است » .
عَنْ أَبی عَبْدِاللهِ (علیه السلام) قالَ : مِنْ أَوْثَقِ عُرَى الإیمانِ أَنْ تُحِبَّ فی اللهِ وَتَبْغُضَ فی اللهِ وَتُعْطی فی اللهِ وَتَمْنَعَ فی اللهِ .
« امام ششم فرمود : از محکم ترین دست آویزهاى ایمان ، دوستى و دشمنى براى خداست ، و بخشش و منع در راه اوست » .
عَنَ أَبی جَعْفَر (علیه السلام) قالَ : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله) : وُدُّ الْمُؤْمِنِ لِلْمُؤْمِنِ فی اللهِ مِنْ أَعْظَمِ شُعَبِ الإیمانِ ، أَلا وَمَنْ أَحَبَّ فی اللهِ وَأَبْغَضَ فی اللهِ وَأَعْطى فی اللهِ وَمَنَعَ فی اللهِ فَهُوَ مِنْ أَصْفِیاءِ اللهِ .
« امام پنجم از رسول اکرم (صلى الله علیه وآله) نقل مى کند : دوستى مؤمن با مؤمن از بزرگترین شعبه هاى ایمان است ، همانا هرکس براى خدا دوستى و دشمنى کند و براى خدا ببخشد و دریغ کند از برگزیدگان خداست » .
عَنَ أَبی بَصیر ، عَنْ أَبی عَبْدِاللهِ (علیه السلام) قالَ : سَمِعْتُهُ یَقُولُ : إِنَّ الْمُتَحابّینَ فی اللهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلى مَنابِرَ مِنْ نُور ، قَدْ أَضاءَ نُورُ وُجُوهِهِمْ وَنُورُ أَجْسادِهِمْ وَنُورُ مَنابِرَهُمْ کُلِّ شَیْء حَتّى یُعْرَفُوا بِهِ فَیُقالَ هؤلاءِ الْمُتَحابُّونَ فی اللهِ .
« ابو بصیر مى گوید : از حضرت صادق شنیدم که فرمود : کسانى که براى خاطر خدا با یکدیگر دوستى مى کنند ، روز قیامت بر بلندیهایى از نور مى باشند ، نور چهره و تن و بلندیهایى که بر آن ایستاده اند همه چیز را روشن مى کند ، به طورى که به وسیله آن نور شناخته شوند و در حق آنان مى گویند ، اینان کسانى هستند که در راه خدا دوستى کردند » .
عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسارِ قالَ : سَأَلْتُ أَبا عَبْدِاللهِ (علیه السلام) عَنِ الْحُبِّ وَالْبُغْضِ أَمِنَ الإِیمانِ هُوَ ؟ فَقالَ : وَهَلْ الإِیمانُ إِلاّ الحُبُّ وَالْبُغْضُ : « ثُمَّ تَلا هذِهِ الآیَةَ ؟ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الإیمانَ وَزَیَّنَهُ فی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیانَ اوُلئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ » .
« فضیل بن یسار مى گوید : از امام ششم پرسیدم حب و بغض مربوط به ایمان است ؟ حضرت پاسخ داد : آیا ایمان غیر از محبّت و تنفّر است ؟ سپس این آیه را خواند : خدا ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دل شما بیاراست ، و کفر و نافرمانى و عصیان را ناپسند شما کرد آنانند هدایت یافتگان » .
عَنَ أَبی عَبْدِاللهِ قالَ : قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله) لاَِصْحابِهِ أَیُّ عُرَىَ الإِیمانِ أَوْثَقُ ؟ فَقالُوا اللهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ وَقالَ بَعْضُهُمْ الصَّلاةُ وَقالَ بَعْضُهُمْ الزَّکاةُ وَقالَ بَعْضُهُمْ الصِّیامُ وَقالَ بَعْضُهُمْ الحَجُّ وَالْعُمْرَةُ وَقالَ بَعْضُهُمْ الجِهادُ ، فَقالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله)کُلُّ ما قُلْتُمْ فَضْلٌ وَلَیْسَ بِهِ وَلکِنْ أَوْثَقُ عُرَى الإیمانِ الحُبُّ فی اللهِ وَالْبُغْضُ فی اللهِ وَتَوالی أَوْلِیاءِ اللهِ وَالتَبَرّی مِنْ أَعْداءِ اللهِ .
« امام صادق (علیه السلام) مى فرماید : رسول خدا (صلى الله علیه وآله) به اصحابش فرمود : کدام یک از دستاویزهاى ایمان محکم تر است ، گفتند : خدا و رسولش داناترند ، بعضى گفتند : نماز ، گروهى گفتند : زکات ، عدّه اى گفتند : روزه ، قومى گفتند : حج و عمره و دسته اى گفتند جهاد . رسول اسلام فرمود : براى هریک از اینها که گفتید فضیلتى است ; ولى پاسخ پرسش من نیست . محکم ترین دستاویزهاى ایمان دوستى براى خدا ، و دشمنى به خاطر اوست و پیروى از اولیاء خدا و بیزارى از دشمنان الهى است » .
عَنْ عَلیّ بن الحُسَیْنِ (علیهما السلام) قالَ : إِذا جَمَعَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ الأَوَّلینَ وَالآخِرینَ قامَ مُناد فَنادى یُسْمِعُ النّاسَ فَیَقُولُ : أَیْنَ الْمُتَحابُّونَ فی اللهِ قالَ : فَیَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النّاسِ فَیُقالُ لَهُمْ إِذْهَبُوا إِلَى الجَنَّةِ بِغَیْرِ حِساب قالَ فَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ فَیَقُولُونَ إِلى أَیْنَ ؟ فَیَقُولُونَ نَحْنُ الْمُتَحابُّونَ فی اللهِ قالَ : فَیَقُولُونَ وَأَیُّ شَیْء کانَتْ أَعْمالُکُمْ قالُوا : کُنّا نُحِبُّ فِی اللهِ وَنُبْغِضُ فی اللهِ قالَ : فَیَقُولُونَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ .
« امام چهارم فرمود : چون خداى عزوجلّ اوّلین و آخرین را در محشر گرد آورد ، ندا کننده اى که صدایش را همه بشنوند فریاد مى زند : آنان که براى خدا دوستى کردند کجایند ; گروهى از مردم برخیزند ، به آنها گفته شود بدون حساب وارد بهشت شوید . فرشتگان در برخورد با آنها مى گویند : کجا مى روید ؟ جواب مى دهند به بهشت بدون حساب ، مى پرسند : شما مگر شما داراى چه عملى هستید ؟ مى گویند : براى خدا دوستى کردیم و به خاطر او دشمنى ورزیدیم ، فرشتگان مى گویند چه نیکوست پاداش اهل عمل » .
عَنْ جابِرِ الْجُعْفی ، عَنْ أَبی جَعْفَر (علیه السلام) قالَ : إِذَا أَرَدْتُ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ فیکَ خَیْراً فَانْظُرْ إِلى قَلْبِکَ فَإِنْ کانَ یُحِبُّ أَهْلَ طاعَةِ اللهِ وَیُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیکَ خَیْرٌ ، وَاللهُ یُحِبُّکُ ، وَإِنْ کانَ یُبْغِضُ أَهْلَ طاعَةِ اللهِ وَیُحبُّ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیکَ خَیْرٌ وَاللهُ یُبْغِضُکَ وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ .
« جابر جعفى ( که از بزرگان اصحاب و یاران حضرت باقر و صادق (علیهما السلام)است ) از امام پنجم نقل مى کند که : حضرت فرمود : هرگاه خواستى ببینى که اهل خیر هستى یا نه ، به دلت نظر کن ، اگر اهل طاعت را دوست دارى و از آلودگان به گناه متنفرى خوبى و خدا دوستدار توست ، و اگر از اهل طاعت متنفرى و علاقه مند به اهل گناهى در تو خیرى نیست و خدا دشمن توست ، و مرد با هرکه مورد علاقه اوست محشور مى شود » .
این روایت یکى از معتبرترین روایات و از بهترین احادیثى است که در مدارک اصیل شیعه آمده .
عَنْ أَبی عَبْدِاللهِ (علیه السلام) قالَ : قَدْ یَکُونُ حُبٌّ فی اللهِ وَرَسُولِهِ وَحُبٌّ فی الدُّنْیا فَما کانَ فی اللهِ وَرَسُولِهِ فَثَوابُهُ عَلَى اللهِ ، وَما کانَ فی الدُّنْیا فَلَیْسَ بِشَیْء .
« امام ششم فرمود : گاهى دوستى براى خدا و رسول است و گاهى براى دنیا ، محبّتى که به خاطر خدا و رسول اوست پاداشش بر خداست ، و آنچه براى دنیا است اجر و مزدى ندارد » .


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٦:٠٢ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

چگونه می توان بر دیگران نفوذ کرد

اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است:
1) انتقاد، شکایت و محکوم نکنید.

2) صادق باشید.

3) در دیگران انگیزه ایجاد کنید.

4) ذاتاً به دیگران علاقه مند باشید.

5) همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید.

6) به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است.

7) شنونده خوبی باشید . دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند.

8) براساس علایق دیگران صحبت کنید.

9) طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

10) بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.

11) به «نظر» دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید «اشتباه می کنید»

12) اگر اشتباه کردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.

13) دوستانه صحبت کنید.

14) طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان «بله» بگوید.

15) اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند.

16) اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است.

17) صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.

18) با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.

19) با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.

20) عقایدتان را به دیگران تحمیل نکنید.

21) خود را با علائم غیرکلامی طرف مقابل هماهنگ کنید.

22) صادقانه از دیگران تعریف کنید.

23) اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید.

24) قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنید.

25) به جای دستور صریح، سؤال کنید.

26) در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید.

27) هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید.

28) مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.

29) بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.

30) اگر برای کسی کاری انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید.

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٥:٥٦ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

غذاهای ضد استرس را می شناسید؟


تحقیقات ثابت کرده است که فشار عصبی نه تنها باعث تغییرات خلقی می شود، بلکه باعث افزایش احتمال ابتلا به بیماری ها، از سرماخوردگی ساده گرفته تا بیماری های قلبی عروقی نیز می گردد.

راه های زیادی برای مقابله با استرس و فشار عصبی وجود دارد. یکی از این راه ها استفاده از مواد غذایی است که در کنترل استرس نقش مهمی به عهده دارند.

غذاها می توانند از راه های مختلفی بر میزان استرس تاثیر بگذارند؛ مثلا بعضی غذاها باعث کاهش سطح سروتونین (ماده شیمیایی که در مغز باعث ایجاد آرامش می شود) در خون می شوند.

بعضی غذاهای دیگر باعث کاهش سطح هورمون های کورتیزول و آدرنالین (هورمون هایی که در بدن باعث ایجاد استرس می شوند) می گردند.

همچنین بعضی غذاها نیز با تقویت سیستم ایمنی و کاهش فشار خون ، بدن را از عوارض استرس در امان نگه می دارند.

مواد غذایی ضد استرس

کربوهیدرات ها :

تمام کربوهیدرات ها در مغز باعث افزایش ترشح سروتونین(Serotonin) می شوند. برای این که میزان سروتونین در خون بالا بماند، بهتر است از مواد غذایی دارای کربوهیدرات های پیچیده که به کندی هضم می شوند، استفاده کنید. بعضی از این مواد غذایی شامل حبوبات، نان، ماکارونی و غلات می باشند.

مرکبات :


ویتامین C موجود در مرکبات می تواند سطح هورمون ایجاد کننده استرس را پایین آورده و همچنین باعث تقویت سیستم ایمنی بدن شود.
اسفناج :

اسفناج دارای مقادیر قابل توجهی منیزیم است که در تعدیل سطح کورتیزول(Cortisol) خون بسیار موثر است. سطوح پایین منیزیم در خون باعث افزایش سردرد و خستگی ناشی از استرس می شود.
روغن ماهی :

اسید چرب امگا-3 موجود در روغن ماهی باعث جلوگیری از افزایش هورمون های ایجاد کننده استرس و همچنین محافظت در برابر بیماری های قلبی - عروقی می شود.
چای :


تحقیقات ثابت کرده است که افرادی که روزانه چای می نوشند، نسبت به افرادی که چای نمی نوشند، به مراتب احساس آرامش بیشتری دارند و سطح هورمون کورتیزول آن ها در شرایط استرس زا پایین تر است. در مقابل قهوه برعکس عمل می کند و باعث افزایش سطح هورمون کورتیزول در خون می شود.
پسته :


هورمون آدرنالین(Adrenaline) در شرایط استرس زا، باعث افزایش فشار خون و ضربان قلب می شود. خوردن روزانه مقداری پسته باعث کنترل میزان ترشح این هورمون می شود.
آووکادو :


یکی از بهترین راه ها برای کاهش فشار خون ، دریافت مقادیر کافی پتاسیم از مواد غذایی است. میوه آووکادو سرشار از پتاسیم است.
بادام :


سرشار از ویتامین های مورد نیاز بدن است. ویتامین E موجود در بادام باعث تقویت سیستم ایمنی و ویتامین B موجود در آن باعث تقویت بدن در مقابله با شرایط استرس زا می شود.
سبزیجات خام :


جویدن سبزیجات ترد مانند هویج و کرفس از طریق مکانیکی باعث کاهش عادت به هم فشردن دندان ها در نتیجه استرس می شوند.
شیر :


کلسیم موجود در شیر باعث کاهش اسپاسم عضلانی و ایجاد آرامش در بدن می شود.

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

شاداب سازی محیط مدارس

● شاداب سازی محیط مدارس

نشاط، تحرک، پویایی، شادابی و... از ویژگی های نسل جوان است و موافق طبع و مقتضیات فطری اوست.

خمودگی، سستی، انزوا، بی تحرکی، غمناکی، پژمردگی، آفت بزرگ و مانع عظیم رشد و شکوفایی و خلاقیت و کارآمدی نسل جوان است. جلوگیری از نشاط و شادابی جوانان و جلوگیری از بروز احساسات و هیجانات عاطفی آنان، موجب سرخوردگی و بروز بیماری حقارت و عقده های روحی و روانی است. اسلام دین زیبایی و نشاط و دینی آسان و منعطف است.

انبساط روحی، بهجت افزایی و خنده رویی از زمینه های رشد و شکوفایی جوان و زمینه ای برای تخلیه عقده های روحی و فشارهای روانی است.

● تاثیر نشاط روحی بر شکوفایی خرد و اندیشه

نشاط و انبساط روحی، یکی از متغیرهای موثر در شکل گیری شخصیت مثبت در کودکان و نوجوانان است و بالعکس، اضطراب و تشویش خاطر عامل مهمی در توقف استعدادهاست. روان شناسان حالت شادی را نتیجه عمل هماهنگ و منسجم و سامان یافته همه عواطف یک فرد می دانند و معتقد هستند که نشاط و آرامش روحی زمینه های باروری خرد و اندیشه را به وجود می آورد.

▪ چنانچه فردوسی می گوید:

ـ چو شادی بکاهد، بکاهد روان

ـ خرد گردد اندر میان ناتوان

 امروز تحقیقات مربوط به اعصاب و روان نشان داده است که یادگیری انسان و ساماندهی رفتار کودک در گرو نشاط و شادابی و هیجانات مثبت اوست و خلاقیت، شکوفایی استعدادها در گرو نشاط و انبساط روحی انجام می شود.

دستورات اسلام منطبق بر فطرت و ماهیت انسان هاست و از ویژگی انسان ها، شور، نشاط، پویایی، تحرک و شادابی است و این ویژگی هاست که به انسان ها امید به زندگی می دهد و انسان ها را برای عبور از مشکلات و سختی ها یاری داده و از دامنه ها به قله می کشاند.

در حالی که انسان افسرده، انسان غمناک، انسان بی تحرک، احساس خستگی و درماندگی و بی پناهی می کند، احساس ناامیدی و یأس و بدبینی دارد و او را در برابر مشکلات ناتوان و عاجز می گرداند و از قله ها به دره ها و سنگلاخ ها می کشاند.

ما نباید جاذبه ها و انگیزه های گرایش به اسلام و معنویت را از نسل جوان بگیریم. نباید نسل جوان احساس کند که دین اسلام فقط شامل یک سری امر و نهی های خشک و غیرمنعطف و حزن انگیز است و با لذت و شادی مخالف است.

اگر ما شرایط و زمینه را برای ابراز هیجانات و تخلیه احساسات به وجود نیاوریم، زمینه برای اختلالات روانی و رنجوری و افسردگی فراهم می شود. نشان دادن چهره خشن و متصلب از اسلام ظلم به اسلام است.

● تجلی ظاهری هیجانات درونی

با توجه به این که نشاط و سرور مانند هر هیجان و احساس دیگر تجلی ظاهری ویژه ای دارد مثلا تظاهر شادی گاهی در خنده، گاهی در دست زدن و گاهی در فریاد و از جا پریدن جلوه می کند. ما نباید از این تجلیات درونی برداشت های منفی و غلط داشته باشیم. ما نباید اگر بچه ها و دانش آموزان ما به خاطر ابراز خوشحالی از یک پیروزی و یا برای انجام تشویق در یک موضوع مورد علاقه خود فریاد زدند یا دست زدند آنها را از این کار منع نماییم.

همان گونه که یکی از تجلیات بروز احساسات و عواطف و علایق مذهبی و دینی ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است و این شعار الهی نیز زیبایی خاصی دارد. چون سلام و درود، ارزش گذاری و ارجمندی است که ثمره آن و انعکاس آن به خود انسان برمی گردد و موجب ارتقای معنویت و آرامش و ارضای روحی می شود.

اقدام به این فضیلت بزرگ و مقدس نیز توجه بر اصل تربیتی، الگوسازی و الگوپذیری و الگوگیری و عاطفه ورزی و همانندسازی آگاهانه است. این امر است که فرایند تعلیم و تربیت را غنای ویژه ای می بخشد.

بنابراین به این مهم نیز باید توجه ویژه ای شود و یا مسئله عزاداری و گریه کردن و سینه زنی که یکی دیگر از زمینه های بروز و ظهور احساسات و عواطف دینی است که در سوگ فرزانگان و شهدای راه فضیلت انعکاس عینی و ظاهری می یابد و به صورت گریه یا سینه زدن تجلی می کند.

با این کار، هم یاد و نام و آرمان آنان زنده نگاه داشته می شود و هم موجب تخلیه عقده ها و کینه ها و تجلی خشم علیه ستم پیشگان می شود و هم زمینه هوشیاری و بیداری و دشمن شناسی را فراهم می سازد و این شیوه نیز باید به عنوان یک اصل تربیتی مورد توجه قرار گیرد.

● ممنوعیت سرکوبی غرایز

پس همان گونه که ملاحظه می شود، هرکدام از مسائل مذکور تجلی نوعی از احساسات و غرایز و عواطف طبیعی و ذاتی کودکان و نوجوانان و جوانان است و جلوگیری و سرکوب هریک از آنها موجب خسارات جبران ناپذیری بر شخصیت و روح و روان آنان خواهد شد.

خداوند هیچ استعدادی را در ذات انسان قرار نداده است، مگر اینکه برای آن علت و فلسفه و فوایدی منظور کرده است و سرکوب استعدادها مغایر اراده خداوند است. بنابراین کار معلم، وظیفه مربی و رسالت تعلیم و تربیت، سرکوب غرایز و استعدادها نیست. بلکه شناسایی استعدادها و سپس هدایت و جهت دادن استعدادها و غرایز در مسیر فلسفه خلقت و اراده و تدبیر خداوند است. البته این کار سختی است اما مهم است و متأسفانه مسئولان تعلیم و تربیت ما در این رابطه دو مشکل بنیادین دارند.

برخی به خاطر نگاه های تک بعدی خود مشکل بینشی و نگرشی نسبت به فلسفه وجودی استعدادها و غرایزی که ذکر شده، دارند و برخی دیگر مشکل روشی دارند یا در کاربرد استعدادها در زمان و مکان و موقعیت های ویژه اشتباه می کنند و نمی توانند دانش آموزان را به نحوی آموزش دهند که در کجا شادی کنند و در کجا صلوات بفرستند و در کجا عزاداری کنند. چگونه و به چه میزان شادی کنند؟ معلوم کنند که دامنه شادی و غم تا کجاست؟ مرزهای مجاز و غیرمجاز آن تا چه حد است؟

باید نظام تعلیم و تربیت درصدد نشان دادن زیبایی ها و جاذبه های دینی به نسل جوان باشد. نباید جوانان فکر کنند هرچه زیبایی است مربوط به نوآوری های جدید است و هرچه امور خشن و زمخت است مربوط به سنت های دینی است.

باید مربیان و معلمان دلسوز پل ارتباطی رنگین و شاداب و پر نشاطی بین گذشته و حال و سنت های دینی با نوآوری ها و نیازهای معقول جدید ایجاد کنند. به نحوی که نه آرمان ها و اصالت ها خدشه دار شود و فراموش شود و نه جوانان و نوجوانان ما از جاذبه های نوآوری و زیبایی های مشروع محروم شوند. امام صادق(ع) در مورد ویژگی شیعیانش چنین می فرمایند: پیروان ما از مازاد سرشت و طینت ما آفریده شده اند.

در خوشحالی ما خوشحال و در اندوه ما غمناکند. باید بچه های ما آموزش ببینند که شادی و غم آنان چگونه متجلی شود و چگونه تعدیل یابد. چون در اسلام نشاط و شادابی تعدیل نشده و یا افسارگسیخته نداریم و توجه به اصل تربیتی نشاط و سرور در جوانان نیز نمی تواند موجب لطمه زدن به شخصیت آنان شود یا محیط اجتماعی را محکوم کند به عزاداری و همان گونه که صلوات نیز با همه محاسن و فوایدی که دارد نباید خلاف عرف و منطق انجام شود که خدای نکرده موجب بیزاری از دین شود.

● با زندگی همراهی کنید

هر کسی تقدیری در زندگی دارد و با مسئله هایی روبه رو است اما آیا به این معناست که بگذارید زندگی روند خود را طی کند؟ به طور مسلم نه. در عوض می توانید روشی در پیش گیرید که به بهترین شکل ممکن با مسئله ها روبه رو شوید و بیشترین تلاش خود را در این زمینه نشان دهید. در این صورت، متوجه راه های جدیدی شده و با کشف آن، انرژی تازه ای کسب می کنید.

● مثبت بیندیشید و مثبت عمل کنید

برای شاد بودن باید فکرهای خود را عوض کنید، اما منتظر از راه رسیدن احساس ها نباشید. احساس ها پس از عمل کردن، از راه می رسند. اگر می خواهید شادتر باشید، شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستانه تری داشته باشید، دوستانه تر عمل کنید. بنابراین علاوه بر اینکه مثبت می اندیشید، مثبت نیز عمل کنید.

● آنچه را می خواهید، طلب کنید

به جای شکایت کردن و متهم کردن دیگران به دنبال خواسته های خود بروید، انتخاب با شماست. می توانید به همین رویه ادامه دهید و از هرچیز و هر کس شکایت کنید و همچنان چیزی نصیبتان نشود یا می توانید آنچه را می خواهید، طلب کرده و به دنبال تحقق یافتنش باشید.

● لذت از رسیدن به خط پایان

به هدف نرسیدن به معنای شکست نیست، بلکه به این معنی است که شما به تمرین و تجربه بیشتری نیاز دارید. به راحتی تسلیم نشوید و اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار دهد که همه تلاش های خود را از بین ببرید. به راه خود ادامه دهید و لذت به خط پایان رسیدن را تجربه کنید.

● در زمان حال زندگی کنید

به لحظه حال آگاه باشید و در گذر آن منتظر آینده باشید تا بتوانید از فرصت ها سود ببرید. در گذشته سیر کردن و غم آن را خوردن، چشم هایتان را به روی امکانات و فرصت های حال می بندد و در عین حال، آینده را نیز از دست خواهید داد. شادی، محصول زندگی کردن در لحظه حال است که تکیه گاهی برای رسیدن به آینده ای فوق العاده است. فقط با آنچه امروز انجام می دهید می توانید آینده خود را تحت تاثیر قرار دهید.

فعالیت فیزیکی منظم، یکی از موثرترین تکنیک های شاد بودن است. ورزش را برای خود یک عادت کنید. هر روز فقط ۱۰دقیقه پیاده روی کنید. عذر و بهانه نیاورید. اگر هوا به شدت بارانی یا برفی است، دور خانه، تند و چابک قدم بزنید. اگر هوا عالی است، از منزل بیرون بروید و از شگفتی ها و زیبایی های زمستان لذت ببرید. ورزش را به سرگرمی تبدیل کنید. برنامه های ورزشی را آهسته شروع کنید و برای اجتناب از آسیب به تدریج بر زمان و شدت آن بیافزایید.

● برای داشته ها سپاسگزار باشید

یکی از راه های مهمی که تاثیر نگرش مثبت را حفظ می کند، داشتن نگرشی همراه با قدردانی به زندگی است. در این لحظه در هر موقعیتی که هستید هنوز هم چیزهایی وجود دارند که بابت آنها سپاسگزار باشید. مانند سلامت جسمی و روانی، وجود خانواده، دوستان و... به اطرافتان و جایی که در آن زندگی می کنید، نگاه کنید، داشته های خود را در نظر بیاورید، شغل و همه موهبت هایی را که از آن برخوردار هستید.

شکرگزار بودن یکی از عوامل مهم شادمانی است. اگر قدردان داشته های خود باشید، شخصی شاد و خوشحال خواهید بود. از طرف دیگر اگر همواره به نداشته های خود فکر کنید، بیشتر احساس بدبختی و بیچارگی می کنید.

اگر دائم در این مورد فکر کنید که چقدر خوشبخت هستید و بابت آن سپاسگزار باشید، این نگرش به کل زندگی شما سرایت می کند. فهرستی از همه چیزهای با ارزشی که دارید تهیه کنید، هر زمان که احساس افسردگی و کسالت کردید به آن مراجعه کنید و آن را بخوانید.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ یکشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

تحقیقات یک دانشمند ژاپنى نشان مى دهد،هزار قطره آب معمولى با اضافه شدن یک قطره از آب زمزم، خواص زمزم را پیدا مى کند

نتایج تحقیقات با استفاده از فناورى نانو نشان مى دهد آب زمزم در مکه مکرمه، آب معمولى نیست بلکه از خواصى برخوردار است که در هیچ یک از آب هاى جهان پیدا نمى شود.
شبکه تلویزیونى العالم به نقل از پایگاه اینترنتى باب، با اعلام این مطلب توضیح داد: نتایج تحقیقات نانو تکنولوژى یک دانشمند ژاپنى نشان مى دهد اگر یک قطره از آب زمزم به هزار قطره آب معمولى افزوده شود، آن هزار قطره آب معمولى، خواص آب زمزم را پیدا مى کنند.

آب زمزم


دکتر ماساروا یموتو از محققان ژاپنى افزوده است در تحقیقات و مطالعات علمى خود بر آب زمزم با استفاده از فناورى نانو نتوانسته است هیچ یک از خواص آب زمزم را تغییر دهد.
دکتر ایموتو گفته است آب زمزم منحصر به فرد و از آب هاى دیگر متمایز است و ساختار بلورى آب زمزم با همه آب هاى جهان متفاوت است.
این محقق ژاپنى اظهار داشته است همه مطالعات و تحقیقات در آزمایشگاه ها نتوانست هیچ یک از خواص این آب را تغییر دهد و ما تاکنون نتوانسته ایم علت آن را تشخیص بدهیم.
وى در پایان گفته است آب زمزم یک آب معمولى نیست.
گفتنى است دکتر ایموتو بنیانگذار نظریه تبلور ذرات آب است


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ شنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

آینده از دید بزرگان!

آینده همان است که ما می اندیشیم. مارک اورل

اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آینده اند . ارد بزرگ

بهترین راه پیش بینی آینده ، ساختن آن است. برایان تریس

آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند . فردریش نیچه

وفاداری به حال است که وفاداری به آینده را آماده می سازد . فنلون

اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد ناتوان و بیمار است . ارد بزرگ

برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید. آلن لاکین

راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد. ژان داوید

فرهنگ های همریشه ، انگیزه ای توانمند است که موجب همبستگی کشورها در آینده می گردد . ارد بزرگ

خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود . نادر شاه افشار

آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، نپنداریم که میزان دارایی و یا امکانات آنها ، دلیلی بر پیروزی و شکست آنهاست ، تنها مهم خواسته و آرزوی آنهاست . ارد بزرگ

هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . ارد بزرگ

وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند . نادر شاه افشا


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ شنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

                                                                                          (   به نام یگانه هستی)

- تعلیم و تربیت صحیح میتواند فرد را به اوج ارزشها برساند و یا اینکه وی را به سقوط بکشاند.

و خداوندفرمود: شما را از شکم مادرانتان بیرون آوردیم، در حالی که هیچ نمی دانستید و برای شما گوش و دیدگان و دلها قرار دادیم تا شکرگزار باشید.(

 

معنی و مفهوم تعلیم وتربیت

لغتی که به کمک آن معنی به قالب لفظ در می آید همیشه و نزد همه کس مفهوم و مدلول روشنی ندارد ، از یک لغت واحد هر کس استنباط دارد . که خاص خود اوست و با استنباط دیگران از همان لغت کم و بیش متفاوت است .

مثلاً معنی لغت کثیر را استعمال « تعلیم و تربیت » نه تنها برای همه کسانیکه آن را بکار میبرند روشن نیست ، بلکه اکثر متخصصان هم در باره مفهوم آن اتفاق نظر کامل ندارند . بررسی معنی و مفهوم تعلیم و تربیه در همه مطالعات مربوط از اولویت برخوردار است . اولویت این بحث ناشی از آثار مطلوبی است که خواه نا خواه بر عدم ادراک صحیح یعنی تعلیم و تربیت از طرف مربیان و دیگر کسانیکه از دور و نزدیک در تحقق تعلیم و تربیت نسل جوان مشارکت دارند ترتیب می شود . زیرا عدم ادراک معنی تعلیم و تربیت واقعی ممکن سبب شود که در فعالیت های تربیتی آنچه در واقع وسیله ای بیش نیست هدف انگاشته شود و جریان رشد و در نیمه راه متوقف گردد .

برای آشنایی بیشتر با مفهوم تعلیم و تربیت اولا ًمعنی لغوی آن را توضیح و بعدا ً تعاریف را از دیدگاه های مختلف بیان خواهیم داشت .

در حقیقت اصطلاح تعلیم و تربیت از کلمه  ( Education )  زبان لاتینی گرفته شده است که معنی محافظت ، زرع و نمو را میرســـــــــاند . چنانچه از همان آغاز این اصطلاح به منظور محافظت از یک حیوان ، زرع یک نبات ، پرورش و نموی یک انسان مورد استفاده قرار گرفته است . اما به مرور زمان معنی و مفهوم این کلمه تغییر پذیرفت و تنها به منظور مراقبت راهنما و پرورش انسان بکار میرفت و پیرامون فعالیت ها و نظریات تعلیم و تربیت انسان از آن استفاده بعمل آمد . نظر به اینکه از طریق تعلیم و تربیت میتوان رشد فردی و رفاه جمعی را فراهم آورد . این جریان در زندگی فرد نقش مهم دارد ، و بطور کلی رشد استعداد ها فردی ، تحکیم پایه های زندگی جمعی ، گسترش آرمان های ملی و بین الملی و ایجاد تفاهم بین افراد در سایه تعلیم و تربیه صورت می گیرد .

چنانچه که قبلاً تذکردادیم. از مفهوم تعلیم و تربیت برداشت ها گوناگون و تعاریف مختلف ارائه شده . اما درک واقعی و درست آن نیز ضروری و مهم به نظر میرسد تا با توجه به مفهوم که از تعلیم و تربیت داریم فعالیت ها و اهداف ، پروگرام ها و پلان ها را به اساس برداشت و مفهوم آن منظم بنمایم . بنابر همین ضرورت تا حدلاامکان از نقطه نظر دانشمندان مختلف تعاریفی را ارائه نمایم که در مجموع برای شما یک نوع ذهنیت و طرز تلقی نسبتاً صحیح را از تعلیم و تربیه بدهند . و همچنان نا گفته نباید گذاشت که تعلیم و تربیه در زمان های مختلف ، مفاهیم گوناگونی را بخود گرفته و نظر به شرایط عقیده تی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و . . . . . . تحول یافته است .

امیل دورکیم جامعه شناس معروف فرانسوی میگوید : « تعلیم و تربیت عبارت است از فن اجتماعی کردن انسان ها » .

مونتینی مربی و فیلسوف فرانسوی میگوید : « تعلیم و تربیت تنها توجه به محفوظات نیست ، زیرا این امر مهم کودک را برای زندگی آماده نمی سازد بلکه هدف تربیت عبارت است از هنر سازنده گی انسان ها که برای زندگی مفید و موثر بار آید » .

پستالوزی مربی و روانشناس تربیتی در تعریف تعلیم و تربیت میگوید : « تعلیم و تربیت عبارت است از رشد طبیعی ، تدریجی و هماهنگ کلیه استعداد ها و نیروهای موجود در انسان  » .

هربـــــات مربی و فیلسوف آلمانی میگوید : « تعلیم و تربیت عبارت است از مراقبت کودک و تعلیم معلوماتیکه او را صاحب هنر و مهارت و فضیلت و تقوا نماید . و هدف از این تعلیمات باید دست یابی به کمال شخصیت یعنی اعتدال و هماهنگی جسم و روح را فراهم سازد » .

فروبل مربی بزرگ آلمان معتقد است که : « تعلیم و تربیه رشد و تکامل نیروها و استعداد ها بالقوه موجود در نهان آدمی است » .

جان دیویی فیلسوف بزرگ امریکایی میگوید : « تعلیم و تربیت را تجدید سازمان تجربیات فرد میداند و تجربه را حاصل بر خورد متقابل فرد و محیط میداند » .

بطور کلی از تعلیم و تربیت تعاریف زیادی بعمل آمده است که ما در اینجا به بعضی از آنها اشاره می نمایم :

  • 1- جریانات کلی رشد توانایی و رفتار انسان را تعلیم و تربیه گویند .
  • 2- تعلیم و تربیت جریانی اجتماعی است که بوسیله آن انسان به شایستگی اجتماعی و رشد فردی میرسد ، این جریان بوسیله نهادی چون مکتب انجام می شود .
  • 3- تعلیم و تربیت فعالیت است مداوم ، جامع و برای همه ، برای رشد و تعالی انسان ، غنای فرهنگی و تکامل جامعه .
  • 4- تعلیم و تربیت ، آموزشی سازمان یافته و پیوسته ای است که برای انتقال مجموعه ای از دانش و مهارت های که برای کلیه فعالیت های زندگی ارزشمند می باشد طراحی گشته است .
  • 5- تعلیم و تربیت یعنی آمـــــاده ساختن فرد بطوریکه نه تنها با محیط وفق یابد ، بلکه بتواند در آن محیط دخل و تهرف کند و نتیجه آن موجب رشد دایمی فردی و اجتماعی گردد .
  • 6- تعلیم و تربیت عبارت از رشد قوه قضاوت صحیح است .
  • 7- تعلیم و تربیت عبارت است از دو باره سازی یا دو باره سازمان دادن تجربه ، البته به این منظور که معنای تجارب گسترش یابد و فرد را برای هدایت و کنترول بعدی قادر سازد .
  • 8- تعلیم و تربیت عبارت است از هدایت یا راهنمایی رشد فرد .

همچنان باید توجه داشت که « تعلیم » و « تربیت » یا « آموزش » و « پرورش » یک مفهوم در نظر است یعنی این دو را « تعلیم » و« تربیت » از یکدیگر جدا نه پنداریم . تعلیم و تربیت لازم و ملزوم یکدیگر اند و جدای نـــــــــاپذیر است . چنانچه که در زبان انگلیسی نیز این هر دو تحت یک نام  Education  بکار میرود .

بهرحال ، نظر به آنچه که گفته شد اگر تعلیم و تربیت را عرضه اصول و قواعد بهزیستی امروز و فردا در نظر میگریم به اندیشمندان حق خواهیم داد تا آن را به صورت های گوناگون تعبیر کنند ، زیرا پیروان هر یک از مکاتب فکری و فلسفی از تعلیم و تربیه برداشت و مفهوم خاص خود را دارند . بنابراین محور اصلی همه تعاریف « توانـــــــا ساختن نسل جوانتر برای برخورداری از زندگی مطلوب و ایده آل است » به هر صورت می خواهیم نتیجه بگیریم که تعلیم و تربیه چیست ؟ بصورتیکه تصویر کردیم و با استناد به گفته و نظر دانشمندان میتوان چنین نتیجه گرفت که تعلیم و تربیت از جهتی :

1- علم است : چون دارای هدف ، روش ، موضوع و محتوا است . شالوده های عقلی و نظری در آن مطرح است . مسایل آن با روش علمی مشاهده ، تجربه و آزمایش قابل بررسی است .

2- فلسفه است : چون در آن بحث از اهداف و غایت ها است ، اصول و قواعد منطقی و مستدل براساس یافته ها فلسفی در آن مطرح است .

3- فن است : از آن بابت که شالوده عقلی را با روش معیین می کند ، رشد ونمو دادن انسان با بکار بردن فنونی تحت مراقبت در می آید ، زیرا آدمی ممکن است عالم باشد ولی نتواند معلم باشد .

4- هنر است : چون در آن لطافت و ریزه کاریها مطرح است . در جنبه سازنده گی و بازسازی انسان صد ها نکته باریکتر از مو وجود دارد ، و برای دگرگونی فکر و ذهن باید از ظرافت ها سود جست .

5- دانش توآم با هنر است : چون در آن مساله نفوذ در شاگرد مطرح است و در این نفوذ از طریق علمی و فنی امکان پذیر است و نه تصادف و تکیه به شانس و اقبال .

6- صنعت است : زیرا میتوان دستگاه و سازمان تعلیم و تربیت را یک نظام تولیدی دانست که مواد خام را تحویل میگیرد . و پس از ساختن و بعمل آوردند آن را تحویل میدهد .

7- خدمت است : و بالاخره تعلیم و تربیت خدمت است به فرد ، به جامعه و به اجتماع و به کشور . سبب رشد و ارتقا است . از طریق آن میتوان فردی را آزاد ساخت یا برده ، یاجامعه را به سقوط و یا صعود کشاندوپیشرفت رساند .

 

تعلیم و تربیت روند سیری ناپذیر

تعلیم و تربیت به معنی وسیع کلمه عبارت است از هر عمل یا فعالیتی که واجد اثر سازنده بر روی جسم و روح و شخصیت و شایستگی مادی و معنوی فرد باشد . درین معنی تعلیم و تربیه جریانی است پیوسته که روند آن از آغاز انعقاد نطفه در رحم مادر شروع و تا زمان مرگ ادامه می یابد . به عبارت دیگر انسان در سراسر زندگی به یادگیری و تجربه اندوزی عمدی و غیر عمدی می پردازد و تحت تاثیر متقابل محیط فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی خود قرار میگرد .

 

تعلیم و تربیت ( رسمی ) :

تعلیم و تربیت در این مفهوم عبارت است از فعالیت یا عملی که موسسات تربیتی از روی قصد و عمد و با هدف معیین و برنامه خاص در رشته های مورد نیاز به تعلیم و تربیه کودکان و جوانان می پردازد . مسلماً چنین تعلیم و تربیتی تنها به انتقال دانش های عمومی و میراث های فرهنگی و اجتماعی اکتفا نخواهد کرد ، بلکه برنامه های آن باید از خصیصه ، دید علمی ، نوآوری پویایی ، خلاقیت و سازندگی جهت ساختن افراد کار آمد و مبتکر بر خوردار باشد .

 

اهمیت تعلیم و تربیت

 

تعلیم و تربیت موجب ســـــــازنده گی و برازندگی انسان ها است . زیرا ناتوانی و ضعف انسان در بدو تولد بر همگان آشکار است ، چه عامل جز تعلیم و تربیت باعث میشود که این انسان ناتوان به صورتی فردی بالغ و توانا دارای خصایص انسانی از قبیل کرامت ، عزت ، احترام ، جوانمردی ، بلند نظری شجاعت ، نوع دوستی ، حکمت ، عدالت و عمل گردد . تنها تربیت و تعلیم در جامعه انسانی سالم است که انسانها را واجد خصایص ذکر شده در بالا می گرداند .

انسان در صورتیکه تربیت نشود ویا تحت تاثیر جامعه انسانی آموزش های لازم را نبیند ، نه تنها خصایص مذکور در او ظاهر نمی شوند ، بلکه اعمال و رفتار او مانند سایر حیوانات در حد ابتدایی و غریزی باقی خواهد ماند . داستان کودک وحشی که در جنگل و بدور از جامعه انسانی بزرگ شده بودند نشان داد که تربیت در جامعه انسانی تا چه حد در ساختن انسانیت انسان و شکل گرفتن شخصیت و نقش رفتار وی مؤثر و مهم است در غیر این صورت روح توحش و بربریت بر تمدن و مدنیت غلبه خواهد کرد . بهرحال اگر تعلیم و تربیت را عین زندگی بدانیم و بدون آن تحقق زندگی اجتماعی را ناممکن و یا مشکل به انگاریم تعلیم و تربیت اهمیت و فایده بسیار دارند که تشخیص موارد مهم آن کاری دشواری است . ولی ما به رعایت اختصار تنها به گوشه های از اهمیت آن اشاره می نمایم :

 

1- اهمیت فردی تعلیم و تربیت

تعلیم و تربیت را میتوان وسیله ای برای رسیدن روح به بلندترین پایه جمال و کمال وعاملی برای خوشبخت کردن فرد ذکر کرد . در سایه آن آدمی میتواند انسان حقیقی شود . تعلیم و تربیه قادر است که جوهر درونی انسان را کشف کند ، قوای او را نیرومند سازد ، ذهن او را شکل دهد ، موجبات تفکر او را زنده سازد ، آدمی را فرد خلاق ، فرد دلیر خیر آزاد و بر کنار از آزادی دیگران بار آورد ، زندگی انفرادی او را شکل دهد و زندگی اجتماعی او را بهبود بخشد ، تربیت زیربنای شخصیت فرد است ، استعداد ها را شگوفا کرده و جهت می بخشد ، ابعاد شخصیتی انسان را پرورده و آن را در مسیر تکامل قرار میدهد ، زمینه های درونی انســـــــان را ساخته و او را بعمل می آورد ، همچنان تربیت نیروی اراده را تقویت می کند ، آدمی را وا میدارد در راهی که مورد نظر است گام بر دارد ، بدن را نیرومند میسازد ، زمینه را برای تعقل ( تعلم ) ، تدبیر و تحقیق فراهم می سازد .

 

2- اهمیت اجتماعی تعلیم و تربیت

اگر فردی را چون خشت و مهره ای در حیات اجتماعی بدانیم خواهیم یافت که تربیت هریک از افراد به مشابه ساختن و بعمل آوردن مهره است که در گرداننده گی چرخ حیات وجودش ضروری است . مساله تربیت از دیدی مساله ملت ها و جمعیت هاست و از بابت که رفتار فرد و اجتماع درهم تاثیر دارند ، هوشمندی فردی گاهی ممکن است در زندگی و سرنوشت اجتماعی موثر باشد .

به هنگام که فرد یا افرادی تحت تربیت قرار بگیرند به حقیقت کوششی برای تغییر وضع او جامعه بعمل می آید و در ویژه گیهای رفتار فردی و اجتماعی دگرگونی حاصل میگردد و بالاخره اهمیت تعلیم و تربیه از لحاظ اجتماعی به حدی است که بسیاری از بزرگان از مرحله برده گی نجات یافته و صاحب کمالات یک انسان آزاده شده اند و همچنان آماده گی یافتند در مرحله جدید از حیات وارد شوند و به حقوق خود و دیگران احترام بگذارند و اجتماع خود و دیگران را سازند .

 

3- اهمیت تعلیم و تربیت در کسب استقلال و آزادی درست

تربیت علمی در کنار تربیت اخلاقی هر قدر بیشتر و گسترده تر باشد و هر قدر انسان آگاه تر و دارای بینش عمیقتر گردد از قدرت انتخاب و گزینش صحیح تری برخوردار خواهد بود و راه زندگی و خوشبختی مناسب تری را انتخاب خواهد کرد . هر انسان که روی سرنوشت خود با آگاهی و مسوولیت عمل کند انسانی است آزاده و مستقل نه برده و مجبور ، لذا جوامعی که از آزادی و استقلال واقعی بر خوردار هستند ، مسلم است که راه کسب و رسیدن به این امتیاز را جز از راه تعلیم و تربیت خانواده گی و اجتماعی میسر نخواهد دید . از طرف دیگر وجود آزادی مطلق و بی بند و باری هم آزاری نیست بلکه اسارتی است که انسان را در بند قوای حیوانی اسیر می کند و بالندگی و کمال را ذائیل میگرداند .

در نتیجه باید گفت آزادی و استقلال یعنی انتخاب مسوولیت ، زیرا کسی که آزاد نباشد ، مسوول هم نخواهد بود . رشد طبیعی انسان ، باید توآم با آزادی نسبی و نیاز های مراحل مختلف رشد باشد تا تکامل تدریجی و طبیعی بصورت هماهنگ و متعادل در جسم و روح به ثمر برسد .

در جوامع انسانی هر تعلیم و تربیت اگر از آزادی مناسب بر خوردار نباشد و شاگردان اسیر برنامه ها سنگین و قید و بند های نا مناسب باشند و تعلیم و تربیت توآم با ترس و تنبه و تهدید باشد نباید انتظار داشت که انسان های آزاده ، مسوول ، فعال و علاقه مند به بار آیند . بلکه به علت عدم توجه به نیاز های حقیقی و طبیعی کودکان و نوجوانان و عدم رعایت اصول صحیح تربیت ، موجبات پرورش غلط و نا درست آنان فراهم خواهد شد .

 

4- اهمیت تعلیم و تربیت از لحاظ روابط انسانی :

بسیارند افراد متخصص که مهارت و دانش خود را در راه های غیر انسانی و تنها به خاطر منافع شخصی مورد استفاده قرار میدهند و با این عمل خود تیشه به ریشه افراد اجتماع میزنند و موجبات نابسامانی های فراوانی را در روابط انسانی فراهم می سازند ، حسادت ، بخل ، ریا ، تزویر ، بدبینی و حیله گری که از رذائیل اخلاقی به حساب می آیند رواج می یابند و در نتیجه آرامش و امنیت خاطر از مردم سلب میشود و مردم نسبت به یکدیگر بدبین میشوند . بنابراین برای یک زندگی سـالم انسانی که با انس ، تعلق ، صمیمت و اعتماد همراه باشد چه باید کرد ؟؟

جواب این است که داشتن تخصص ها ، مهارت ها و کاردانی ها شرط لازم است ولی شرط کافی نیست . به عبارت دیگر مهم داشتن تخصص و مهارت نیست ، مهم آن است که مردم باهم چه روابطی داشته باشند . تنها رابطه انسانی سالم است که به ما نشاط ، شادی و سلامت روان می بخشد . افراد یک جامعه باید بدانند که سلامت روحی و روانی آن تنها بستگی به سلامت ارتباط آنها با یکدیگر دارد .

نوع دوستی ، احترام ، مسوولیت ، همدلی و رعایت حقوق انسان ها در جمع جهات میتوانند روابط انسانی را تعالی بخشند و خصایل مذکور مسلماً موجبات رفاه اجتماعی را فراهم خواهند ساخت . می باید دانست که این امر تنها از طریق تربیت صحیح به افراد یک جامعه ممکن و میسر میگردد و سلامت جامعه را تضمین و بیمه می کند .

 

5- اهمیت اقتصادی تعلیم و تربیت :

به موازات افزایش جمعیت ، شهر نشینی و تقسیم کار و توسعه ارتباط جهانی و آگاهی بیشتر ، نیاز های مردم زیادتر و توقعاتشان متنوع تر خواهند شد .

اقدامات و کوششهای که برای پاسخگوی و تأمین نیازهای مادی و اقتصادی توسط جامعه و افراد صورت میگرند موجبات رشد و رونق اقتصادی و بهره وری را فراهم میسازند و پیشرفت سریع تکنولوژی که از خصیصه سرعت و دقت بر خوردار است به این رونق می افزاید ، ولی در کنار همه این موهبت ها آموزش قرار دارد که می کوشد ، جهت دست یابی به رفاه و بهره وری جامعه از منابع محدود استفاده بهینه به عمل آورد . منابع اقتصادی یک جامعه عبارتند از :

الف - منابع طبیعی و خدا دادی : که شامل ثروت های زیر زمینی مانند معادن ، فلزات قیمتی ، سنگ های معادنی ، نفت و گاز و منابع روی زمین از قبیل جنگل ها ، مراتع ، مزارع ، دریا ها و اقیانوس ها و آب و هوا . . . . . . .

ب - ثروت مادی : پول نقد ، طلا ، نقره و سایر فلزات قیمتی و صنایع دستی و عتیقه جات و مضوعات مختلف و . . . . . . .

ج - نیروی انسانی : مهارت ها ، تخصص ها ، میزان هوشمندی افراد در ارایه راه حل های موثر برای حل مشکلات ، مدیریت و رهبری و خلاقیت ابتکار و نو آوری که اهمیت اقتصادی این عامل از دو عامل ذکر شده مهم تر است ، زیرا هر نوع بهره وری از منابع و استفاده خوب تر به ( سرمایه انسانی ) بستگی دارد . لذا سرمایه گذاری در تعلیم و تربیت نیروی انسانی متخصص و کار آمد و ماهر ( سرمایه انسانی ) گرچه در دراز مدت حاصل میگردد ، نفع فوری در کوتاه بر آن کمتر دیده می شود . ولی دارای بازدهی اقتصادی فراوان در دراز مدت است .

نقش سیاست گذاری های صحیح آموزشی که به فرد فرد جامعه مربوط میشود از لحاظ تربیت متخصصین در سطوح مختلف در بالا بردن قدرت اقتصادی جامعه انکار ناپذیر است . اگر افراد یک جامعه کار آمد نباشند وتخصص ها و مهارت های لازم را در فعالیت های اجتماعی و اقتصادی یعنی تولیدی نداشته باشند ، اقتصاد آن جامعه سیر نزولی و مصرفی پیدا خواهد کرد. کیفیت تولید کاهش خواهد یافت و کالا های مورد نیاز به شکلی نا مرغوب و غیر اقتصادی و گران تولید خواهند شد ، و ضعف اقتصادی قدرت خرید را کم می کند و تورم زندگی را دشوار میسازد و مواد اولیه ارزان صادر و کالا های مصنوعی گران وارد خواهند شد .

ولی در جهان امروز سرمایه گذاری در امر تعلیم و تربیت و هزینه های که در آن سرمایه گذاری می شوند . یکنوع سرمایه گذاری اقتصادی در جهت تأمین نیرو های متخصص و ماهر به حساب می آیند .

نیرو های ماهر بهتر خواهند توانست کیفیت تولید و کمیت آن را بهبود بخشد و منابع اقتصادی را به سوی بهره دهی مود بخش سوق دهند . تنها تعلیم و تربیه مناسب با نیاز زمان و هماهنگ با احتیاجات جامعه است که اقتصادی بودن تولیدات را تضمین می کند و چرخ های صنعت را به حرکت در می آورد و تکنولوژی پیشرفته را به خدمت میگرد و تأمین رفاه اجتماعی را فراهم میسازد و استفاده خوب از امکانات محدود و موجود را میسر میسازد و کشور را از وابستگی می رهاند و بخود کفایی و استقلال میرساند و سر افرازی و سر بلندی را به ارمغان می آورد .و هزاران اهمیتی که در دوران رشد انسان باا نسان پیوند می خوردو مسولیت های بزرگ وسنگینی که انسان به عهده می گیرد . در سیاست وحکومتداری......وموارد دیگر و به امید انروز که بتوانیم در سنگر تعلیم وتربیت قدمهایی سنگین ومحکمی برداریم .پس باتوجه به اهمیت این علم به صورت خلاصه ومفید مطالب را ارزانی داشتیم. امید ست به صورت عمیق به این مساله پرداخته شود انشاالله

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

وسخن آخر پدر تعلیم وتربیت:

شکوهی می گوید:(درد بزرگ ما در عرصه تعلیم و تربیت این است که معلمین و دانش آموزان خیلی زحمت می کشند، ولی آن فایده ای که باید به دست بیاورند. نمی آورند) و آن هم ناشی از روش تدریس اشتباه است، ما چون عجله داریم زود برسیم، هرگز نمی رسیم. گاهی اتفاق می افتد که بچه ها بگویند اسفند ماه دروس را دوره می کنیم. برای چه اسفند ماه دوره می کنند؟ برای این که عجله دارند. عیب بزرگ این است که سؤال و جواب را خودمان به دانش آموزان می دهیم و حال این که باید بگذاریم آنها مجال فکر کردن داشته باشند.
شکوهی معلم :را رکن اساسی تعلیم و تربیت و( تربیت معلم )را اولویت نخست نظام آموزش و پرورش می داند. به اعتقاد او( اصلاح روش های تربیت معلم در کشور نخستین گامی است که باید برداشته شود). اولویت بعدی :(را برای روش ها و برنامه های آموزش و پرورش قائل است. او معتقد است روش ها و برنامه ها باید با توجه به طبیعت آدمی و خصوصیات اجتماعی و فرهنگی مردم تنظیم و ارائه شود و در نهایت بتواند افرادی مفید و منطبق با نیازهای اجتماعی آماده کند).
شکوهی معتقد است:( اگر کشوری بخواهد رشد کند، باید فرهنگش درست و صحیح باشد و مردمش خوب تربیت شوند. ما از کشورهای دیگر چیزی کم نداریم. قدر کشور خود را بدانیم و از موقعیت های خوب و عالی اطرافمان استفاده کنیم. به جای اینکه وقت خود را به بطالت صرف کنیم، صرف اصلاح و تعلیم و تربیت کشور کنیم و من خوشحالم و می بالم که عاشق معلمی
و معلم عاشقی بوده ام.

 

 

                                                                   

                                                            (  گرد اورنده  و تایپ مطالب بالا توسط : خانم سپهردیماه 89

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××ا

این کنفراس در دانشگاه مطرح شده است توسط خودم امیدوارم مقبول افتد


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها: تعلیم , تربیت
[ شنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ] [ ستاره ]


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ۱٧ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

هر چه بهتر و کامل‌تر با خود و دیگران ارتباط برقرار کنیم‌، احساس موفقیت از ایجاد یک ارتباط صحیح و دوستانه ما را زودتر به هدفهایمان می‌رساند و باعث تعالی افکار و رفتارمان در زندگی می‌شود.
فرد خوددار:
اگر شخصی دستهایش را پشت کمر قفل کند، نشان می‌دهد که خود را به شدت کنترل کرده است‌. در این حالت او سعی دارد خشم یا احساس ناامیدی را از خود دور کند.
حالت تدافعی‌:
اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله‌ای غیر منتظره و ناگهانی یا بی‌میلی برای تغییر چهره شخص است‌. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بی میلی شدیدتر است‌.
متفکر:
گره کردن دستها به دسته‌های صندلی نشان می‌دهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند. اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است‌. این حالت بیشتر در مسافران مضطرب هواپیمای هنگام پرواز و فرود آن دیده می‌شود.
دقت‌:
وقتی شخص انگشت سبابه را روی صورت و بقیه دستش را به صورت گره کرده در پایین صورتش قرار می‌دهد یعنی که با دقت است‌. این حالت نشان می‌دهد که شخص بادقت زیاد به صحبت‌های شما گوش می‌دهد و یک یک کلمات شما را می‌سنجد و در چهره او حالتی انتقادی به چشم می‌خورد.
- بدگمان‌:
انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دودلی است‌. او به صحبت‌های شما و صحت گفته‌هایتان تردید می‌کند. در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد.
بی‌گناه‌:
دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشد، بهترین نمونه برای نشان دادن و حالت بی‌گناهی و درستکاری است‌. این حالت اثر باقیمانده از شکل سوگند خوردن است که دست را روی قلب قرار می‌دهند.
- مطمئن‌:
این حالت دستها در مردها نشان می‌دهد که به آنچه که می‌گویند اعتقاد و اعتماد کامل دارند و در خانمها کمتر دیده می‌شود. خانمها هنگامی که دست خود را به کمر می‌زنند نشان می‌دهند که به آنچه می‌گویند اطمینان دارند.
- مرموز:
دستهای به هم مشت شده زیر چانه نشان می‌دهد که شخص نظریاتش را پنهان می‌کند و به شما اجازه می‌دهد به صحبت خود ادامه دهید، تنها هنگامی که حرفهایتان پایان یافت به شما و نظریات شما حمله خواهد کرد.
ظاهر ساز:
او آرام به نظر می‌رسد اما این آرامش پیش از توفان است‌. این حالتی است که بیشتر رؤسا به خود می‌گیرند تا خود را به گونه‌ای به زیردستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه آنها نیز کم نشود.
- آماده و موفق‌:
قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی‌، میز، سکو و... نشانه حالت مالکیت است‌... در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)
- اعتماد به نفس‌:
تکیه زدن به صندلی در حالتی که دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است‌. اگر شخصی در این حالت صحبت می‌کند به گفته‌های خود اعتماد دارد و اگر به صحبت‌های شما گوش می‌دهد به خود زحمت ندهید، او خود همه ماجرا را می‌داند


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ۱٧ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

 یا مهدی ادرکنی

سحر از دامن نرجس، برآمد نوگلی زیبا
گلی کز بوی دلجویش، جهان پیر شد برنا

زهی سروی که الطافش، فکنده سایه بر عالم
زهی صبحی که انفاسش، دمیده روح در اعضا
سپیده دم ز دریای کرم برخواست امواجی
که عالم غرق رحمت شد، از آن مواج روح افزا
به صبح نیمه شعبان تجلّی کرد خورشیدی
که از نور جبینش شد، منوّر دیده زهرا
چه مولودی که همتایش ندیده دیده گردون
چه فرزندی که مانندش، نزاده مادر دنیا
به صولت تالی حیدر، به صورت شبه پیغمبر
به سیرت مظهر داور، ولیّ والی والا
قدم در عرصه عالم، نهاده پاک فرزندش
که چِشم آفرینش شد، ز نورش روشن و بینا
به پاس مقدم او شد، مزیّن عالم پائین
ز نور طلعت او شد، منوّر عالم بالا
چو گیرد پرچم (انّا فتحنا)، در کف قدرت
لوای نصرت افرازد، بر این نُه گنبد خضراء
شها چشم انتظاران را، ز هجران جان به لب آمد
بتاب ای کوکب رحمت، بر افکن پرده از سیما
تو گر عارض بر افروزی، جهان شود روشن
تو گر قامت برافرازی، قیامت ها شود برپا
تو گر لشگر برانگیزی، سپاه کفر بُگریزد
تو گر از جای برخیزی، نشیند فتنه و غوغا
بیا ای کشتی رحمت، که دریا گشت طوفانی
چو کشتیبان توئی، ما را چه غم از جنبش دریا
خوش آن روزی که برخیزد، ز کعبه بانگ جاء الحقّ
خوش آن روزی که برگیرد، حجاب از چهره زیبا

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ۱٧ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

سخنی از لویی پاستور:اگر اراده ای باشد. راهی وجود دارد

 

در هر حرفه ای که هستید نه به خودتان اجازه دهید.که به بد بینی

 

های بی حاصل آلوده شوید.نه بگذارید لحظات تاسف بار برای

 

هرملتی پیش آید.وشما را به یاس وناامیدی بکشاند.در آرامش حاکم

 

بر آزمایشگاهها  وکتابخانه هایتان  زندگی کنید نخست از خود

 

بپرسید.برای یادگیری وخود آموزی چه کرده ام؟  سپس هر چقدر

 

پیشتر می روید بپرسید برای کشورم چه کرده ام؟وآنقدر پیش

 

بروید تا در خود احساس هیجان وشور کنید.که شاید سهم کوچکی

 

در پیشرفت واعتلای بشریت بر داشته ام.

 

                                                        به امید آن روز.......


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ جمعه ۱٧ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

أنَّهُ سُئِلَ مَا الْعَقْلُ؟ فَقالَ - علیه السلام - : التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّهِ، وَ مُداهَنَهُ الاْعْداءِ، وَ مُداراهُ الاْصْدِقاءِ.

«أمالی شیخ صدوق، ص 233، ح 17»

از امام رضا - علیه السلام - سؤال شد که عقل و هوشیاری چگونه است؟ امام رضا - علیه السلام - در جواب فرمود: تحمّل مشکلات و ناملایمات، زیرک بودن و حرکات دشمن را زیر نظر داشتن، مدارا کردن با دوستان می باشد( که اختلاف نظرها سبب فتنه و آشوب نشود )

بررسی آثار فلسفی زکریای رازی به ویژه دو کتاب السیرة الفلسفیه و الطب الروحانی او به روشنی نشان می دهد که این فیلسوف عقل را اساس سعادت و مدار زندگی می شناسد. او در فصل هفدهم کتاب الطبّ الروحانی می گوید: آنچه موجب حسن معاش گشته و تعاون و همیاری انسانها را با یکدیگر فراهم می آورد جز عقل چیز دیگری نیست . بزرگترین نعمت خداوند عقل است و عقل همان چیزی است که بیشترین سود را برای بشر به ارمغان می آورد. به وسیله ی عقل است که انسان بر سایر موجودات برتری یافته و می تواند به بزرگترین آرزوهاو مهمترین مقاصد خود دست یابد. از طریق عقل انسان به معرفت پروردگار نائل می گردد و معرفت پروردگار بزرگترین چیزی است که ما می توانیم از آن بهره مند شویم . وقتی عقل تا این درجه والا و بلند پایه است سزاوار نیست که ما از مقام و مرتبه ی آن بکاهیم و چیزی که همواره حاکم است محکوم به شمار آوریم .

همان گونه که گذشت زکریای رازی در فصل شانزدهم کتاب الطب الروحانی خود به مسئله ی مذهب نیز اشاره کرده و آن را عقلانی ندانسته است . عین عبارت او در این باب چنین است «... فأما المذهب فأنّه ممّا یحتاج فیه الی کلام یبّین به انّه عرضّ هوایی لاعقلی ». چنان که در این عبارت مشاهده می شود رازی مذهب را یک امر عقلی ندانسته است . او بیش از هر چیز دیگر به عقل تکیه کرده و آن را چراغ راه سعادت می شناسد. سخنان رازی در باب عقل و اهمیت آن به گونه ای ابراز شده که قرنها بعد، در کلمات اندیشمندان مغرب زمین شبیه آن به صورت شعار عصر روشنگری مشاهده می شود. شعار عصر روشنگری مغرب زمین جمله ای بود که در آن گفته می شد: «برای دانستن و فهمیدن شجاعت داشته باش. » ایمانوئل کانت فیلسوف معروف آلمانی معتقد است سرشت راستیش عصر روشنگری عبور انسان از قیمومیت است که خود بر خویش تحمیل کرده است . قیمومت یعنی ناتوانی انسان در به کار بردن فهم خود، بدون راهنمایی دیگری . این قیمومت خود خواسته است .

زیرا علت آن در ضعف عقل و سستی فهم نیست بلکه منشأ آن بی تصمیمی و فقدان شجاعت در به کار بردن فهم ، شناخته شده است . به همین جهت در شعار عصر روشنگری روی این جمله تأکید می شود که «شجاع باش و فهم خود را به کار بر» کسانی می گویند اگر صفتی وجود داشته باشد که بتوان با آن دوران روشنگری را توصیف کرد به نظر می آید آن صفت این باشد که دوران روشنگری عصر عقل گرایی محض است . یعنی بی هیچ قید و شرطی به برتری و تقدم اندیشه و نظریه اعتقاد د

 امام صادق (ع)

ارد .

یک سوم خرد و عقل اجتماعی سازش با مردم است.

ارسطو : خردمند هر آنچه را که می داند نمی گوید و هر آنچه را که بگوید می داند.

سقراط : ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند

عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه "

. نادانى ، کانون شر و بدى است. (غررالحکم ، باب جهل

نادانى ، موجب فساد هر کارى است. (غررالحکم ، باب جهل

شمناویلیام تن
عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه.

حرص و آز و بخل ، نتیجه و محصول نادانى است. (غررالحکم ، باب جهل)

27. نادانى و بخل ، بدى و زیان است.


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ پنجشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٥:۱٧ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]

موضوع:مقاله ای در مورد تربیت کودک(همراه با منابع و مأخذ)

مقدمه                                                                

انسان از آغاز تولد درحال تعلیم و تربیت است. تعلیم به معنای آموزش و یاد دادن چیزی به دیگری است. تربیت نیز به معنای سازندگی و پرورش شخصیت است. با تربیت میتوان افراد را پرورانید، ساخت و در نتیجه، اجتماعی را دگرگون کرد. تربیت باید با برنامۀ دقیق و حساب شده انجام گیرد تا موفقیت آمیز باشد. درنتیجه تنها در تربیت پند و اندرز کافی نیست، بلکه باید موانع برطرف شود و نیز شرایط فراهم باشد تا زمینۀ تربیتی حاصل شود.

بهترین دوران برای تربیت، هرفرد دوران کودکی است. به عبارت دیگر زمانی که هنوز شخصیت فرد شکل نگرفته است و زمینی مناسب برای پرورش هر بذری است. مسئولیت این امر حساس در وحلۀ اول بر عهدۀ پدران و مادران است. اما تربیت کار سادهای نیست، بلکه فن بسیار ظریف و حساسی است که کاردانی و اطلاعات کافی و تجربه و بردباری و قاطعیت لازم دارد. متأسفانه اکثر پدران و مادران با فن تربیت آشنا نیستند و به همین جهت غالب کودکان با برنامهای حساب شده و درست پرورش نمییابند و خودبخود و به شیوههای خودرو و تقلیدی بزرگ میشوند.

فصل اول: عوامل موثر در تربیت کودک

خانواده و نقش آن درتربیت کودک

کودک تحت تاثیرخانواده خویش قراردارد وازآن تاثیر می پذیرد بنابراین، خانواده می تواند هم سازنده باشد و هم تباه کننده و ویران کننده. محیط خانواده چون دانشگاهی است که در آن درس زندگی، انسانیت و اخلاق و یا ضد این دو، داده می شود. پس عامل خانواده برای کودک تأیین کننده و سرنوشت ساز است. کودک در کنار مادر از او درس زندگی می گیرد و عشق و محبت را می آموزد. او از پدر درس اقتدار و انضباط و کیفیت موضع گیری در برابر مسائل حیات اجتماعی را می آموزد.

نقش مادر در تربیت و رفتار کودک به مراتب بیشتراز پدر است. چرا که رابطه وراثتی پدر با کودک پس از انتقال نطفه پایان می پذیرد، درحالی که رابطه وراثتی مادر با فرزند در مدت حمل و حتی پس از آن و در تمام مدتی که طفل از پستان مادر تغذیه می کند، ادامه مییابد. کودک تا رسیدن به سن مدرسه در خانه و درکنار مادر است و از او درس میپذیرد و مادر محرم راز و طرف مراجعه و پناهگاه کودک  است.

در همه حال، مادر برای دوران خردسالی کودک الگو و نمونه است. پدر در خانه نقش مدیریت را دارد و مظهر قانون، عدل و انظباط است. در محیطهای خوف و هراس ناامیدی و محرومیت، پدراست. که میتواند امنیت را تضمین کند و به طفل دل و جرأت دهد؛ در عین حال اهانتها، ضعف و سستی او در مدیریت موجب پدید آمدن آثار نامطلوبی در کودک خواهد شد. مسئله اصلی خانواده، پدر و مادر هستند که همواره با فرزندان در تماسند. البته دراین میان از نقش تأثیربرادران و خواهران در خانـه نمیتوان غافل ماند، به ویژه آنگاه که طفل دارای خواهریا برادر ارشد باشد و تفاوت سنیشان بسیار باشد. در چنین موقعیتی در واقع خواهر بزرگترنقش مادر و برادر بزرگتر نقش پدر را دارد. هنگامی که پدر و مادر کودک از مراقبت او غافل باشند، او نیز رفتار خود را بر اساس خواسته آنها تطابق می دهد. درهمه حال، فرزندان در یک خانواده، جمع کوچکی را تشکیل می دهند و با همه درگیریها سروصداها، خود نظم را برقــــرار می سازند. سهل انگاری در مراقبت فرزندان باعث پدید آمدن معایبی در خانواده شود که به صلاح آنان نباشد. بنابراین مهمترین همکاری خانواده درجهت تربیت صحیح کودک ازاین قرار است: نخست، نظم و انضباط در خانه برقرار باشد تا کودک از همان ابتدا نظم در امور را فراگیرد و در عمل به آن مبادرت ورزد. چون وقتی محیطی که کودک درآن زندگی می کند منظم باشد ذوق کودک برانگیخته می شود و انس و علاقۀ به حب جمال و نظم در او به وجود میآید. دیگر این که ارتباط طوری باشدکه بهترین راه برای نیل به تهذیب نفس و وجدانیات و اخلاق نیکوی کودک باشد.امر مهم دیگر این است که خانواده باید تمایلات باطنی کودک را ارضا  نمایند و به تمام جهات شخصیت او توجه کنند، زیرا چنین کاری فقط در محیط خانواده میسر است.

افزون براین، تربیت دینی کودکان از وظایف بسیارمهم والدین و خانواده است تربیت باید به روشی انجام گیردکه حس مذهبی و اندیشه و اعتماد به خدا را در فرد تقویت کند، دل را برانگیزاند تا در همۀ کارها و امور به خدا رجوع کند و خلاصه در هر امری آثار مذهب را در دل او زنده و بزرگ گرداند و موعظه و نصیحتهای الهی و اسلامی را در گوش او مطبوع نمایند عمل او را مکتبی سازند و رفتارش را رنگ مذهبی دهند.

امرمهم دیگردر تربیت فرزند توجه به عاطفه و عوامل آن است که نباید فراموش شود. انسانها دارای عواطف و احساس هستند و تحت تأثیر متعلقات آن قرار دارند. انسان به شدت تحت تأثیر عواملی چون عشق و محبت، کینه و انتقام، ترس و اضطراب، وسواس، خصومت، شادی و غم و ...  قرار دارد. عواطف، زندگی ما را گرم میکنند و ما را وا میدارند که به ادامۀ زندگی راغب و یا ازآن متنفر باشیم. عاطفۀ خانوادگی که در صورت عشق زوجین نسبت به یکدیگر و محبت و مودت نسبت به فرزندان و انضباط حاکم برمحیط و جو خانوادگی پدید میآید، موجبات تداوم و بقای نسل را فراهم میآورد و سکون وآرامش را در پی دارد. به هر حال نقش و تأثیر خانواده در تربیت کودک بسیار عمیق و شگرف است و تمام ابعاد وجودی کودک تحت تأثیر خانواده است. بنابراین به عنوان حسن ختام این بحث باید گفت که خانواده را میتوان به عنوان بخشی از یک اجتماع بزرگ در نظر گرفت که هنجارها و ارزش ها و تقاضاهای آن درفرد تأثیر حتمی دارد. خانواده، اثر شگفت و ذاتـــی، در پیریزی رفتار و برانگیختن روح زندگی و آرامش روانی افراد دارد. تأثیر خانواده بر فرد انکارناپذیر است، زیرا که فرد(کودک) بیشتر اوقات خود را درخانه و با افراد خانواده صرف می کند و افزون براین اولین کانونی است که شخص درآن احساس امنیت میکند و نخستین نهاد اجتماعی است که فرد را مورد پذیرش و حمایت قرار میدهد.

نقش مدرسه در تربیت

 نقش معلم در سازندگی یا ویرانی بنای اخلاقی کودکان بسیار دارای اهمیت است. کودک از روش کار مسئولان مدرسه، نحوه اعمال انضباط آنان، برخورد آنان با شاگردان، تشویقها و تنبیهها و قدرت جاذبه و دافعۀ آنان تأثیرمیپذیرد. کودکان به هرنحو، کم یا بیش از معلمان خود علاوه براینکه میآمـــوزند، تأثیر میپذیرند. این تأثیر به حدی وجود دارد که عدهای از مورخین عل سقوط و انحطاط بعضی ازجوامع را معلمان و مربیان آن جامعه میدانند. نفوذ معنوی معلم در بین شاگردان به قدری ریشه داردکه با اعمال و رفتار خود به الگو و سرمشق برای کودکان تبدیل می شود. کودکان و نوجوانان از تک تک اشارات و حرکات و نحوۀ گفتار و مثالها و واژههایی که معلم به کار می برد، تأثیر میپذیرد. لحظاتی را که کودک در مدرسه سپری می نماید از مهمترین و حساسترین لحظات زندگی او میباشد. در مواردی که خانواده آشفته و نابسامان است و کودک احساس میکند که خانواده برای او پناهگاه قابل اعتمادی نیست، به دوستان پناه میبرد و ازآنان کمک میطلبد به ویژه اگرکودک پدر یا مادر نداشته باشد. دراین موارد و موقعیتها معلم یا مربی وظیفه داردکه از لحاظ رفتار همراه با مهر و محبت و نحوۀ تربیت شایسته، نقش یک ولی را ایفا نماید. فضای مدرسه تحت تأثیرعناصرگوناگونی از قبیل معلم، مدیر، ناظم، مستخدم، مسئول تربیتی و همکلاسیها قرار داردکه همـــــۀ آنان میتوانند برای دانشآموزان الگو و سرمشق باشند و درشکلگیری ابعاد روحانی آنان ایفای نقش نمایند. کودکان بیشتر از افراد بزرگتر تحت تأثیر قــــــرارمیگیرند، چراکه بزرگترها قادرند بین بعضی امور و کارها امتیاز و فرقی قائل شوند در صورتی که کودک به دلیل عدم علم کافی و بدون مطالعه و ارزیابی از تمام اعمال و رفتار و گفتار معلم، الگوبرداری می نماید؛ کودک به درستی یا نادرستی، خوب یا بد، نفع یا ضررگفتار و کــــردار معلـــم نمی اندیشد، بلکه فقط برای او مهم این است که اعمال، گفتارها و رفتارها را به عنوان یک قانون حتمی بپذیرد. چه بسا معلم مسئلهای را اشتباه حل میکند و وقتی پدر و مادر او را را از غلط بودن آن آگاه میکنند و جواب درست مسئله را به او میآموزند کودک نمیپذیرد، هرچند که حرف پدر و مادر درست باشد ولی آن جواب اشتبـــاه را میپذیرد چون که آن را گفتۀ معلم میداند بنابراین، درهمین جا تأثیر وجود معلم به عنوان یک الگو و نمونه برای کودک آشکار می شود. معلم از یک نظر قهرمان کودک است و مورد قبول شاگرد. براین اساس همه افعال و اقوالش برای طفل حجت است. او رهبر علمی کودک است و باید الگوی اخلاق، نظافت، حسن برخورد و راه و رسم درست او باشد.

نوع بینش ها، اطلاعات، عقاید و آرزوهای محیط درس و مدرسه و مربیان و مسئولان سازندۀ ایمان کودک است. کار معلم کاری بس خطیر است. کار انتقال میراث فرهنگی، احیای مبانی فکری و عقیدتی و ساختن و به عمل آوردن کودک است. درمحیط مدرسه باید عوامل اخلاقی نظیر پاکدلی، پاکبازی، صداقت و راستگویی، گذشت و فداکاری، استقامت و شکیبایی، انصاف و عدالت حکمفرما باشد، تا شخصیت و عالم درون کودکی با این عوامل حسنه عجین شود و به صورت خوی و عادت در وجود او بروز نماید.

برای تربیت و سازندگی کودک وحدت خانه و کودک لازم و ضروری است، چرا که وابستگی کودک به مادر و خانواده از یک سو و آشنایی و وابستگی از سوی دیگر ضرورت دارد تا وحدت بین این دو نهاد پدید آید. از علل ویرانی کودک عدم توجه، و عدم وجود ارتباط بین خانه و دستگاه آموزش است. وجود اتحاد کامل بین این دو نهاد می تواند، سببی برای ایجاد استحکام تربیت و آرامش کودک باشد. این خطا و اشتباه است که والدین بار سنگین تربیت را بردوش مدرسه قرار دهند و یا مدرسه به گمان اینکه والدین کاملاً به وظیفۀ خود آشنا هستند، ازکار سازندگی دست بردارند.

 

تربیت با رفتار

بسیاری از والدین تربیت را پند و اندرز و امرو نهی مـــیدانند و گمـــان میکنند که فقط هنگامی که با بچهها مشغول صحبت هستند به تربیت آنان اشتغال دارند. باید به این نکته توجه داشت که کودک از همان آغاز ولادت مشغول شکل گرفتن و پرورش و تربیت یافتن است. اعصاب و مغز کودک از همان آغاز مانند یک دستگاه دقیق فیلمبرداری است. بنابراین، والدین وظیفه دارند که ابتدا خود در اصلاح و رفع عیوب خویش بکوشند و سپس به پرورش انسانهای دیگر بپردازند.

علی (ع) می فرماید:

((شما به بزرگان احترام گذارید تا کودکان به شما احترام بگذارند))

 

کار و انجام مسئولیت

کاروکوشش اساس زندگی انسان است. انسان باکارکردن، خوراک و پوشاک و مسکن تهیه میکند، به وسیلۀ کاروکوشش زمین آباد میشود و اسباب رفاه وآسایش مردم فراهم میگردد. تمام صنایع و اختراعات شگفتآور در اثر کار و فعالیت انسانها به وجود آمده است. تمدن بزرگ کنونی و تمدنهای کهن دیروز، تنها ثمره و نتیجۀ کار و دانش بشر است. ترقی و پیشرفت هر کشوری نیز به مقدارکار وکوشش آن کشور بستگی دارد. اگر افرادکشوری به بهانههای مختلف از زیر بار کار کردن، مخصوصاً کارهای تولیدی شانه خالی کنند، زیر بار استعمارگران خواهند رفت. دنیا جای کاروکوشش است نه جای تنبلی و تنپروری. 

قرآن می فرماید:

((انسان جز به مقدار سعی وکوشش خود بهرهای ندارد))

 

بازی کودک و نوجوان

بازی به عنوان یک امرطبیعی، مانند نفس کشیدن برای کودک ضرورت دارد. اگر ما اندکی در روحیه کودکان مطالعه کنیم، در مییابیم که کودک، همواره با نشاط و فعالیت است و کمتر اتفاق میافتدکه او در یک جا آرام گیرد و از جنبش باز ایستد؛ و حتی برخی ازکودکان در خواب نیز آرام نیستند. جای تردید نیست که نباید آزادی عمل را ازکودکان که سرتاپا نشاط وجنبش هستند سلب کرد. باید برای جنبش ها و نشاط آنان تدبیری اندیشید تا نیروی آنان بیهوده ازدست نرود.باید به حرکات آنان نظم داد تا نتایج خوبی عاید گردد. از این رو، پیامبراسلام(ص) حتی درجدیترین لحظهها، یعنی درحال اقامۀ نمازجماعت، کودک را از بازی منع نمیکرد و میفرمود: کسی که کودکی نزد اوست، باید با او رفتارکودکانه پیش گیرد. با توجه به مطالب فوق، مربی عاقل باید برای بازی کودک هدف مطلوبی تعیین کند.

پیامبربه والدین گوشزد می کندکه در صورت شیطنت کودک هیچ گاه مأیوس نگردند، زیرا ممکن است این حالت در بزرگسالی تبدیل به اخلاق حسنه و نیکو شود. شیطنت کودکان به هنگام خردسالی نشانۀ زیادی عقل او در بزرگسالی است.

کودک برای بازی کردن دلیل و توجیه مناسبی نمیشناسد بلکه او بازی را یک نوع کار و فعالیت میداند. اساساً بازی نکردن کودک علامت بیماری و ناتوانی اوست. اسلام که به نیاز طبیعی کودک توجه داشته است، ودستور میدهد تا او را آزاد بگذارندکه بازی کند. پیغمبراکرم(ص) از مکانی عبور می کرد که کودکانی مشغول خاک بازی بودند، بعضی از اصحاب آنان را از بازی نهی می کردند.

پیغمبرفرمود:

((بگذارید بازی کنند. خاک چراگاه کودکان است))

 

تأثیر اخلاق مربی بر کودک

عامل مؤثر برصفات اخلاقی کودک، اجتماع یا جامعهای است که درآن زندگی میکند. مدرسه نیزجزیی از این اجتماع و بلکه مهمترین عامل مؤثر اجتماعی است مدارس در مراحل ابتدایی تربیت کودک، عامل بسیارمؤثری به شمار میروند. اولین اثری که در زندگی نصیب کودک میشود، نتیجه و بازده تأثیر افرادی است که در محیط او قرار دارند؛ این افراد عبارتند از: پدر و مادر و سایر افراد خانواده، ولی وقتی کودک کمی بزرگترشد، با افراد بیشتری در ارتباط است.

معلم شخصیت جدیدی است که کودک تحت تأثیر اعمال او قرار می گیرد، چون او در نظرکودک، عظیمترین شخصیت میباشد. کودک غالباً اعمال و رفتار معلم را در هر چیز تقلید می کند.

قرآن، همه مربیان اسلامی و پدر و مادران را به تهذیب اخلاقی کودک سفارش کرده است و این امر مهم را یکی از حقوق لازم برای کودک میداند. کودک نمیتواند با مراجعه به خود اوصاف اخلاقی را از مطالعه در آفاق و انفس به دست آورد، به همین دلیل باید معلم، فضایل را با استمداد از آیات قرآن و احادیث به کودک بیاموزد. نظریات جدید تعلیم و تربیت کودک، خودکودک را مورد تعلیمات اخلاقی میشناسد. اسلام نیز از این نکته غفلت نکرده ولی چون هدف، تعلیم و تربیت از نظردینی است، خود کودک نمیتواند محور باشد، بنابراین، باید از قرآن مدد گرفت.

 

فصل دوم: مراحل تربیت

 

دوره پس از تولد

رسول اکرم (ص)، سنین میان تولدتا بیست و یک سالگی را که مهمترین مرحله رشد و نمو انسان است، به سه مرحله تقسیم نموده است. در اینجا مراحل کودکی و نوجوانی و جوانی را با الهام و توجه به سخن پیامبر(ص) که میفرمـــاید:

اََََلْوَلَدُ سَیِّدُ سَبْعَ سِنینَ وَ عَبْدُ سَبْعَ سِنینَ وَ وَزیرُ سَبْــعَ سِـــنینَ

به مراحل سیادت و اطاعت و وزارت می نامیم. ابتدا به توضیح مختصر این سه مرحله می پردازیم.

"فرزند در هفت سال اول سید و آقاست.درهفت سال دوم بنده و مطیع و فرمانبردار است و در هفت سال سوم، وزیر، مسئول و طرف مشورت است."

فرزند در هفت سال اول زندگی، فکرش نارسا و جسمش ناتوان است. ازاین رو پدر و مادر با دیدۀ رحمت و رأفت به او مینگرند وبسیاری از خواستههایش را برآورده میسازندو بهتمنّیاتش جامۀ عمل میپوشانند. پیامبرعظیمالشأناسلام (ص   نیزمی فرماید: طفل در هفت سال اول زندگی سید و آقاست. درهفت سال دوم زندگی، تغییرات قابل ملاحظهای در تن و روان کودک پدید میآید، جسمش قوی شده و درکش رشد میکند. خوبیها و بدیها را تا حدودی میفهمد، به همین جهت مورد مواخذه اولیا و مربیان قرار میگیرد. ولی چون عقلش به خوبی شکفته نشده است، صلاح و فساد خود را به درستی تشخیص نمیدهد.ازاین رو، اولیا و مربیان وظیفه او را تعیین میکنند و او ناگزیراست فرمان آنان را اطاعت کرده و امر ایشان را به کار بندد. هفت سال سوم عمرکه از پانزده سالگی آغازمــی شود و  تحولات چشم گیری در جسم و جان او پدید می آید ممیزات کودک از بیـــن میرود و نشانههای بزرگسالیدرجسم و جانش پدید مــــیآید. رسول اکرم(ص)

جایگاه او را در این سنین به کلمه وزیر تعبیر نموده است. او مانند هفت سال دوم مطیع پدر و مادر نیست، بلکه در این دوره، نقش وزیر را درکشـتور خانواده ایفا میکند کودک دراین دوره، وزیر و مشاور اولیا و مربیان است. بنابراین، باید درتدابیر امور خانواده و مدرسه و تصمیمگیریها اورا شریک ساخت، تا بدین وسیله نیاز به تشخیص طلبی و استقلال جویی وی ارضا گردد.

گفتگو با زبان کودکی

با کودک باید رفق و مدارا نمود، و به ویژه در دوران خردسالی که باید دقت نمود به قدر فهم و درک او با او مکالمه شود. بهترین تربیت آنست که شخص را عاقل بار بیاوریم. مربیان امروزی فقط با دلایل عقلانی میخواهند طفل را به این مرحله نزدیک سازند. اگرکودکان دلایل عقلی را میفهمیدند، احتیاجی به تربیت نداشتند. اگر از اول طفولیت با کودکان با زبانی صحبت کنیم که نمیتوانند بفهمند، در واقع آنان را به استعمال کلمات بی مورد و بیهوده عادت داده ایم. در نتیجه سرکش و طالب جرو بحث میشوند. چنان که دیدیم پیامبراسلام میفرماید: باید مربی درکارها و گفتارو رفتارخود با کودک مقام خویش را به کودکی تنزل دهد. نیز فرموده است: ماگروه پیامبران موظفیم با مردم به قدر توانایی فهم آنان سخن بگوییم. بنابراین، باید به مقدار فهم کودک با او سخن بگوییم و چیزی را که در توانایی و فهم قوای عقلانی او نیست به او القا نکنیم، زیرا موجب ایجاد نفرت وانزجار او می شود. رسول اکرم(ص)فرموده است: اگر کسی با مردم سخنی بگوید که در خور عقل آنان نیست فتنه و ناامنی برای برخی ازآنان ایجاد می کند.

احادیثی از پیامبر اسلام (ص)

لَیْسَ لِلصَّبِیِّ لَبَنٌ خَیْرُمِنْ لَبَنِ اُمِّهِ

«هیچ شیری برای کودک بهتراز شیر مادرنیست»

اَکْثَرُوا مِنْ قُبْلَهِ اَوْلادِکُمْ فَاِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَهٍ دَرَجَهً‌‌‌‌‌‌‌‌ فِی الْجَّنَهِ. مابَیْنَ کُلِّ دَرَجَهٍ خَمْسَمِأهِ عامٍ

«فرزندان خودرا، زیاد ببوسید. زیرا با هربوسه، برای شما، مقام و مرتبتی دربهشت، فراهم می شودکه فاصلۀ میان هرمقام، پانصد سال است»

اِعْدِلوُا بَیْنَ اَوْلادِکُمْ کَما تُحِّبوُنَاَنْ یَعْدِلوُا بَیْنَکُمْ فِیالْبِرِّوَاللُّطْفِ

«میان فرزندان خود عدالت و مساوات را رعایت نمایید، چنانکه دوست میدارید میان شما در احسان و لطف و محبت رعایت مساوات شود»

رحمت خداوند بر پدری که در راه نیکی و نیکو کاری به فرزند خود کمک کند یعنی به او احسان نماید و همچون کودکی، رفیق دوران کودکی وی باشدو او را عالم و مؤدب بار آورد.

نتیجـــــــــه

درجنبة سازندگی برای وصول به مقاصد، باید اعتراف کرد که کارتربیت دشوار است و کار ساختن انسان دست کم از مرحله جنینی او آغاز میشود و تا لحظة مرگ ادامه مییابد. اگرتنها حق کودک را هم تربیت او بدانیم نیز باید به آن همت گماریم و در این راه مشقات و رنجهایی را تحمل کنیم. ما در راه تربیت نسل و رساندن آنان به مقصد، نیاز به مربیانی آگاه و دلسوز و فداکار داریم. مربیانی که خود تربیت یافته و دارای کفایت و لیاقت باشند و اصل تدریجی بودن تربیت را در پرورش کودکان همواره مد نظرداشته باشند. به امید آنکه آنان مربیان واقعی و دلسوز نسل جدید باشند و در این راه از هیچ تلاشی دریق نکنند.

 

منـــــابع و معاخــــــذ

1-         قرآن کریم.

2-         نهج البلاغه، سید رضی.

3-         تفسیرالمیزان، علامه طباطبایی.

4-         تفسیر نمونه، مکارم شیرازی.

5-         مجمع البیان، طبرسی.

6-         اصول کافی، کلینی.

7-         وسایل الشیعه، الشیخ محمدبن الحسن الحرالعاملی.

8-         نهج الفصاحه، ابواقاسم پاینده.

9-         مثنوی معنوی، مولوی.

10- با تربیت مکتبی آشنا شویم، رجبعلی مظلومی.

11- گفتار فلسفی کودک، فلسفی.

12- پرورش کودک، احمد بهشتی.

13- روانشناسی تربیتی، نویسندگان.

14- تعلیم و تربیت، حجتی کرمانی.

15- انسان ناشناخته.

16- تعلیم و تربیت اسلامی، محسن شکوهی یکتا.

فراخوان عناوین پژوهشی شورای تحقیقات سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان سال ١٣٨٣

 

 

 

1383/08/03

 

دبیرخانه شورای تحقیقات سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان از فرهنگیان ، پژوهشگران ، مدرسان مراکز تربیت معلم و اساتید دانشگاهها برای انجام پژوهش پیرامون عناوین زیر دعوت می نماید علاقمندان می توانند یکی از عناوین پژوهشی را انتخاب نمایند و پیشنهاده پژوهشی خود را حداکثر تا تاریخ 20/7/83 منحصراً از طریق پست سفارشی به نشانی اصفهان – بلوار هشت بهشت – سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان – کارشناسی تحقیقات وپژوهش ارسال نمایند درضمن فهرست عنـاویـن پژوهشـی ســال 1383 در سایـت اینترنتـی سازمــان آموزش وپـرورش استــان بـه آدرس www.Isfedu.org نیز اعلان شده است . طرح های پژوهشی واصله مورد ارزیابی قرار می گیرد و بالاترین امتیاز در هر عنوان پژوهشی به شرط کسب حداقل 60 درصد امتیاز انتخاب می شود وبرای طی سایر مراحل تا انعقاد قرارداد پژوهشی از پژوهشگر منتخب دعوت بعمل می آید. رعایت نکات زیر برای متقاضیان شرکت در فراخوان طرح پژوهشی لازم است : 1- پژوهشگر حداقل دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد باشد( دانشجویان کارشناسی ارشد می توانند یکی از عناوین پژوهشی را برای موضوع پایان نامه خود انتخاب و با تدوین طرح پژوهشی ( پیشنهاده) درفراخوان شرکت نمایند و درصورت احراز شرایط از حمایت مالی شورای تحقیقات سازمان برخوردار شوند.) 2- رشته تحصیلی پژوهشگر حتی الامکان با موضوع پژوهش مرتبط باشد. 3- برای تنظیم وتدوین پیشنهاده های پژوهشی صرفاً از فرم پیشنهاده شورای تحقیقات استان استفاده شود ( پژوهشگران می توانند با مراجعه به ادارات آموزش وپرورش مناطق ونواحی و یا کارشناسی تحقیقات سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان نسبت به دریافت فرم پیشنهاده اقدام نمایند.) 4- طرح پژوهشی ( پیشنهاده ) در محیط Word 2000 تایپ شود. 5- پیشنهاده های ارسالی عودت داده نمی شود. پژوهشگران محترم جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 2211264 –0311 ، دبیرخانه شورای تحقیقات سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان تماس حاصل نمایند. فهرست‌ عناوین‌ پژوهشی‌ شورای‌ تحقیقات‌ سازمان‌ آموزش‌ و پرورش‌ استان‌ اصفهان‌ در سال‌ 1383

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ پنجشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٤:۳۸ ‎ب.ظ ] [ ستاره ]
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ پنجشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٤:۳٥ ‎ب.ظ ] [ پرشین بلاگ ]
درباره وبلاگ

فرهنگی. دانشجو ارشد
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
برچسب‌ها وب
برچسب‌ها وب
برچسب‌ها وب
برچسب‌ها وب
برچسب‌ها وب
امکانات وب
دریافت همین آهنگ
www.Avazak.ir-Design By: Avazak.ir -->

دریافت کد پرواز پروانه

http://gfx.parstools.com/gifanimations/background/gifbj032src=http://roozfun.com/javahref="http://Avazak.ir" target="_blank">


//Pre-load your image below! grphcs=new Array(4) Image0=new Image(); Image0.src=grphcs[0]="http://Avazak.ir/Java/11/11.gif"; Image1=new Image(); Image1.src=grphcs[1]="http://Avazak.ir/Java/11/11.gif" Image2=new Image(); Image2.src=grphcs[2]="http://Avazak.ir/Java/11/11.gif" Image3=new Image(); Image3.src=grphcs[3]="http://Avazak.ir/Java/11/11.gif" Amount=8; //Smoothness depends on image file size, the smaller the size the more you can use! Ypos=new Array(); Xpos=new Array(); Speed=new Array(); Step=new Array(); Cstep=new Array(); ns=(document.layers)?1:0; ns6=(document.getElementById&&!document.all)?1:0; if (ns){ for (i = 0; i < Amount; i++){ var P=Math.floor(Math.random()*grphcs.length); rndPic=grphcs[P]; document.write(""); } } else{ document.write('
'); for (i = 0; i < Amount; i++){ var P=Math.floor(Math.random()*grphcs.length); rndPic=grphcs[P]; document.write(''); } document.write('
'); } WinHeight=(ns||ns6)?window.innerHeight:window.document.body.clientHeight; WinWidth=(ns||ns6)?window.innerWidth-70:window.document.body.clientWidth; for (i=0; i < Amount; i++){ Ypos[i] = Math.round(Math.random()*WinHeight); Xpos[i] = Math.round(Math.random()*WinWidth); Speed[i]= Math.random()*2+2; Cstep[i]=0; Step[i]=Math.random()*0.1+0.05; } function fall(){ var WinHeight=(ns||ns6)?window.innerHeight:window.document.body.clientHeight; var WinWidth=(ns||ns6)?window.innerWidth-70:window.document.body.clientWidth; var hscrll=(ns||ns6)?window.pageYOffset:document.body.scrollTop; var wscrll=(ns||ns6)?window.pageXOffset:document.body.scrollLeft; for (i=0; i < Amount; i++){ sy = Speed[i]*Math.sin(10*Math.PI/50); sx = Speed[i]*Math.cos(Cstep[i]); Ypos[i]+=sy; Xpos[i]+=sx; if (Ypos[i] > WinHeight){ Ypos[i]=-60; Xpos[i]=Math.round(Math.random()*WinWidth); Speed[i]=Math.random()*2+1; } if (ns){ document.layers['sn'+i].left=Xpos[i]; document.layers['sn'+i].top=Ypos[i]+hscrll; } else if (ns6){ document.getElementById("si"+i).style.left=Math.min(WinWidth,Xpos[i]); document.getElementById("si"+i).style.top=Ypos[i]+hscrll; } else{ eval("document.all.si"+i).style.left=Xpos[i]; eval("document.all.si"+i).style.top=Ypos[i]+hscrll; } Cstep[i]+=Step[i]; } setTimeout('fall()',20); } window.onload=fall //-->
دریافت کد پرواز پروانه دریافت کد پیغام خوش آمدگویی